3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپی از تصاویر شهید عباس کریمی، فرمانده لشکر 27 محمدرسولالله(ص) و بخشی از سخنرانی او در جمع رزمندگان
⏳ ۱ اردیبهشت ١٣٣٦ - سالروز تولد حاج عباس کریمی، فرمانده شهید لشکر۲۷ محمد رسول الله (ص)
🌷 شهادت: 23 اسفند 1363- عملیات بدر، در کنار دجله و بر اثر اصابت ترکش به سر
#شهید_عباس_کریمی
#لشکر۲۷محمد_رسول_الله
#جزیره_مجنون
#شرق_دجله
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏳ ۱ اردیبهشت ١٣٣٦ - سالروز تولد حاج عباس کریمی، فرمانده شهید لشکر۲۷ محمد رسول الله (ص)
متولد قهرود کاشان- دیپلمه در رشته نساجی
همراهی با انقلاب در سال57
در بهار ٥٨ به عضویت سپاه درآمد و در قسمت اطلاعات مشغول کارشد.
در تابستان ٥٩ داوطلبانه برای مبارزه با ضدانقلاب عازم کردستان شد و در سپاه پیرانشهر با واحد اطلاعات – عملیات همکاری نمود.سپس به نیروهای احمد متوسلیان در مریوان پیوست و در انجام شناسایی عملیات و آزادسازی منطقه دزلی نقش مؤثری ایفانمود.
همراه جاویدالاثر متوسلیان، همت، چراغی و ... به جبهه جنوب رفت و بعنوان مسئول اطلاعات – عملیات تیپ محمد رسول الله(ص) فعالیت نمود. پس از شهادت ابراهیم همت، فرمانده لشگر 27 شد. او در ٢٣ اسفند ١٣٦٣ در حالی که آخرین دستور ابلاغی از جانب قرارگاه را در عملیات بدر (منطقه شرق دجله و شمال القرنه) اجرا می کرد (و در حالیکه لبخندی متین بر لب داشت) بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر به فیض شهادت نائل آمد
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مکالمه بیسیمی شهید عباس کریمی با شهید محمدرضا دستواره در حین اجرای عملیات بدر
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای بیسیم حاج عباس کریمی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان دو فرمانده شهید لشکر 27 محمد رسول الله ص// شهید عباس کریمی، شهید همت
اردیبهشت ١٣٣٦ - سالروز تولد حاج عباس کریمی، فرمانده شهید لشکر۲۷ محمد رسول الله (ص)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مستند فرماندهان || حاج عباس کریمی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
در جام شفق شکفت سیمای بصیر
خالیست میان عاشقان جای بصیر
🌷 دوم اردیبهشت ۱۳۶۶ - سالروز شهادت سردار بی ادعای لشگر ۲۵ کربلا، حاج حسین بصیر - عملیات کربلای ۱۰ - منطقه ماووت عراق
ا🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱
💠 برای مسئولان!
🌷چند شب مانده بود به عملیات والفجر هشت، شور و حال عجیبی بین بچهها بود، در آن شب های زمستانی، برای تقویت روحیه، دستههای عزاداری به راه میانداختیم و به گروهانها و گردانهای همجوار میرفتیم. یک شب کل گروهان را به دو ستون کردیم و به طرف گردان امام محمد باقر (ع) لشکر کربلا رفتیم.
🌷من وسط دو ستون بودم تا حرکت بچهها را منظم کنم. آن شب تاریک، جاده به خاطر بارانی که شب قبل آمده بود خیس و گلی بود و احتمال داشت لیز بخوریم؛ بین راه دیدیم که ستونها به هم چسبیدهاند، سریع خودم را به آن قسمت رساندم، دیدم فردی با یک پیت نفت به دست، باعث توقف ستون و بههم ریختن صف شده‼️
🌷کمی از کارش دلخور شدم، وقتی رفتم به او اعتراض کنم، دیدم حاج حسین بصیر است که وسط چالهای که در آن آب است ایستاده و با علامت دادن با پیت حلبی، نمی گذارد دیگران توی آب بیافتند. . . . او دستش را طوری روی صورتش گرفته بود که شناخته نشود!!