1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 حضرت آقا این اواخر دوتا سخنرانی در حال ایستاده دارند
⭕️ عزیزان عاجزانه خواهش میکنیم این کلیپ کم حجم و کوتاه را تا میتوانید پخش کنید.شاید از کمترین کارهایی هست که آثار بزرگی داره.خواهشا کوتاهی نفرمایید
#شهید_امام_خامنهای
🏴 #امام_شهید 🇮🇷
🥀 #رهبر_شهید
#آقای_شهید
#شهید_امام_سیدعلی_حسینی_خامنهای
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 لحظه پیدا شدن پیکر نوه ۱۴ ماهه رهبر انقلاب
🔹روایت جلال ملکی از لحظه پیدا شدن پیکر مطهر نوه ۱۴ ماهه رهبر شهید انقلاب در پردیس حکومتی پایتخت
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷
❏ ۱۶ اردیبهشت سالروز شهادت
یوسف جبهههای دفاع مقدس
#شهید_عبدالحسین_نوروزینژاد
تنها چیزی که از سیمای دلربا و آن چشمهای زیبای عبدالحسین در میان میدانِ نبرد باقی ماند فقط یک کلاه متلاشی شده و نیم سوخته بود..!
مگر گلولهی تانک وقتی به یک نوجوان ۱۸ ساله میخورد چه چیزی از اون باقی میماند؟
از ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۱ تا الان پیکر عبدالحسین مهمانِ جبهههاست و هنوز هم میل جاویدالاثر بودن دارد!
#شهادت_عملیات_بیتالمقدس
#روحش_شاد_با_ذکر_صلوات
👇👇
۱۶ اردیبهشت ۶۱ -سالروز شهادت رزمنده بسیجی عبدالحسین نوروزی نژاد
🌱 متولد دزفول-۱۳۴۳
🕊عروج:مرحله دوم عملیات بیتالمقدس
آشنایی او با احکام شرعی و تکالیف دینی همزمان با دوران نوجوانی و آغاز سن بلوغش بود
با شروع جنگ تحمیلی سریعا خود را به ستاد نیروهای ذخیره سپاه معرفی کرد،آموزشهای نظامی لازم را دید و عضو فعال بسیج شد
در مرحله دوم عملیات آزادسازی خرمشهر در اردیبهشت ۶۱ هنگامیکه عراق برای بازپسگیری مواضع خود، پاتک را آغاز کرد، او که فرمانده دسته بود، مجبور شد براثر فشار بی امان دشمن و بنا به دستور فرماندهی، نیروهای خود را عقب بفرستد.
بقیه ماجرا از زبان شهید محمد گل اکبر:
آنروز که دشمن پاتک سنگینی کرد.دشمن با تانک بما هجوم آورد، دستور عقبنشینی صادر شد، من معاون دسته بودم. عبدالحسین گفت: تو نیروها را به عقب ببر! و خودش با آرپیجی مقابل دشمن ایستاد وگفت من شلیک میکنم تا شما فرصت عقب رفتن پیدا کنید
و اینگونه او در آخرین لحظات، خود را سپر جان همرزمانش نمود و درعنفوان جوانی بال دربال ملائک گشود🕊
فرازی از وصیت شهید:
درمکتب ما،در اسلام عزیز ما سکوت خوار وننگین است،پس بپاخیزیم و برعلیه کفر و علیه باطل بجنگیم که خدا با ماست و وعده خدا راست و درست است
و اما ای بازماندگان عزیز شما که رسالت خون شهیدان را برعهده دارید باید با کمال صداقت آنرا انجام دهید و از آن غافل نشوید.امام را الگو وسرمشق خودقرار دهید و از رهنمودهای او پیروی کنید که راه امام، راه اسلام وقرآن است
به پرورش چهره های تازه و اسلامی همت گمارید و مسجد را که بقول امام سنگر است حفظ کنید و آنرا خالی نگذارید
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ماه_پاره
🌷شهید عبدالحسین نوروزی نژاد
او در وصیت نامه اش می نویسد: « خانواده عزیزم! اگر در جبهه شهید شدم، جسم مرا بدون غسل و کفن و با همان لباس هایم به خاک بسپارید » ...وسپس با بقیه رفقایش از سپاه دزفول، راهی عملیات می شود...
🌴 اردیبهشت ۶۱ _ عملیات بیت المقدس - نبرد برای #خرمشهر
#کلاه_نیم_سوخته
همرزم شهید می گوید:
قبل از عملیات، بخاطر گرمای هوا، همراه با تعدادی از بچه ها کلاه های پارچه ای تهیه کردیم و هر کدام اسم و مشخصات خود را روی لبه آنها نوشتیم و به شوخی می گفتیم اگر چیزی از بدنمان نماند، لااقل از روی کلاهمان شناسایی شویم!
این شوخی ما در مورد این شهید عزیز واقع شد.
پاتک عراق سنگین بود بطوری که دشمن برای هر نفر یک گلوله ی تانک شلیک می کرد ...
در آن شرایط که بچه ها مجبور می شوند که به خاکریز عقب برگردند، «عبدالحسین» با شلیک آر پی جی سعی در مقابله با دشمن داشت ک ناگهان . . . 🕊🕊
غروب شد اما خبری از «عبدالحسین» نداشتیم. شب بچه ها دوباره برای بازپسگیری مواضع قبلی و شناسایی و انتقال پیکر شهدا رفتند، پیکر او را نیافتند، ... تنها نشانه ای که از عبدالحسین پیدا شد، فقط یک کلاه نیم سوخته بود که نامش روی آن نوشته شده بود.
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷
@khadem_shohda01_vns-norozi_mojodi_980611.mp3
زمان:
حجم:
17M
🔰 دلنوشته ی شهید جاویدالأثر عبدالحسین نوروزی نژاد؛
تو را باید به آن کلاه نیمه سوخته قسم داد.
آن کلاه نیم سوخته ای که حاج مصطفی بعد از ۳۲ سال بالاخره رازش را برملا کرد و آورد و داد به برادرت...
درد نرسیدن از درد جاماندن سنگین تر است و تو دوباره می پرسی: مگر نرسیدن با جاماندن تفاوت دارد؟
دارد. تفاوت دارد. به سه رنگ تابوتت قسم تفاوت دارد.
آخ ! یادم نبود برادر! نباید تو را به سه رنگ تابوتت قسم می دادم ، آخر تابوتی در کار نبوده و نیست.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۱ -سالروز شهادت رزمنده بسیجی عبدالحسین نوروزی نژاد
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷
۱۶ اردیبهشت ۶۱ -- سالروز شهادت راوی دفاع مقدس
🌷 شهید نادر صباغیان هاتف
متولد سال ۱۳۴۲ در تهران، در خانوادهای مذهبی رشد و نمو یافت. نادر به دلیل علاقه شدید به قرآن و مفاهیم آن، در نوجوانی عضو گروه پیشآهنگان قرآن در مسجد انصارالحسین (ع) محله پیروزی تهران شد و به یادگیری و انس با قرآن پرداخت.
پس از پیروزی انقلاب در مسجد محل، در تعلیم و تربیت جوانان محله اهتمام فراوان داشت. برگزاری کلاسهای علمی-آموزشی، همچنین نظامی، از فعالیتهای سیاسی او در مسجد محل بود.
در اوایل سال ۱۳۶۰ به عضویت سپاه درآمد و در همان ابتدای عضویتش، عازم جبهه غرب در منطقه گیلانغرب شد. پس از مدتی حضور در جبههها، بر اثر اصابت ترکش مجروح شد.
نادر صباغیان پس از بازگشت از مناطق عملیاتی، در اواسط سال ۱۳۶۰ به عضویت دفتر سیاسی سپاه درآمد و با تشکیل دفتر جنگ، از اولین راویان اعزامی به صحنههای نبرد بود.
او در عملیاتهای فتحالمبین و بیتالمقدس بهعنوان راوی در قرارگاه کربلا و تیپ عاشورا به ثبت و ضبط وقایع جنگ پرداخت که حاصل آن ۱۵۲ نوار صوتی و چهار دفترچه گزارش راوی است.
نادر صباغیان در تاریخ ۱۶ اردیبهشت سال ۱۳۶۱، ابتدای مرحله دوم عملیات بیتالمقدس، هنگام تردد از جاده اهواز - خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت رسید.
مزار شهید: قطعه ۲۶ بهشت زهرا (س) تهران
🔅 رهبر انقلاب از تاکتیکهای فتح خرمشهر میگویند
🔻 تاکتیکهائی که #جوانهای_مؤمن در عملیات بیتالمقدس - که منتهی شد به آزادی #خرمشهر - به کار بستند و طراحیای که آنها کردند، تا امروز هم برای آن کسانی که در مقولههای نظامی صاحب فکر و نظرند، درسآموز است؛ تاکتیکهای پیچیده، پرتحرک، دشوار، به حسب ظاهر نشدنی، اما به دست معجزهگر #جوان_مؤمن_ایرانی، جوان مبتکرِ متکی به خدا، عملی و شدنی و واقع شده، بیسابقه بود.
🔹 این معنویت، این تکیهی به نیروهای معنوی و ایمانی، این اعتماد به نفس، این شجاعت، این حقیر شدن همهی جلوههای ظاهر زندگی مادی، حرکت در راه رضای خدا، در هیچ جا سابقه نداشت؛ همچنانیکه که خودِ انقلاب اسلامی هم نظیری و سابقهای در تاریخ نداشت. ۱۳۸۶/۰۹/۰۵
وقتی رسیدم دستشویی، دیدم آفتابهها خالی هستن. باید تا هور میرفتم، زورم اومد.
یه بسیجی اون اطراف بود. گفتم دستت درد نکنه؛ این آفتابه رو آب میکنی؟
رفت و اومد. آبش کثیف بود.
گفتم برادر جان! اگه از صد متر بالاتر آب میکردی، تمیزتر بود!
دوباره آفتابه رو برداشت و رفت. بعدها شناختمش. زینالدین بود؛ فرمانده لشکر!!!
#درس_اخلاق
⚪️ ماجرای مجروح شدن سردار قاسم سلیمانی در دوران دفاع مقدس
#خاطره
در مرحله اول عملیات آزادسازی خرمشهر دلیرمردان تیپ ثارالله (هنوز لشکر نشده بود) علیرغم پیشروی اولیه موفق به تثبیت موقعیت خود نشدند و ناچار به بازگشت شدند. درحالیکه پیکر تعدادی از شهدای عزیز بین دو خاکریز مانده بود؛ و چون منطقه در تیررس و آتش بی وقفه دشمن بود، انتقال اجساد مطهر غیر ممکن می نمود و این مسئله هم مزید بر علت شده بود که تاثیر منفی بر روحیه تعدادی از رزمندگان بگذارد و آنان را نسبت به پیروزی مردد سازد!
یک روز که باموتور در خط مقدم در تردد بودم، خودروی روبازِ فرمانده ی شجاع؛ "حاج قاسم سلیمانی" را دیدم که شخصا برای تقویت روحیه بچه ها و شناسایی منطقه برای مرحله دوم عملیات آمده بود. بعثی ها از ترس آغاز مرحله ی بعدی عملیات بیت المقدس، به شدت منطقه را زیر آتش توپ و خمپاره قرار داده بودند که ناگهان یکی از خمپاره ها کنار خودروی حاج قاسم خورد و گرد و غبار و دود غلیظی، سردار و راننده را دربر گرفت.
لحظاتی چند نفس درسینه حبس شد که گویا فرمانده هم به خیل شهدا پیوست! ثانیه ها به کندی گذشت تا اینکه خودرو و دو سرنشین آن نمایان و معلوم شد. به لطف الهی به خیر گذشته بود. البته حاج قاسم بی نصیب نمانده بود و چند ترکش به بدن و بخصوص پایش اصابت کرده بود. اما انگار نه انگار که اتفاقی افتاده، خودرو به راه خود ادامه داد. ماهم با موتور در جاده ی مارپیچ به دنبال آن رفتیم تا به چادرهای اورژانس صحرایی رسیدیم.
سردار با زحمت از خودرو پیاده شد، چندسوراخ بر لباس رزم او، نشانگر تعداد ترکشهابود. بنده و دوستم رفتیم که زیر بازویش را بگیریم تا احساس درد کمتری بکند؛ اما در آن حال که بالطبع، رنجوری و ضعف بر بدن مستولی است، اجازه نداد به او کمک کنیم و اشاره کرد که با پای خود می رود تا در روحیه ی رزمندگان، اندک بازتاب منفی نداشته باشد!
(راوی: سیدمحمد حسینی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی)