اصغرم چه بی تابی می زنی چرا پرپر .mp3
زمان:
حجم:
23.2M
#صوت| حاج صادق آهنگران
🌴 روضه ی شب عاشورا
روضه ی شهادت حضرت علی اصغر(ع)
اصغرم چه بی تابی
می زنی چرا پرپر
لایی لایی ای مادر
میان خیمه ها امشب
خدایا قحطی آب است
🌷خاطره ای از شهید محمدباقر الله وردی
راوی: همرزم شهید
🌗 شب عاشورا بود . ساعت 2 نصف شب را نشان می داد . محمد باقر آرام از خواب بیدار شد تا وضو بگیرد برگشت و مشغول نماز شد . یکی از بچه ها به شوخی گفت الان وقت نماز نیست و او بعد از اتمام نماز جواب داد فردا من شهید می شوم آمد دوباره خوابید . صبح که برای نماز بیدار شد نیت روزه کرد فرمانده به او گفت ما فردا زیاد راه می رویم تو خسته می شوی گفت عیبی ندارد ساعت 5 صبح 12 نفری برای شناسایی مکانی که یک فروند هواپیما در حین ماموریت سوختش تمام شده بود و فرود آمد رفتیم وماموریت با موفقیت انجام شد حدود 1 ساعت بعد از ظهر سوار ماشین شدیم تا برگردیم . محمد با زبان روزه لب به سخن گشود و گفت هر کسی الان شهید شود به جمع شهدای کربلا می پیوندد هنوز جمله اش به پایان نرسید که خمپاره ای سفیر کشان در کنارش فرود آمد و منفجر شد و بعد از فروکش کردن گرد و غبار همه پیکر بی جان و به خون خفته محمدباقر را دیدیم که به شهدای کربلا پیوست .
(راوی: همرزم شهید
Haj Meysam MotieeShab10Moharram1394[05].mp3
زمان:
حجم:
5M
🏴مداحی میثم مطیعی در شب #عاشورا
🏴امشب قرآن به لب است، فردا بر رحل سنان (واحد)
🏴#امام_حسین
🏴#حضرت_زینب
🏴#اللّٰھـُــم_عجِّل_لِوَلیڪَ_الفَرَجْ🤲
🏴 رنگ و بوی ماتم عزای امامحسین (ع) در جبههها
💠 ماه محرم در جبهه رنگ و بوی خاص خود را داشت و هر یگان در مقر خود مراسم ویژهای برگزار میکردند.
🔹همزمان با گرفتن رنگ و بوی عزا در کل کشور روزهای محرم در دوران دفاع مقدس و در جبهههای جنگ غرق در ماتم و عزاداری اباعبدالله میشد. محرم اوج دلدادگی رزمندهها به خدا بود. با اینکه ذکر "یا حسین" از لب، و فکر کربلا از ذهن رزمندهها جدا نمیشد، اما محرم بهانهای بود برای یادآوری بیشتر قیام عاشورا. رزمندهها در حسینیهها و گاه در سنگرها و مقرها از هر فرصتی برای برپا داشتن عزاداری استفاده میکردند.
🚩فضای مقرها رنگ عزا به خود میگرفت. نیروهای تبلیغات تمام سعی خود را برای فضاسازیهای محرمی با نوشتن پلاکاردها و پرچمهای مشکی به کار میگرفتند. شعارها و نواهای دسته جمعی صبحگاه متناسب با حال و هوای محرم گفته میشد، برای بسیاری از رزمندهها محرمهای جبهه منحصر به فردترین محرمها در تمام عمرشان محسوب میشود.
🌷آرزوها برای شهادت در این ماه رنگ و بویی دیگر میگرفت، و گویی مشتاقان شهادت در این ایام مشتاقانهتر آغوش خود را برای شهادت باز میکردند. هرکسی دوست داشت تا شهادت در این ماه نصیبش شود، آرزویی که برای برخی به وقوع میپیوست و آنان را همراه با اصحاب امام حسین (ع) بر سر یک سفره مینشاند.
🌴 هر یک از لشکرها و یگانهای رزمی در محل مقرهای خود برنامههای ویژهای در این ماه برگزار میکرد
🚩🌴🚩🌴🚩🌴🚩🌴
🎞 در فیلم پیش رو که زمان ضبط آن به طور دقیق مشخص نیست، عزاداری رزمندگان عزاداری نیروهای لشکر علیابنابیطالب ، را به تصویر کشیده است👇👇👇
23.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽؛
#طواف_کعبه_دل
👈 حتی فقط یک حاجی در طول تاریخ اینگونه طواف نکرد !
👈 حضرت اباالفضل (علیه السلام) شب عاشورا را چگونه گذراند ؟!
#استاد_انصاریان
┈┉┅━❀💌❀━┅┉┈
📡 ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
▫️رفیقانم دعا کردند و رفتند
▫️مرا زخمی رها کردند و رفتند
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
💕 #همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید 🌷
🌴 شب #عاشورا بدنیا اومد.
اسمش راگذاشتند#حسین .
گذشت و گذشت و تو جبهه شد
فرماندهی لشکر #کربلا ...
حاج حسین بصیر بعد ۷ سال حضور در جبهه
و شرکت و #فرماندهی در ۲۲ عملیات
در سال ۱۳۶۶ #بشهادت رسید.
.
📩 #قسمتی از #وصیتنامه #سردار شهید حاج حسین #بصیر : گريه كردن اگر در راه خدا و براي امام حسين (ع) و اهل بيتش باشد خوب است، گريه كردن براي مظلوميت امام حسين (ع)، گريه كردن براي مظلوميت حضرت زهرا (س) شايسته است ... گريه براي كسي نيست مگر اينكه انسان به مراد مطلوب خود نرسد انسان بايد براي خودش گريه كند چون كه وضعيت خودش معلوم نيست كه، چطور مي ميرد !!!!!
.
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۶ آبان ماه ۱۳۶۱
در چنین روزی عملیات محرم در جبهه میانی جنگ به پایان رسید
🌴 عملیاتی که ذاکر اهل بیت، حاج مهدی منصوری اولین بار در آن شرکت کرد و در آن روضه خواند
🎞 فیلمی از عزاداری و گریههای جانگداز رزمندگان دفاع مقدس از عشق و توسل آنها به اهل بیت(ع) با نوای حاج مهدی منصوری، رزمنده و مداح اصفهانی...
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
سخن برادر منصوری:👇
🔹 اولین عملیاتم، «عملیات محرم» بود. خاطرم هست منطقهای داشتیم به نام «عینخوش». شبهای قبل عملیات، آنجا و توی آن منطقه روضهخوانی و مداحی میشد. نمیدانید چه شوروحالی داشت.
◇ خود بچهها روضه بودند. یادم هست شام عاشورا بچهها پابرهنه روی خارهای بیابانها میدویدند و حسینحسین میگفتند. نمادی هم درست کرده بودند از آتشزدن خیمهها. شوروحال عجیبی داشت.
◇ من اولینبار توی آن عملیات خواندم. عاشورای واقعی، عملیات محرم بود. نمیدانید این بچهها چطور به سینه میزدند و حسینحسین میگفتند.
◇ زیارت عاشورا که میخواندیم، تا میگفتیم: «السلام علیک یا اباعبدالله…»، چنان صدای ضجه بچهها بلند میشد که دیگر نمیتوانستیم بقیهاش را بخوانیم.
◇ ما روضه میخواندیم؛ ولی آنها خودشان روضه بودند. ما شعر میخواندیم؛ ولی آنها شعور داشتند. ما حرف میزدیم؛ ولی آن بچهها عمل میکردند. واقعا نمیتوانم ترسیم کنم آن شور و آن حالوهوا را.
◇ رزمندگان ما شب عملیات لباسهایشان را میشستند و عطر و گلاب به خودشان میزدند. حرفشان این بود:
◇ «حالا که ما داریم میرویم پیش امامحسین(ع)، خوب است تمیز و معطر باشیم.»
◇ اتفاقا همان ها هم شهید می شدند
🚩🌷🌷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄