eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
29.9هزار عکس
19.9هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
پرواز از قفس روزمرگی هاست در فضایِ ملکوت ...
ز چشمه‌ سار شهادت وضـو گرفته به خـون ؛ پیِ نماز به محراب کبریا رفتند
25.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 بنما توکل بر خدا 📽 فیلم / تصاویری خاطره انگیز از جبهه های جنگ و حال و هوای رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس -- 🎤 همراه با نوای مداح باصفای جبهه ها 🎙 با کاروان کربلا ، با راهیان نینوا کن بی درنگ عزم سفر ، بنما توکل بر خدا این کاروان عشق را ، شور حسینی بر سر است آماده ی رفتن شده ، در کار رزمی دیگر است مهدی امام منتظر ، بر این سپه سرلشگر است بیرق به دوشان ، صف به صف کرده لوای حق بپا ، بنما توکل بر خدا... کانال
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💕 📽 فیلمی خاطره برانگیز از جبهه های حق علیه باطل و حال و هوای رزمندگان اسلام در عملیات غرورآفرین 🎤 همراه با نوحه ای زیبا و شنیدنی از مداح باصفای جبهه ها 🎙 وادی عشقم دیار کربلاست ساربان آهسته ران ، آهسته ران کوی جانان جلوه گاه کبریاست ساربان آهسته ران ، آهسته ران این مکان باشد تجلیگاه عشق ابتدای راه عشق خاک پاکش روح بخش و جان فزاست ساربان آهسته ران ، آهسته ران قافله سالار این وادی منم کاروان عشق را هادی منم روح عدل و نور آزادی منم این دیار جان نثاران خداست ساربان آهسته ران ، آهسته ران حق در اینجا هدیه ی جان می خرد گلپر خون شهیدان می خرد بهترین ها بهر قربان می خرد مقصد قربانیم در این مناست.... •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• 🌴 کانال : روایتگر رویدادهای جنگ و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
من آن‌روزی که اینجا پا نهادم ترک سَر کردم ...
📚 داستان‌هایی از دفاع‌ مقدس تک تيرانداز را صدا زدم؛ گفتم: «اوناهاش، اونجاست، بزنش!» اسلحه‌اش را برداشت، نشانه گرفت، نفسش را حبس كرد، ولی ناگهان اسلحه‌اش را پايين آورد! گفتم: «چرا نزدی؟» گفت: 《داشت آب می‌خورد.💦 💦 ا▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 👆📷 جاده فاو - ام القصر اسفند ماه 1364 تک تیرانداز گردان 152 حضرت ابوالفضل العباس (؏) تیپ 32 انصارالحسین-- همدان
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 لبخندهای پشت خاکریز 😂 کانال دفاع مقدس
صبح .. لبخندِ شماست و آفتاب، از ڪرانہ ی لبانتان ... هـر روز طلوع مے ڪند بخندید .. ڪہ مشرقِ نگاهـتان ... دل مغربی‌ام را، آرام مےڪند کانال دفاع مقدس
🌷خاطرات کوتاه از شهید محمدباقر الله وردی 🌷🌹همرزم شهید: شب عاشورا بود . ساعت 2 نصف شب را نشان می داد . محمد باقر آرام از خواب بیدار شد تا وضو بگیرد برگشت و مشغول نماز شد . یکی از بچه ها به شوخی گفت الان وقت نماز نیست و او بعد از اتمام نماز جواب داد فردا من شهید می شوم آمد دوباره خوابید . صبح که برای نماز بیدار شد نیت روزه کرد فرمانده به او گفت ما فردا زیاد راه می رویم تو خسته می شوی گفت عیبی ندارد ساعت 5 صبح 12 نفری برای شناسایی مکانی که یک فروند هواپیما در حین ماموریت سوختش تمام شده بود و فرود آمد رفتیم وماموریت با موفقیت انجام شد حدود 1 ساعت بعد از ظهر سوار ماشین شدیم تا برگردیم . محمد با زبان روزه لب به سخن گشود و گفت هر کسی الان شهید شود به جمع شهدای کربلا می پیوندد هنوز جمله اش به پایان نرسید که خمپاره ای سفیر کشان در کنارش فرود آمد و منفجر شد و بعد از فروکش کردن گرد و غبار همه پیکر بی جان و به خون خفته محمدباقر را دیدیم که به شهدای کربلا پیوست . (راوی: همرزم شهید) ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️ 🌷برادر محمدباقر،محمدرضا الله وردی نیز دو سال بعد در منطقه رقابیه در حال خنثی سازی مین و پاکسازی منطقه بر اثر انفجار مین بشهادت میرسد ▫️▪️▫️▪️▫️ا شهید بسیار مهربان و خوب بود هیچگاه توقع مالی از من نداشت به همان چیزی که در اختیارش بود بسیار قانع بود شهید دوستان بسیار خوبی داشت که در خط خدا و ائمه بودند . همیشه با هم درتمام مراسمات مذهبی شرکت می کردند . شهید بسیار روحیه بالایی داشتند اگر افراد محروم وضعیف جامعه را می دید هم ناراحت می شدند و هم به آن ها کمک میکردندو احترام میگذاشتند راوی:پدرشهید
!! ▫️یک جا نمی‌شست غذایش را بخورد. به سنگر بچه بسیجی‌ها سر می‌زد و هرجا یک لقمه‌ای می‌خورد؛ ناهار، شام یا حتی صبحانه ، فرقی نمی‌کرد. وقتی هم که ازش می‌پرسیدم؛ چرا این کار را می‌کند؟! می‌گفت:... ....می‌گفت: اگر من در سنگر فرماندهی بنشینم و غذا بخورم، آن بسیجی که نان خشک یا دوغ یا ماست می‌خورد، فکر می‌کند؛ من که فرمانده هستم، غذایی بهتر از غذای او می‌خورم. این جوری بهتراست. بگذار بسیجی بداند، بین من که فرمانده هستم با او [که] یک بسیجی است فرقی وجود ندارد. 💢 خاطره ای به یاد فرمانده شهید عبدالحسین برونسی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌴 روایتگر حال و هوای رزمندگان جبهه ها
🎤 فرازی از سخنرانی شهید همت در اردوگاه قلّاجه -- ۲۵ مرداد ۶۲ 📜 🌷 به منزله‌ی رسیدن به اوج نقطه‌ی تکامل برای انسان‌های وارسته و آزاده است. چنان معنا و مفهوم عظیمی دارد، که می‌شکند آن قلم و گنگ و الکن می‌شود آن زبانی، که قصد توصیف مقام والای «شهادت» و را داشته باشد.👌 در طول تاريخ انقلاب اسلامی و این جنگ، ما شاهد شهادت بسیاری از انسان‌های مومن، مخلص و متّقی‌یی بوده‌ایم که قصدشان، جلبِ رضای خدا و تمام هم و غم‌شان، تلاش و جهاد در راه اعتلای کلمه‌ی اسلام عزیز و ترقّی بشریت بوده است. به گونه‌ای که هر شهیدی، یک اُسوه و نمونه‌ی قابل پیروی را در تاریخ ما، ساخته و به جا گذاشته است.هر شهیدی به تنهایی، قادر است ملّتی را زنده کند، قلب‌های مرده‌ای را به تپش درآورد و برای نسل‌های آینده‌ی بشریت، سرمشقی تاریخ‌ساز و انسان‌ساز باشد.☝️ ✍️ فرازی روحانی و دلنشین از سخنرانی گهربار سردار ، عصر روز سه‌شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۶۲ - اردوگاه قلّاجه. منبع زيرنويس: جلد سوم کتاب ، صفحه‌ی ۱۳۸۵. ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس