ز چشمه سار شهادت
وضـو گرفته به خـون ؛
پیِ نماز به محراب کبریا رفتند
#عملیات_خیبر
#نماز_سفارش_یاران_آسمانی
25.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 بنما توکل بر خدا
📽 فیلم / تصاویری خاطره انگیز از جبهه های جنگ و حال و هوای رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس -- #عملیات_رمضان
🎤 همراه با نوای مداح باصفای جبهه ها #حاج_صادق_آهنگران
🎙 با کاروان کربلا ، با راهیان نینوا
کن بی درنگ عزم سفر ، بنما توکل بر خدا
این کاروان عشق را ، شور حسینی بر سر است
آماده ی رفتن شده ، در کار رزمی دیگر است
مهدی امام منتظر ، بر این سپه سرلشگر است
بیرق به دوشان ، صف به صف
کرده لوای حق بپا ، بنما توکل بر خدا...
کانال #دفاع_مقدس
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💕 #وادی_عشق
📽 فیلمی خاطره برانگیز از جبهه های حق علیه باطل و حال و هوای رزمندگان اسلام در عملیات غرورآفرین #والفجر_هشت
🎤 همراه با نوحه ای زیبا و شنیدنی از مداح باصفای جبهه ها #حاج_صادق_آهنگران
🎙 وادی عشقم دیار کربلاست
ساربان آهسته ران ، آهسته ران
کوی جانان جلوه گاه کبریاست
ساربان آهسته ران ، آهسته ران
این مکان باشد تجلیگاه عشق
ابتدای راه عشق
خاک پاکش روح بخش و جان فزاست
ساربان آهسته ران ، آهسته ران
قافله سالار این وادی منم
کاروان عشق را هادی منم
روح عدل و نور آزادی منم
این دیار جان نثاران خداست
ساربان آهسته ران ، آهسته ران
حق در اینجا هدیه ی جان می خرد
گلپر خون شهیدان می خرد
بهترین ها بهر قربان می خرد
مقصد قربانیم در این مناست....
#اربعین
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
#نشر_مطالب_صدقه_جاریه_است
🌴 کانال #دفاع_مقدس:
روایتگر رویدادهای جنگ
و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
📚 داستانهایی از دفاع مقدس
تک تيرانداز را صدا زدم؛
گفتم:
«اوناهاش،
اونجاست،
بزنش!»
اسلحهاش را برداشت،
نشانه گرفت،
نفسش را حبس كرد،
ولی ناگهان اسلحهاش را پايين آورد!
گفتم:
«چرا نزدی؟»
گفت:
《داشت آب میخورد.💦 💦
ا▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
👆📷 #تک_تیرانداز
جاده فاو - ام القصر
اسفند ماه 1364
تک تیرانداز گردان 152
حضرت ابوالفضل العباس (؏)
تیپ 32 انصارالحسین-- همدان
🌷خاطرات کوتاه از شهید محمدباقر الله وردی
🌷🌹همرزم شهید: شب عاشورا بود . ساعت 2 نصف شب را نشان می داد . محمد باقر آرام از خواب بیدار شد تا وضو بگیرد برگشت و مشغول نماز شد . یکی از بچه ها به شوخی گفت الان وقت نماز نیست و او بعد از اتمام نماز جواب داد فردا من شهید می شوم آمد دوباره خوابید . صبح که برای نماز بیدار شد نیت روزه کرد فرمانده به او گفت ما فردا زیاد راه می رویم تو خسته می شوی گفت عیبی ندارد ساعت 5 صبح 12 نفری برای شناسایی مکانی که یک فروند هواپیما در حین ماموریت سوختش تمام شده بود و فرود آمد رفتیم وماموریت با موفقیت انجام شد حدود 1 ساعت بعد از ظهر سوار ماشین شدیم تا برگردیم . محمد با زبان روزه لب به سخن گشود و گفت هر کسی الان شهید شود به جمع شهدای کربلا می پیوندد هنوز جمله اش به پایان نرسید که خمپاره ای سفیر کشان در کنارش فرود آمد و منفجر شد و بعد از فروکش کردن گرد و غبار همه پیکر بی جان و به خون خفته محمدباقر را دیدیم که به شهدای کربلا پیوست .
(راوی: همرزم شهید)
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
🌷برادر محمدباقر،محمدرضا الله وردی نیز دو سال بعد در منطقه رقابیه در حال خنثی سازی مین و پاکسازی منطقه بر اثر انفجار مین بشهادت میرسد
▫️▪️▫️▪️▫️ا
شهید بسیار مهربان و خوب بود هیچگاه توقع مالی از من نداشت به همان چیزی که در اختیارش بود بسیار قانع بود شهید دوستان بسیار خوبی داشت که در خط خدا و ائمه بودند . همیشه با هم درتمام مراسمات مذهبی شرکت می کردند . شهید بسیار روحیه بالایی داشتند اگر افراد محروم وضعیف جامعه را می دید هم ناراحت می شدند و هم به آن ها کمک میکردندو احترام میگذاشتند
راوی:پدرشهید