eitaa logo
دفاع مقدس
5.3هزار دنبال‌کننده
30.1هزار عکس
20هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🌹🌷شهیدان کاظم نجفی رستگار، حسن بهمنی و ناصر شیری مردانی که در ساحل شرقی رودخانه «دجله»، همزمان و در کنار هم، بال در بال ملائک گشودند🕊🕊 همانها که حرف های حسابشان را با بی انصافی نادیده انگاشتند تا از وزن و متانتِ استدلال های هوشمندانه‌ آنها بکاهند!! مردانی که چهل-پنجاه روز قبل از شهادتشان، در زمره‌ بهترین و مجرب ترین فرماندهان یگان رزمنده های تهران بودند . . . اما زمانی که به منطقه عملیاتی «بدر» آمدند، فقط بسیجیانِ ساده‌ حضرت روح‌الله بودند💕 آنان که گلایه هایی داشتند، اما وقتی انگشت حجتشان به علامت سکوت بالا رفت، یک کلام، دیگر دم نزدند و در رکابش ماندند و با پایانی سرخ، معرفت خود را به رخِ مدعیان کشیدند. 🌷کاظم نجفی رستگار، فرمانده تیپ ۱۰ سید الشهدا (ع) 🌷حسن بهمنی- مسئول طرح و عملیات -تیپ ۱۰ 🌷ناصر شیری، از فرماندهان و مربی ورزیده تاکتیک دوران ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
۲۹ مرداد ۱۳۶۸ سالروز شهادت سردار جانباز، حاج حسن شوکت پور -- در اثر تشدید جراحات جانبازی ﴿دقیقاً یک سال بعد از برقراری آتش بس﴾ 🌿 تلاشگر خستگی ناپذیر جبهه ها 🔹فرمانده‌ لجستیک لشکر ۱۴ امام‌حسین (؏) 🔺معاونت لجستیک ستاد مشترک سپاه در دوران دفاع مقدس 🌷
📷 از راست : سردار شهید حسن شوکت پور سردار شهید حسین خرازی سردار شهید احمد کاظمی سردار سیدعلی بنی لوحی ⚪️ لشکر۱۴ امام حسین (؏) 🌴 دوران
🔅 گفت بیا و مردانگی کن و برای چزابه فیلم بساز 📝 « شخصی‌ترین فیلم زندگی من است. اصلا به سینما و مخاطب فکر نمی‌کردم. دلم می‌خواست این فیلم را بسازم که پاسخی باشد به خواسته از من وقتی هنوز شهید نشده بود و من فیلمساز شده بودم؛ بارها به من گفت که بیا و مردانگی کن و درباره تنگه چزابه فیلم بساز.» ✔️همین یکی دو جمله از مرحوم درباره فیلم سفر به چزابه، علاوه‌براینکه اصلی‌ترین انگیزه‌ی او برای ساختن این فیلم را نشان میدهد، تماشاگر فیلم را هم بیش از پیش متوجه شخصیت "حسن آقا" ی فرمانده -قهرمان فیلم- میکند و حکایت از تاثیرپذیریِ ملاقلی‌پور از شهید حسن شوکت‌پور دارد. ❓ شهید حسن شوکت‌پور کیست؟ 🔻 شهید حسن شوکت‌پور به روایت رسول ملاقلی‌پور: ➖حسن آقا مسئول لجستیک لشکر ۱۴ امام حسین (علیه‌السلام) بود. پاتوق من هم تو همین لشکر بود. هر وقت به جبهه می آمدم، جایم تو همین لشکر بود. ➖حسن شوکت پور را می توانستی در هر نقطه و در ساعت های مختلف ببینی؛ یک بار با موتور، یک بار با جیپ، یک بار با نفربر، یک بار در اتاق فرماندهی، یک بار در اتاق تدارکات. در حالی که او معاون لجستیک لشکر بود. 💠 شهید حسن شوکت‌پور در دوران بعد از جنگ به‌عنوان فرمانده‌ لجستیک شمال‌ غرب‌ نیروی زمینی سپاه منصوب شد و در سال ۱۳۷۷ از طرف فرماندهی کل قوا مفتخر به دریافت نشان درجه یک نصر گردید. ✅ معرفی فیلم سفربه‌چزابه: 🔹سفربه‌چزابه ساخته رسول ملاقلی‌پور (۱۳۷۴)، یکی از آثار شاخص سینمای دفاع مقدس و به اعتقاد برخی منتقدان یک اثر منحصربه‌فرد از نظر بازسازی صحنه‌های واقعی و برخورد جنگ است. 🔹این فیلم داستان همراهی یک کارگردان و آهنگساز است که در حال تولید یک فیلم جنگی هستند. در جریان تولید فیلم آهنگساز نمیتواند فضای حقیقی دفاع مقدس را درک کند و برای تولید موسیقی مناسب با چالشهایی مواجه میشود. در محل فیلمبرداری، کارگردان و آهنگساز به یکباره به دوران دفاع مقدس منتقل میشوند و حوادث آن دوران را تجربه میکنند. ------------------------------------------- http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱 👇👇👇
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 ۲۹ مرداد ۶۸ - سالروز شهادت حسن شوکت پور 🌴 سردار گمنام جبهه ها، تلاشگر خستگی ناپذیر 🌷 شهید حسن شوکت پور 👆📹 نماهنگ | جانبازی که تا آخر جبهه را رها نکرد ▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ ➕ بیانات رهبر شهید انقلاب درباره : 🎙 اينها چيزهايى نيست كه از خاطره يك ملت برود: آن جوان دلاورى كه در جبهه جانباز مى‌شود؛ بعد از جانبازى، شركت و فعاليت او در جبهه آنچنان است كه او را گاهى روى دوش مى‌گيرند و براى شناسايى مى‌برند؛ بارها جانباز مى‌شود. دو نفر از اين شهدا را ما داريم؛ همين كه اينجا عكسش هست؛ يكى هم . اينها اول شدند؛ در حال جانبازى به جبهه رفتند و بعد هم در نهايت، شهيد شدند. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ➕بخش هایی از گفتگوی (کارگردان و فیلمساز جنگ) با برنامه درباره فیلم و ذکر و یاد شهید والامقام حسن شوکت پور 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌱 نشر مطالب،صدقه جاریه است🌱
🌷مرحوم رسول ملاقلی پور، کارگردان سینمای ایران، در مورد حاج حسن شوکت پور در روزنامه کیهان در سی و یکم فروردین ماه ١٣٨٢ نوشت؛ در عملیات طریق القدس حسن آقا ٧٢ ساعت نخوابیده بود؛ یا پشت بی سیم بود یا پشت فرمان؛ هر کجا که کار بود، حسن شوکت پور هم بود؛ در عملیات والفجر ٨ قطع نخاع شد؛ با آن حال و روزش صبحها می‌ آمد لجستیک سپاه کار می کرد و شبها هم به آسایشگاه برمی گشت.... 🌷به او گفتم: حسن آقا، این همه سال جنگیده‌ای، بیابان ها و کوه ها رفته ای و آمده ای حالا استراحت کن. جواب داد: رسول، خیلی دلم می‌ خواهد استراحت کنم؛ اما نمی‌ شود. بدون اینکه بخواهم در زندگی برای عده‌ای تکیه گاه شده ام؛ می ترسم من بیفتم، آنها هم بیفتند؛ بعد هم رسول جان، خدا یک برگ مأموریت به ما داده است که تا نفس داریم باید به دنبال مأموریتمان باشیم، وقتی هم برگ مرخصی را داد، خب می رویم.... 🌷با این حال یکی از خصلتهای شهید حسن شوکت پور حساسیت بر تخلف وعده است که خاطرات او گویای این مطلب است؛ در خاطره ‌ای از او می‌خوانیم «داشت از ترافیک می‌ گفت و مشکلات مسیر، که حسن با صدای بلند گفت: قابل قبول نیست یک رزمنده، یه بچه مسلمون یه بسیجی خوب خدا، مگه میشه از وعده‌ای که داده تخلف کنه. 🌷نگاهی به ساعتش کرد و گفت: چه تخلفی؟ فقط هفت دقیقه دیر اومدم. حسن که با این حرف بیشتر عصبانی شد زیر لب صلوات فرستاد و گفت: برادر من هفت دقیقه خیلی زیاده؛ توی میدون جنگ گاهی یه ثانیه سبب شکست و پیروزی میشه؛ اون موقع شما می‌ گید فقط هفت دقیقه تأخیر کردم؟! ------------------------------------------- http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
‍ 🌺🍂🌺🍃🌺 🍂🌺🍃🌺 🌺🍃🌺 🍃🌺 تا اومدم دست به کار بشم سفره رو انداخته بود. یه پارچ آب، دو تا لیوان و دو تا پیش دستی گذاشته بود سر سفره. نشسته بود تا با هم غذا رو شروع کنیم. وقتی غذا تموم شد گفت: «الهی صد مرتبه شکر، دستت درد نکنه خانوم. تا تو سفره رو جمع کنی منم ظرفها رو می شورم». گفتم: «خجالتم نده، شما خسته ای، تازه از منطقه اومدی. تا استراحت کنی ظرف ها هم تموم شده». نگاهی بهم انداخت و گفت: «خدا کسی رو خجالت بده که می خواد خانمشو خجالت بده». منم سرم رو انداختم پایین و مشغول کار شدم. 🌷 راوی: 🌷 ------------------------------------------- http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
💠 خاطره ای از شهید شوکت پور آ✍ شهید حسن شوکت‌پور در سال ۵۸ به مریوان آمد. ایشان در گروه جهادی عمران مریوان ، به عنوان راننده بلدوزر شرکت کرده بود. زمانی که برای ساختن جاده به روستاهای اطراف مریوان رفته بود (خودش هم شب‌ها کنار بلدوزر می‌خوابید )یک شب ضد انقلاب آمده بود تابلدوزر را آتش بزند و مردم روستا نگذاشته بودند گفته بودند که او برای خدمت به ما آمده و از او دفاع کرده بودند. آن زمان پس از رفتن شهید چمران و نیروهای اعزامی، من که مسئول مخابرات سپاه بودم،عملا فرمانده سپاه مریوان شدم و با یکی دو نفر اعزامی و یک نفر بومی تنها بودم. پیشمرگان مسلمان کُرد مریوان به عنوان اعتراض به خیانت «هیئت حسن نیت» برای تحصن جلو مجلس شورای اسلامی به تهران رفته بودند و شهر مریوان بی دفاع مانده بود. برادران و خواهران جهادی را درمحل هلال احمر جا داده بودم و چند سلاح برای دفاع از خود شان به همراه آموزش به کارگیری آن را به آنها دادم . به همین منوال هر شب احتمال حمله به شهر بی دفاع مریوان می‌رفت . تعدادی جوان داوطلب بومی پیش من آمدند و گفتند ما آماده دفاع هستیم ولی سلاح نداریم به ما اسلحه بدهید تا از شهر دفاع کنیم ‌. من هم طی یک صورت جلسه ۴۰ قبضه سلاح ژ۳ از شهربانی تحویل گرفته و همراه با دست نوشته ی مجوز حمل سلاح، به پیشمرگان مسلمان کرد تحویل دادم . این قضیه گذشت تا ۴-۵ سال بعد آقای شوکت‌پور که آن موقع مسئول لجستیک قرارگاه حمزه بود به من تلفن زد و گفت شهربانی آمده و ۴۰ قبضه سلاح ژ۳ که به تو داده را طلب می‌کند . من اصلاً یادم رفته بود ومنکر شدم. بعدش گفت که امضای تو پای صورت جلسه است در آن موقع یادم آمد. گفتم آنها را به پیشمرگان مسلمان کرد دادم. او به شوخی گفت اسلحه‌ها را کجا فروخته‌ای ؟ من هم گفتم همان جا که تو بلدوزر را فروختی. راوی: زنده‌یاد سیاوش جبه داری، از مسئولین مخابرات جنگ و همرزم شهید پیچک 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ http://eitaa.com/DefaeMoqaddas 🪴 نشر مطالب،صدقه جاریه است🪴
💠 به مناسبت کنکور ... 📚خاطره ای از رتبه یک پزشکی 🔻سلامتی کسی که تو جنگ تیر می‌خورد تو صلح فحش😔🙏 💥سلامتی کسی که بهش میگن ساندیس خور آری او ساندیس خور هست ولی مال مردم خور نیست❤️ 🌹سلامتی کسی که رتبه یک کنکور پزشکی رها کرد تا رتبه اول بسیجی مدافع ایران عزیزمان باشد 📝خاطره ای ازهمسایه مسجد مادرش میگوید: یکی از دوستان احمدرضا از شمال با منزل همسایه مان تماس گرفت، احمدرضا رفت و بعد از چند دقیقه برگشت. پرسیدم احمدرضا که بود؟! گفت: یکی از دوستانم بود. پرسیدم: چکار داشت؟! گفت: هیچی، خبر قبول شدنم را دردانشگاه داد! گفتم: چی؟؟ گفت: می گوید دانشگاه رتبه اول راکسب کرده‌ای! باخوشحالی من و پدرش گفتیم : رتبه اول؟؟ پس چرا خوشحال نیستی؟ احمدرضا گفت: اتفاق خاصی نیفتاده است که بخواهم خوشحال شوم .در همان حال آستین ها را بالا زد وضو گرفت و رفت مسجد ! یادم هست با اینکه دانشگاه قبول شده بود، همراه عمو بزرگش می رفت بنّایی، می گفتم احمدرضا تو الان پزشکی قبول شده ای، چه احتیاجی هست که به بنّایی بروی؟! می گفت : می خواهم ببینم کارگرها چقدر زحمت می کشند! می خواهم سختی کارشان را لمس کنم!... پ.ن: شهید احمدرضا احدی دانشجوی نمونه رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران و رتبه یک کنکور تجربی سال ۱۳۶۴
وصیت‌نامه کوتاه رتبه اول کنکور پزشکی سال 1364 «نگذارید حرف امام به زمین بماند. همین» شهیداحمدرضا_احدی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📄 کنکور در جبهه 📎 محل برگزاری آزمون: "فاو" ا🇮🇷 کانال "دفاع مقدس" ا🇮🇷 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas