💠 بخوانید 👇👇
#ترکشی_که_گناهان_۱۵_روزه_نوجوانی_را_پاک_کرد ‼️
🌷 وحید رزاقی از دلیر مردان گیلانی لشکر ۲۵ کربلا است که در نوجوانی با سن و سال کم و باجثهی نحیف و کودکانهاش به جبهه آمد. اولین بار او را در پادگان شهید بیگلوی اهواز دیدم. شهید مهدی خوشسیرت، وحید را میشناخت و به من گفت: «این بچه، قاچاقی وارد اتوبوس شده و به جبهه آمده است، حواست به او باشد.»
🌷چند روزی نگذشته بود که گردان ما در منطقه جفیر خط پدافندی گرفت و ما هم در خط مستقر شدیم. یک روز شهید خوشسیرت با من تماس گرفت و گفت: «وحید رزاقی در منطقهی شما مجروح شده، میترسم روحیهاش را ببازد، به او سری بزن تا روحیهاش تقویت شود و اگر نیاز بود او را به پشت جبهه منتقل کن.»
🌷به سرعت رفتم سراغ وحید، تا اینکه او را پیدا کردم. وقتی او را دیدم، بعد از سلام و احوالپرسی میخواستم با شوخی و خنده کردن به او روحیه بدهم که گفت: «من امروز، ۱۵ روز است که به سن بلوغ رسیدم و این ترکشی که به من اصابت کرده، گناهان ۱۵ روزهی مرا پاک کرده است. شما دعا کنید که خداوند مرا شهید کند.»
🌷با حرفهای غیرمنتظرهای که از وحید شنیدم. به جای اینکه من به او روحیه بدهم، بلکه روحیه خودم چند برابر شده بود و برگشتم. بعدها وحید با این روحیهی ملکوتیاش به شهادت رسید و آسمانی شد.
🌹خاطرهای به یاد شهید وحید رزاقی و #شهید_مهدی_خوش_سیرت
(راوی: رزمنده دلاور علیجان میرشکار)
ا┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
کانال "دفاع مقدس"
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وداع با پیکر شهید مهدی خوش سیرت و سخنرانی شهید حسین املاکی
📷☝️دست پیمان وفاداری بین دو دلیرمرد گیلانی — شهیدان حسین املاکی و مهدی خوش سیرت💕
زمانی که خاکِ پاک وطن، در زیر چکمه های سربازان دشمن بود، همینان بودند که از جان شیرین خود گذشتند، تا الآن هموطنان ما در خطه گیلان، گلستان و مازندران، بتوانند در امنیت و آرامش، در ایام تعطیل، لحظاتی شیرین را در کنار خانواده های خود بگذرانند ⛱🏕🏚🏖🛶⛺️
#تا_ابد_مدیون_شهداییم 🙏🙏
☝️سردار حسین املاکی همو که ایمان، شجاعت، خلاقیت، تدبیر و توانمندی اش چنان برجسته بود که توانست در مدت زمان اندک، توان رزمی بالای خود را در خدمت جنگ بکار گیرد. وی در سال ۶۴ از تیپ ۲۵ کربلا به تیپ ۱۶ قدس گیلان رفت و در آنجا واحد اطلاعات و عملیات را تقویت نمود. پس از عملیات والفجر ۸ در فاو، دیگر همرزمش #مهدی_خوش_سیرت نیز به او پیوست و هدایت و فرماندهی گردان های پیاده تیپ را بر عهده گرفت.
#سرداران_گیلانی ، چنان تحولی در عملیات ها ایجاد کردند که بعد از عملیات کربلای ۲ در منطقه حاج عمران، حضرت آیت الله خامنه ای در تمجید از آنها گفتند:
🌿 حماسه آفرینان لشکر قدس، در کربلای ۲ ؛کربلای دیگری آفریدند🌿
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
🌹شهید مهدی خوش سیرت،
شخصیتی خالص، معنوی و محبوب
فرمانده شجاع و نمونه کامل اشداء علی الکفار
پ.ن:
✍️ دخترش، مهدیه، بعد از شهادت پدر به دنیا آمد
.... و این نشان از اهمیت انجام تکلیف و وظیفه سردار خوش سیرت بود، نسبت به دین، کشور و مردم خود❤️
🌴خوش سیرت، شهیدی که در ۱۶ عملیات، ۱۳ بار زخمی و مجروح شد!!
🌱 ۱۹ شهریور ۱۳۳۹ - سالروز تولد شهید مهدی خوش سیرت؛ فرمانده تیپ ۲ محرم و جانشین لشکر ۱۶ قدس گیلان
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
📷👆 شهیدان حسین املاکی و مهدی خوش سیرت💕
ا🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
زمانی که خاکِ پاک وطن، در زیر چکمه های سربازان دشمن بود، همینان بودند که از جان شیرین خود گذشتند، تا الآن هموطنان ما در خطه گیلان، گلستان و مازندران، بتوانند در امنیت و آرامش، در ایام تعطیل، لحظاتی شیرین را در کنار خانواده های خود بگذرانند ⛱🏕🏚🏖🛶⛺️
#تا_ابد_مدیون_شهداییم 🙏🙏
☝️سردار حسین املاکی همو که ایمان، شجاعت، خلاقیت، تدبیر و توانمندی اش چنان برجسته بود که توانست در مدت زمان اندک، توان رزمی بالای خود را در خدمت جنگ بکار گیرد. وی در سال ۶۴ از تیپ ۲۵ کربلا به تیپ ۱۶ قدس گیلان رفت و در آنجا واحد اطلاعات و عملیات را تقویت نمود. پس از عملیات والفجر ۸ در فاو، دیگر همرزمش #مهدی_خوش_سیرت نیز به او پیوست و هدایت و فرماندهی گردان های پیاده تیپ را بر عهده گرفت.
#سرداران_گیلانی ، چنان تحولی در عملیات ها ایجاد کردند که بعد از عملیات کربلای ۲ در منطقه حاج عمران، حضرت آیت الله خامنه ای در تمجید از آنها گفتند:
🌿 حماسه آفرینان لشکر قدس، در کربلای ۲ ؛کربلای دیگری آفریدند🌿
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
🌹شهید مهدی خوش سیرت،
شخصیتی خالص، معنوی و محبوب
فرمانده شجاع و نمونه کامل اشداء علی الکفار
پ.ن:
✍️ دخترش، مهدیه، بعد از شهادت پدر به دنیا آمد
.... و این نشان از اهمیت انجام تکلیف و وظیفه سردار خوش سیرت بود، نسبت به دین، کشور و مردم خود❤️
🌴خوش سیرت، شهیدی که در ۱۶ عملیات، ۱۳ بار زخمی و مجروح شد!!
#شوخ_طبعی
#طنز_جبهه 😊
📄 #نامه_ای_به_عزرائيل
🌷هفتم اردیبهشت سال ٦٦ یک روز بعضی از فرماندهان و جانشینان گردان های لشکر قدس طبق روال معمول که به همدیگر سرکشی می کردند، نزد بنده آمدند که شهیدان خوش سیرت، لاهوتی، رزاقی و برادران عبدالهیان و محمد عبدالله پور در این جمع حضور داشتند.
🌷آن روز #شهید_مهدی_خوش_سیرت که معمولاً با هم شوخی می کردیم به بنده گفت: آقا[...]مدتی است که کله شما بوی شهادت می دهد و نورانیت و روحانیت در صورتتان موج می زند. فکر می کنم زمان شهادت و عروج شما خیلی نزدیک باشد.
🌷من هم سریع در جوابش گفتم: اتفاقاً بر عکس، شما نور بالا می زنید و قرار است بپرید. من باید بمانم و برای دیگران تعریف کنم که شما چطور جنگیدید، به شهادت رسیدید. این قدر هم مطمئن هستم که حاضرم طی نامه ای خطاب به حضرت عزرائیل- قابض الارواح - سفارش شما را بکنم.
🌷....این بود که همانجا کاغذی برداشتم و به عزرائیل ابلاغ کردم تا در آینده ای نزدیک ایشان را قبض روح نماید. شهید خوش سیرت با خنده و شوخی نامه را از من گرفت. فردای آن روز نامه ای مشابه به همان نامه با دست خط شهید خوش سیرت خطاب به عزرائیل در مورد بنده به دستم رسید.
🌷این قضیه گذشت و من که در مراحل اولیه عملیات نصر ٤ شدیداً مجروح شده و در بیمارستان سینای تهران بستری بودم، خبر جانکاه شهادت خوش سیرت را شنیدم.
🌷بعد از مدتی که به شهرستان آستانه اشرفیه رفتم، دیدم نمایشگاهی از لوازم شخصی شهید و دست نوشته ها و عکس های ایشان برگزار شده، از قضا همان نامه دست خط بنده به ایشان نیز در نمایشگاه برای تماشای عموم موجود است. خیلی هم شلوغ بود.
🌷محّمد عبدالله پور هم در کنارم بود و وقتی به آن نامه رسیدیم به من گفت: هر کس که می آید و این نامه را می بیند، می پرسد این آقائی که این نامه را نوشته کیست و کجاست؟ و همه می گویند عجب آدم بد چشمی بود!! و ادامه داد که خیلی دوست دارند تو را ببینند و من می خواهم بروم و از بلندگو شما را معرفی کنم و سپس راه افتاد که برود.
🌷....من که از شوخی های محّمد عبدالله پور و جدیت او در این جور مواقع خبر داشتم و می دانستم این کار از او برمی آید و الان است که مرا ببرد، اوضاع را قمر در عقرب دیدم و دیگر ماندن را صلاح ندانستم و مانند عراقی ها فرار تاکتیکی را بر قرار ترجیح دادم.
🌹آنچه خوانديد خاطره ای است از یک رزمنده دلاور گیلانی که نامش به درخواست خودش فاش نشده است. وی در سال های دفاع مقدس افتخار جهاد در رکاب سرداران شهید لشگر قدس گیلان را داشته است، از جمله شهید مهدی خوش سیرت، فرمانده تیپ دوم از این لشگر که خاطره فوق یادآور شوخ طبعی های آن سردار شهید است.
دوران #جنگ_تحمیلی
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈
#نشر_مطالب_صدقه_جاریه_است
🌴 کانال #دفاع_مقدس :
روایتگر رویدادهای جنگ
.... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
#دهه۶۰
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 انتشار مطالب، صدقه جاریه است
صادق_آهنگران_ای_لشکر_حسینی_تا_کربلا.wma
حجم:
494.7K
💠در جبهه،بویژه هنگام عملیاتها،نوای دلنشین #صادق_آهنگران گرمابخش دل های رزمندهها بود
📢 ای لشکر حسینی، تا کربلا رسیدن، یک یاحسین دیگر
🌴 ای یاوران قرآن ای یاوران قرآن از نو پیام خون داد،پور شجاع حیدر
-------------------------------------------
▪️ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 #انتشار_مطالب_صدقه_جاریه_است
💠 بریدهای از خاطرات حاج #صادق_آهنگران
🔹زمان جنگ استقبال از برنامه های من و امثال من خیلی زیاد بود. به نظرم تأثیر کارهای ما حتی خیلی بیشتر از سخنرانی بود. یکی از دلایل این استقبال را باید فرهنگ عاشورایی و اهل بیتی رایج در جبهه دانست و این مسئله در اکثر نوحههایی که خوانده شده مشهود است و همواره نام امام حسین صلوات الله علیه و کربلا یک رکن اصلی سرنوحهها است.
🔸علاقه رزمندهها به اجرای این برنامه ها خیلی زیاد بود، به طوری که تا چند وقت بعد از از اجرای هر نوحه، سربند های آن، ورد زبان بچهها میشد و یا آنها را پشت پیراهنشان می نوشتند، مانند: «تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر» - گاهی هم بچه های تبلیغات، برخی سربندها را به صورت پلاکارد در میآوردند و سرتاسر جبهه نصب می کردند، مانند سربند: «رزمندگان تا کربلا راهی نمانده» نوحههایی همچون «ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش»، «با نوای کاروان»، «این لشکر حق عازم کربُبلاست امشب»، «ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک حسین دیگر» و صدها نوحه دیگر،
🔺 همه و همه اینها از فرهنگ عاشورایی سرچشمه می گرفت و از آنجا که تمامی رزمندگان عاشق امام حسین صلوات الله علیه و کربلا و پیرو آن امام بزرگوار و دست پرورده مکتب عاشورایی بودند، این اشعار با پوست و گوشتشان عجین میشد؛ لذا استقبال از نوحهها به حدی بود که خیلی وقتها بر اثر ازدحام جمعیت، تریبون یا بلندگو سرنگون میشد و حتی گاهی چارهای جز تعطیل کردن مراسم نداشتیم.
🔹یک بار قبل از عملیات والفجر مقدماتی در منطقه «زلیجان» چنین اتفاقی افتاد و بر اثر ازدحام جمعیت مراسم به هم خورد و مجبور شدیم آن جا را ترک کنیم. وقتی میخواستیم سوار ماشین شویم دو تا از بچههای خرم آباد آمدند و جلوی ماشین خوابیدند و گفتند: «ما از چند گردان اون طرفتر اومدیم تا توسلی پیدا کنیم و سینهزنی کنیم، تا برنامه اجرا نشه، ما از اینجا بلند نمیشیم!»
-------------------------------------------
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
#به_یاد_فرمانده
#سردار_شهید_حاج_احمد_غلامی
حاج احمد از پیرمردهای فرمانده جنگ در تهران بود
27 ساله بود که وارد جریانات انقلاب شد
او با انقلاب امام تولدی دوباره یافت
از همان روز اول در تمام صحنه های دفاع از انقلاب جزء نفرات اول بود
حاج احمد در عدد اولین پاسداران انقلاب در تهران بود و هرکجا ردی از مدافعان انقلاب اعزامی از تهران است نام حاج احمد هم هست.
او جزء هسته های اولیه گردان های پادگان ولی عصر(ع)تهران در سال های 58 و 59 بود
حاج احمد با آن هیبت مردانه و با قد رشید و قدرت بدنی بالایش همیشه جلودار بود.
در کنار قلنداران فرمانده چون بروجردی ، متوسلیان ، داوود کریمی ، همت ، وزوایی ، رستگار ، موحد دانش و..... در میدان های نبرد درخشیده بود.
از فرماندهی دسته و گروهان و گردان در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس به جانشینی تیپ جوشیده از خبره های رزمنده و فرمانده تهران که با نام سیدالشهداء(ع) تاسیس شده بود رسید.
حاج احمد نبردهای اواخر سال 61 و62 و 63 را با بیرق تیپ سیدالشهداء(ع) در کنار یار محبوبش حاج کاظم رستگار فرماندهی کرد.
نبرد خیبر بود که قامت احمد را شکست و خورد کرد و شاید برای اولین بار بود که در صبحگاه تیپ ، فرمانده در مقابل نیروهایش گریه کرد. برادرانی چون مرتضی سلمان طرقی ، احمد ساربان نژاد ، حمزه دولابی ، راحت ،رحمت الله کرد و دیگر یارانش را در نبردی سخت در جزیره مجنون از دست داد.
سال 63 سال خوبی برای جنگ نبود به واسطه شیطنت بعضی از خناسان که امروز سر در آخور استکبار دارند وحدت رزمندگان تهرانی قدری به هم خورد. اما با فرمان امام و تبعیت فرماندهان و بزرگان جبهه شرایط تغییر کرد و همه آماده عملیات بدر شدند.
رزمندهای تهران در عملیات بدر جانانه جنگیدند و علمدار تبپ سیدالشهداء(ع) شهید حاج کاظم رستگار به شهیدان پیوست.
حاج احمد در غرب کشور مسوولیت گرفت و بعد هم علم تیپ مستقل 110 خاتم الانبیاء(ص) را با رزمنده های اعزامی از تهران برافراشته کرد وبعد از لشگر27 و 10 سیدالشهداء(ع) در سازمان رزم رزمنده های تهران قرار گرفت.
سال های 65 و66 و67 حاج احمد با تیپی که خودش پایه گذاری کرد به مصاف دشمن رفت تا اینکه در مرداد ماه 67 جنگ تمام شد و آتش بس برقرار شد.
بعد از سال های دفاع مقدس هم حاج احمد به عنوان یکی از فرماندهان نیروی زمینی سپاه در ماموریت های محوله خوش درخشید.
حاج احمد بعد از جنگ هم به عنوان بزرگتر پیشکسوتان لشگر10 مورد احترام بود.
چند سال قبل از شهادتش با جمعی از فرماندهان و رزمندگان قدیمی لشگر10 هسته های اولیه مستند سازی حماسه دلاوری های لشگر10 را در سال های دفاع مقدس پایه گذاری کرد و تا روز شهادتش هزاران صفحه نوشته و سند را جمع آوری کرد که آن جماعت راه احمد را ادامه میدهند...
با شروع مقاومت رزمندگان غیور عراقی بر علیه دشمن استکباری سراغ احمد هم آمدند تا از تجربیات او استفاده کنند و او هم با همه ی وجود در حالیکه از 60 سالگیش میگذشت لبیک گفت.
حاج احمد پای در کشور عراق گذاشت و با کمک سایر همرزمانش در خدمت آموزش رزمندگان مقاومت عراق قرار گرفت.
هر کجا به وجودش نیاز بود با همه ی فروتنی و تواضع حاضر بود.
جبهه مقاومت در کشور سوریه و مبارزه و مقابله با جرثومه فسادی مثل داعش آخرین ماموریت حاج احمد بود.
تابستان سال 95 بود که پای در راه گذاشت و در کنار فرماندهان پر آوازه مقاومت فرماندهی نبردها بر علیه داعش را تجربه کرد.
تصاویر او در صحنه های نبرد نزدیک با دشمن در سوریه یاد آور روزهای جوانی او در فتح المبین و جزیره مجنون بود. تا اینکه در 9 شهریورماه 95 در حالیکه برای شناسایی و تحویل محور عملیاتی در سوریه در خط حضور پیدا کرده بود با اصابت ترکش موشک دشمن به ناحیه جمجمه اش به کما رفت.
حاج احمد بارها در نبرد با دشمن تجربه ی اصابت گلوله و ترکش را داشت اما این بار تصویرش همه گیر شد. آن سرو بلند قامت و علمدار جبهه های نبرد روی تخت بود و لوله در گلو، ضربان و نفس هایش به شماره افتاده بود تا اینکه 10 روز بعد به یاران شهیدش پیوست. 🕊🕊
-------------------------------------------
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷۱۹ شهریور 1395 - سالروز عروج سردار #جبهه_مقاومت شهید احمد غلامی - سوریه
🌿 فرمانده یگان های رزمی در دوران دفاع مقدس
🌱 جانشین شهید حاج کاظم رستگار
در لشگر (تیپ) ۱۰ حضرت سیدالشهدا {علیه السلام}
▫️ فرمانده تیپ مستقل ۱۱۰ شهید بروجردی
-------------------------------------------
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
22.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #مستند
📽 لحظات آزادی امیر دلاور ارتش اسلام خلبان شهید حسین لشکری ملقب به سید الاسرا به خاک وطن بعد از ۱۸ سال اسارت در زندانهای ارتش بعث عراق
⚪️ ایشان بعنوان نخستین اسیر و آخرین آزاده جنگ تحمیلی بوده که سرانجام در تاریخ 19مرداد 1388 بعلت شدت جراهات ناشی از جانبازی واسارت به دیدار معبود خود شتافت یادش گرامی وراهش پر رهرو.
🌿 #مردان_نستوه
-------------------------------------------
▪️ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 #انتشار_مطالب_صدقه_جاریه_است