eitaa logo
دفاع مقدس
5.5هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
20.5هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
25.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🎥 کلیپِ، بخشی از روایت فتح. ➖➖➖➖➖ 📌 نباید بگذارید کارهای ایشان زمین بماند ... 🌸 امام خامنه‌ای مُدظله‌العالی: ❁ من با فرزند شما نشست و برخاست زیادی نداشتم. شاید سه جلسه که در آن سه جلسه هم ایشان هیچ صحبتی نکرده بود. من با ایشان خیلی کم هم صحبت شدم. منتها آن گفتارهای تلویزیونی را از سالها پیش میشنیدم و به آنها علاقه داشتم. هر چند نمیدانستم که ایشان آنها را اجرا میکند. لکن در ایشان همواره نوری مشاهده میکردم. ❁ ایشان دو سه مرتبه آمد اینجا و روبه روی من نشست. من یک نور و یک صفا و یک حالت روحانی در ایشان حس میکردم و همین جور هم بود. همینها هم موجب میشود که انسان بتواند به این درجه‌ی رفیع شهادت برسد ... 👈 نباید بگذارند که کارهای ایشان زمین بماند. این کارها، کارهای با ارزشی بود. ایشان معلوم میشود ظرفیت خیلی بالایی داشتند که این قدر کار و این همه را به خوبی انجام میدادند. مخصوصا این روایت فتح چیز خیلی مهمی است. شب هایی که پخش میشد من گوش میکردم. ظاهرا سه چهار برنامه هم بیشتر اجرا نشد. 📆 دیدار رهبر انقلاب با خانواده‌ی شهید سید مرتضی آوینی ۱۳۷۲/۰۲/۰۲ . ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅ ✅مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 بخشی از مستند روایت فتح «دره بید» ساخته : سیدمرتضی آوینی («دره بید»، روستایی در اطراف نجف آباد اصفهان، که مردم آن خود را وقف انقلاب و جنگ نمودند... ۲۱ شهریور -- سالروز ولادت سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی •┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷شهید آوینی و مستند روایت فتح🎞 •┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
باید مثل شهدا باشیم بچه ها اهل پل زدن بودند، نه اهل دور زدن یادمون باشه روی دنیا شون پل زدن، روی عشق، همسر، فرزند، پدر و مادر و زندگے شون....
🏅قهرمانان دفاع مقدس دو رفیق شهادت را کنار هم معنی کردند 🔹️دستِ داوود بصائری(شهید سمت راست) را گرفتم و در دست رفیق دیگرمان اکبر قهرمانی گذاشتم. به اکبر هم سفارش کردم مراقب داوود باشد. از نقطه ی رهایی باید عازم خط میشدیم. خداحافظی کردیم و از یکدیگر قول شفاعت گرفتیم. 🔹️صبح روز بعد، پاتک سنگین دشمن روی کانال ۱۱۲ آغاز شد. حجم آتش به قدری شدید بود که از گرمای انفجارهای مداوم در داخل کانال، احساس می‌کردیم پوست بدنمان دارد می‌سوزد و ریه‌هایمان داغ شده است. 🔹️زیر آن آتش باران شدید، ناگهان داوود و اکبر را دیدم که کنار هم به دیوار کانال تکیه داده بودند. با دیدن این دو بچه محل در آن وادی آتش و خون، کلی خوشحال شدم؛ آن‌ها هم با دیدن من خیلی ذوق کردند. 🔹️دستی برایشان تکان دادم که به یکباره گلوله‌ی توپ ۱۲۰ نزدیک آن‌ها به زمین خورد. گرد و خاک که فرو نشست، دیدم سر داوود به روی شانه اکبر افتاده و همینطور کنار هم به شهادت رسیده‌اند. 🔹️قلبم داشت از حرکت می‌ایستاد با حسرت نگاهشان کردم و در دل از خدا خواستم شفاعتشان را شامل حال من گرداند. ♦️پیکر مطهرشان تا سال ۱۳۷۳ به همین شکل در منطقه فکه، زیارتگاه ملائکة الله بوده است.
ای لشکر حیسنی تا کربلا رسیدن.mp3
زمان: حجم: 4M
ای لشکر حسینی تا کر بلا رسیدن یک یا حسین دیگر 🌷🇮🇷🇮🇷
حسیـن ایرلو بچه تهران بود از آن داش مشتی هــا... شده بود فرمانده تحریب لشکر المهدی(عجل الله)... می گفت دوست دارم جوری شهید بشم که یک وجـبم از من هم نمـونه... گلوله مستقیم تانک خورد به سینه اش، تکه تکه شد.... بعد از حسیــن، کاکا علی شـد فرمانده تخریـب... دیدم همیشــه یک لباس منـدرس و کهنه به تن دارد. گفتـم کاکا علی این چـیه پوشیدی زشتـه! گفـت: لباس شهیـد ایرلوِ! گفتم: حسین هیکلش دو برابر تو بود؟ گفت:دادم خیاط بـرام اندازش کـرده. روی آسـتین جای یک پارگی بود. گفـتم: این چـیه، چرا این را ندوختـی؟ گفت: جای ترکـشیه که به بازوی ایرلو رفته. هر وقت خسـته میشـم. دلم می‌گیره سرم رو می‌گذارم رو این پارگی آروم میشم (کاکا علی) فرمانده گردان تخریب لشکر 33 المهدی(عجل الله)
768.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
»🎞 |استوری شهدا ♥️{بیاد عزیزانی که با شکم خالی وبا تکه ای نان از وطن دفاع کردند}🌱 •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• 📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘:‌‌‌‌ ↶↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
27.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 📽 مصاحبه دیدنی با رزمندگان زنجانی دوران ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
"نماز شب خوان ناشی" 🙂 نماز شب از مستحباتی بود که خیلی به آن اهمیت می دادیم اما با بعضی نمازشب خوان ها، شب ها مشکل داشتیم و روزها، کل کل در روزهای سخت آموزش آبی بودیم و سردی بی سابقه هوا طاقت‌مان را کم کرده بود. به ما شش نفر یک چادر داده بودند که باید بدون هیچ تحرکی شب را به صبح می رسانیدم. ولی او دست بردار نبود. نیمه شب در تاریکی چادر بلند می شد و چند دست و پا را له می کرد تا به آفتابه آبی که از قبل در گوشه‌ای گذاشته بود، برسد. تازه این اول کار بود، وقتی وضو می گرفت با تمام دقتی که داشت همه را خیس می کرد و به اصطلاح وضو را به جماعت می گرفت. به او می گفتیم بیا و بزرگی کن و قید نماز شب را بزن. این که نمی شود هر شب چند تلفات برای نماز مستحبی شما بدهیم. او هم کوتاه نمی آمد و منبری می رفت و از فواید نافله شب می گفت. تا اینجای کار، خیلی تحملش سخت نبود و می شد با او کنار آمد، ولی فاجعه از زمانی شروع شد که روحانی گردان در سخنرانیش گفت که هر نمازی با مسواک کردن، هفتاد ۷۰ برابر ثوابش بیشتر است. به کارهای قبلی اش مسواک زدن هم اضافه شده بود. سر را از لای چادر بیرون می برد و مسواک می کرد. عمق فاجعه را زمانی متوجه شدیم که برای صبحگاه می خواستیم پوتین ها را با کف های پر از خمیر دندان به پا کنیم . آه از نهاد ما بلند می‌شد. آن روز، هر کس که حال ما را می دید می گفت چرا اول صبح، این پنج نفر دنبال اون یک نفر کرده اند. نگو حکایت ۵+۱ حکایتی دیرینه دارد ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
لکوموتیو نیست این یک حمام است با ده دوش ..! 🚿 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📷 آرایشگاه صلواتی - حمام صلواتی در 💠 وسایل حمام و آب گرم موجود است! 😊 رزمندۀ عزیز، رودرواسی نکنید!! 🌿 دوران ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄