eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
29.9هزار عکس
19.9هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 ۲۲ خرداد ۱۳۳۵ - زادروز سردار شهید مرتضی یاغچیان , جانشین فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا (شهید مهدی باکری) 🌹 حیاتش بسته به حضور در جبهه بود💕 ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 📄وصیت شهید یاغچیان: ✍️ این وصیتنامه را می نویسم تا حجتی باشد تا آنکه بعد از من نگویند نا آگاه بود و نادان و بی هدف بلکه من زندگی را از حسین(ع) آموختم که فرمود مرگ با عزت به از زندگی با ذلت است بار خدایا! بنده ای هستم گناهکار و روسیاه و شرمسار و در خود لیاقت شهید شدن را نمی بینم مگر آنکه تو خود بر من رحم کنی و عنایت به من بنمایی،شربت شهادت را خداوندا امروز نایب امام زمانت با دم مسیحائی خود به ما ارزش انسان بودن و انسان شدن را می آموزد.روز امتحان است و اگر لحظه ای درنگ کنیم فرصت از دست رفته است.پس ما را یاری بفرما و راهنمایمان باش و از لغزشها نگاهمان دار تا به صراط مستقیم هدایت شویم. امروز این سعادت به من دست داده تا به کربلای ایران ، جایگاه عاشقان خدا ، قرار گاه برادران رسول گرامی ، پویندگان راه علی(ع)، پیروان حسین(ع)،سربازان امام زمان (عج) ، یاران رهبر عزیز خمینی کبیر و راهیان شهادت راه یابم .برای رسیدن به این مکان چه انتظاری کشیده ام، خدا می داند. با آگاهی کامل و با عشق به الله به این راه آمده ام تا برای رضای او جهاد کنم و اگر سعادت پیدا کردم به دیدار خدا بروم و ازاین تن خاکی عروج کنم و به خدا برسم. دوستان و برادران از همه عاجزانه حلیت می طلبم و تقاضا میکنم امام عزیز را تنها نگذارید،تا جائیکه می توانید تلاش کنید... مرتضی یاغجیان 17/2/1361 قرارگاه کربلا ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | خاطره شهید از شهید - بعد از 🌴 دوران ا▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️ 🔰 اولین تیر آذربایجانی‌ها را یاغچیان به‌سوی عراقی‌ها شلیک کرد! 🔹از قبول مقام فرماندهی تیپ عاشورا خودداری نمود و در جواب همرزمانش گفت: هر کجا بگویید کار می‌کنم، ولی با من از قبول مسئولیت حرفی نزنید. مرتضی یاغچیان در طول عملیات‌های گوناگون درایت و قدرت فرماندهی خود را بخوبی به اثبات رساند به‌گونه‌ای که اکثر فرماندهان سپاه بر این قضیه اذعان داشتند. 🔹شهید یاغچیان در مناجات‌هایش با خداوند می‌گفت: بهتر از جانم چیزی ندارم که تقدیم کنم چراکه آن‌هم به تو تعلق دارد؟ 🌷مرتضی یاغچیان شهادت: ۱۳۶۲/۱۱/۷ ،عملیات خیبر پیكر شهید یاغچیان پس از عملیات در منطقه جا ماند و تا سال ۱۳۷۵ مفقودالاثر بود تا اینكه در پی جستجوی گروه های تفحص ، بقایای پیکرش كشف شد و در وادی رحمت تبریز آرام گرفت. ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
🌿 حیات او بسته به حضورش در جبهه بود «مرتضی یاغچیان» از موسسین و نخستین اعضای سپاه پاسداران در تبریز بود که با آغاز جنگ تحمیلی همراه با نخستین گروه از پاسداران راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. او در عملیات «بیت‌المقدس» مسئولیت محور را برعهده داشت و در عملیات‌های «رمضان»، «مسلم بن عقیل»، «محرم»، «والفجر مقدماتی» و «والفجر یک» معاون تیپ عاشورا بود. با تبدیل تیپ «عاشورا» به لشکر، «مرتضی یاغچیان» به‌عنوان یکی از معاونین «مهدی باکری» در عملیات‌های «والفجر ۲»، «والفجر ۴» و «خیبر» شرکت کرد و در طول این مدت بار‌ها دچار مجروحیت شد و با انجام چند عمل جراحی، مجدداً به جبهه‌ها بازگشت و نهایتاً اسفند سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر در جزایر مجنون به شهادت رسید. ▪️«ناصر بیرقی» جانباز ۷۰ درصد و از همرزمان شهید «مرتضی یاغچیان»، داستان یکی از مجروحیت‌های وی را این‌گونه روایت کرده است:👇👇 🎤 بعد از آزادسازی سوسنگرد، بار دوم به اکیپ ما ملحق شد. به زودی عملیاتی در منطقه آغاز می‌شد و قرار بود با هم برویم شناسایی. من بودم، شهید «نوری» از سپاه راه‌آهن و قائم‌مقام لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) و «مرتضی یاغچیان». سوار بلمی شدیم تا از سمت مالکیه از کانال عبور کنیم و برویم برای شناسایی منطقه. بعد از شناسایی هنگام برگشت، منطقه‌ای بود که باید سینه‌خیز و آرام از آنجا عبور می‌کردیم تا عراقی‌ها ما را نبینند. هوا روشن شده بود و گویا عراقی‌ها متوجه حضور ما شدند. در عرض چند دقیقه زیر آماج گلوله‌های دشمن قرار گرفتیم. توپ و تیر و خمپاره بود که از هر سمتی می‌بارید روی سرمان. خوب یادم هست که حتی هلی‌کوپتر هم بالای سرمان چرخ می‌زد و ما را به رگبار بسته بود. «نوری» داد می‌کشید که بابا ما همه‌اش سه نفریم! این همه تجهیزات برای چه؟ خلاصه در شرایط خاصی قرار گرفته بودیم. به زحمت خودمان را به بلم رساندیم. زمستان بود. کرخه مثل همیشه وحشی و پر خروش، این‌بار گل‌آلود و سرد. پریدم داخل بلم و تند اسلحه‌های «نوری» و «مرتضی» را گرفتم. «نوری» داشت طناب بلم را باز می‌کرد که یک دفعه خمپاره‌ای درست کنار بلم فرود آمد. همان وقتی که «مرتضی» پا انداخته بود روی بلم که سوار شود. ترکش‌ها خوردند به پایش و بعد هم افتاد داخل کرخه. کاملا گیج شده بودم. اوضاع خیلی بدی بود. «مرتضی» توی آب دست و پا می‌زد و اطرافش هر لحظه از خون پایش سرخ می‌شد. پریدم توی آب و با «نوری»، «مرتضی» را از آب کشیدیم بیرون و گذاشتیم توی بلم و راه افتادیم به سمت سوسنگرد. این دومین باری بود که «مرتضی یاغچیان» از ناحیه پا مجروح می‌شد. با خودم گفتم دیگر کارش تمام است. تمام نشده بود، ولی... خیلی طول نکشید که برگشت. فقط «مرتضی» بود که سرپا می‌ماند وگرنه این زخم هرکس دیگری را از پا می‌انداخت. ⚪️ بعد‌ها فهمیدم که او حیاتش بسته به حضور در جبهه بود و این زخم‌ها چیزی نبودند که مانع او شوند. ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 کلیپ شهید «مرتضی یاغچیان» 🎤 به زبان آذری ا┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ 📡 کانال "دفاع مقدس" ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas