جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۵
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ مورای: در نوامبر ۱۹۸۰ (آبان ۱۳۵۹)، بین نیروهای دریایی ایران و عراق درگیری شدیدی رخ داد. چرا در این نبرد کشتیهای عراقی هدف حملات نیروی هوایی ایران قرار گرفتند؟ آیا نیروی هوایی عراق قرار بود پوشش هوایی لازم را تأمین کند؟
کعبی: خیر، نیروی هوایی عراق تا اواخر ۱۹۸۲م (اواسط ۱۳۶۱ش) پوشش هوایی عملیاتها را بهطور جدی آغاز نکرده بود. تا آن زمان، ناوهای ما در معرض حملات هوایی بدون حمایت مناسب باقی میماندند.
وودز: چرا این تغییر رویه رخ داد؟ چه نهادی یا فردی زمینهساز همکاری بین نیروهای هوایی و دریایی عراق شد؟
کعبی: نیازهای مبرم نیروی دریایی باعث شد درخواستهای ما برای پوشش هوایی در جلسات مشورتی بین نیروها بیشتر شود. ما به فرماندهان میگفتیم ادامه این وضعیت ممکن نیست و بدون راهحل، توان ادامه عملیات نداریم.
وودز: آیا در بغداد کسی از نیروی دریایی حمایت میکرد؟
کعبی: بله، شخص صدام بهعنوان فرمانده کل نیروهای مسلح دستور داد تا راهحلی برای همکاری پیدا کنیم. در آن مقطع، ناوهای ما در نزدیکی ساحل و بین دو پایانه نفتی مستقر بودند و فقط شبها امکان عملیات داشتیم تا از حملات هوایی ایران در امان بمانیم.
کعبی (ادامه): شرایط سخت بود. خلبانهای بالگردهای ما آموزش کافی برای عملیات بر سطح دریا ندیده بودند. بالگردها هم فاقد سامانههای تشخیص دوست از دشمن بودند و گاهی کشتیهای خودمان هدف قرار میگرفتند. در آغاز جنگ هیچ نوع هماهنگی بین نیروی دریایی و اداره بنادر عراق وجود نداشت.
مورای: سفارش خرید موشکهای اگزوسه فرانسوی برای تجهیز بالگردهای عراق از چه زمانی آغاز شد؟
کعبی: احتمالاً از اواخر دهه ۱۹۷۰م (دهه ۱۳۵۰ش)، شاید سال ۱۹۷۸م (۱۳۵۶ش). فرانسه این موشکها را تنها در طول جنگ تحویل داد.
مورای: بدون پوشش هوایی، آیا حاضر بودید بالگردهایتان را در روز به پرواز درآورید؟ پرواز شبانه هم که خطرناک بود، درست است؟
کعبی: دقیقاً. گاهی مجبور بودیم قایقهایی را غرق کنیم تا از پایانهها دفاع شود. روی هر پایانه، یک گردان تفنگدار دریایی مسلح به توپهای ۵۷ میلیمتری و تیربارهای سبک مستقر میکردیم. یکی از پایانهها خورالامیه بود که ۲۰ مایل دریایی (بیش از ۳۲ کیلومتر) از ساحل فاصله داشت. دیگری ۲۵ مایل (حدود ۴۶ کیلومتر) دورتر بود. اینها را در نقشه شماره ۱۲۳۵ مقالهام مشخص کردهام.
کعبی (ادامه): بهخاطر کنترل کامل ایران بر شط العرب (اروندرود)، تردد در این آبراه ممکن نبود. قایقهای موشکانداز ایرانی از بندرهای امام خمینی و ماهشهر وارد عمل میشدند؛ کاملاً مجهز و در نزدیکی جبهه مستقر. ایرانیان بر قدرت این قایقها تکیه داشتند. ما هم با استفاده از بالگردها، واحدهای موشکی و موشکهای SS-N-2 Styx با برد ۱۰۰ کیلومتر سعی در کند کردن حرکت کاروانهای دریایی ایران به بنادر داشتیم
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۶
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: نیروی دریایی عراق یکی از آتشبارهای موشکی «کرم ابریشم» را در منتهیالیه شبهجزیره فاو مستقر کرده بود. از چه زمانی استفاده از این سامانه را آغاز کردید؟
کعبی: از سال ۱۹۸۳ میلادی (۱۳۶۲ شمسی) استفاده از موشکهای «کرم ابریشم» را آغاز کردیم.
مورای: چه نوع اطلاعات و پوشش راداری در اختیار داشتید؟
کعبی: از سه ایستگاه راداری دوربرد استفاده میکردیم که تا بیش از ۱۰۰ کیلومتر را پوشش میدادند. در سال ۱۹۸۵ میلادی (۱۳۶۴ شمسی) یک ایستگاه جدید در یکی از پایانههای نفتی مستقر کردیم. علاوهبر آن، یک ایستگاه راداری دیگر به سامانه موشکی کرم ابریشم اضافه شد. همچنین در «امالقصر» نیز یک ایستگاه راداری داشتیم که مجموعاً امکان رصد کامل بخش شمالی خلیج [فارس] را برایمان فراهم میکرد.
وودز: با اینکه امکان پوشش دفاعی بخش شمالی خلیج [فارس] را داشتید، اما نمیتوانستید در مناطق دورتری از خلیج [فارس] عملیات اجرایی داشته باشید، درست است؟
کعبی: با استفاده از قایقهای موشکانداز به بوشهر حمله کردیم. از سال ۱۹۸۳ میلادی (۱۳۶۲ شمسی) به بعد، با بهرهگیری از بالگرد حدود ۲۰ فروند نفتکش را هدف قرار داده و غرق کردیم.
مورای: پس در سال ۱۹۸۳ میلادی (۱۳۶۲ شمسی)، علاوهبر مأموریتهای دفاعی اولیه، مأموریتی تهاجمی نیز به نیروی دریایی عراق واگذار شد؟
کعبی: در آغاز جنگ، وظایف نیروی دریایی مشخص نبود و فرماندهی عالی عراق شناختی از توانمندیهای این نیرو نداشت. بنابراین مأموریتها در قالب نقش دفاعی باقی ماندند. در طول جنگ، دو ناو موشکانداز، نه فروند قایق گشتی توپدار و سامانه موشکهای «کرم ابریشم» به امکانات نیروی دریایی اضافه شدند.
مورای: قایقهای موشکانداز را از کجا تهیه کردید؟
کعبی: این قایقها را حدود سال ۱۹۸۴ میلادی (۱۳۶۳ شمسی) از اتحاد جماهیر شوروی دریافت کردیم. از طریق سوریه و آبهای مجاور کویت وارد خلیج [فارس] شدند. طی جنگ هم سه سامانه راداری از چین و تعدادی مین صوتی از ایتالیا خریداری کردیم.
مورای: پس تا سالهای ۱۹۸۳ یا ۱۹۸۴ میلادی (۱۳۶۲ یا ۱۳۶۳ شمسی)، چشمانداز نیروی دریایی عراق بهتدریج گسترش یافت. آیا شخص صدام باعث این گسترش بود؟
کعبی: صدام در ابتدا متوجه اهمیت جبهه دریایی نبود؛ بهخصوص که ایران در دریا، به ویژه در جزیره خارک با پایانههای نفتیاش، منافع گستردهای داشت. ایرانیها حدود ۸۲ درصد از نفت خود را از طریق خارک صادر میکردند. بهگمانم، صدام از سال ۱۹۸۳ میلادی (۱۳۶۲ شمسی) بهتدریج به اهمیت نیروی دریایی پی برد و دریافت که باید پایانههای نفتی ایران در اطراف خارک را بهعنوان اهداف اصلی تلقی کند و به آنها حمله کند. نهایتاً، رهبران عراق متوجه شدند که باید به جنگ دریایی نیز توجه کنند و در آن دوره صدام از نیروی دریایی حمایت کرد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۷
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: ژنرال، ممکن است درباره راهبرد عملیاتی نیروی دریایی عراق در دوران جنگ توضیح دهید؟
کعبی: البته. پیشتر هم اشاره کردم که نیروی دریایی عراق مأموریتهای مشخصی برعهده داشت:
1. حفاظت از تأسیسات نفتی در فاو، امالقصر، مینای البکر (پایانه بصره) و خورالامیه یا اطراف آنها
2. پایش عملیاتهای نیروی دریایی ایران در بخش شمالی خلیج فارس
3. جلوگیری از پیادهشدن نیروهای ایرانی در سواحل عراق
مورای: لطفاً درباره حملات نیروهای ایرانی به پایانههای نفتی توضیح دهید. شدت عملیاتها چگونه بود؟
کعبی: دو عملیات قابل ذکر است. اولین عملیات در آغاز جنگ، در نوامبر یا دسامبر ۱۹۸۰ (آبان یا آذر ۱۳۵۹)، انجام شد. ایرانیها نیروهای خود را با بالگرد در یکی از پایانهها پیاده کردند و تلاش داشتند عملیات خرابکاری محدودی انجام دهند. دومین عملیات در سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳) انجام شد.
در آن زمان، من فرمانده نیروی دریایی بودم و در بغداد حضور داشتم. حوالی ساعت ۲ بامداد، رئیس ستاد نیرو اطلاع داد که پایانهای مورد حمله قرار گرفته. فوراً حرکت کردم و تا ساعت ۸:۳۰ صبح به قرارگاه نیرو در منطقه رسیدم. افسران حاضر در قرارگاه گزارش دادند که پایانه توسط نیروهای ایرانی اشغال شده است.
کعبی ادامه میدهد: هر مأموریت نیروی دریایی عراق شامل چند مرحله بود. مرحله اول از ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ تا ۲۱ نوامبر ۱۹۸۲ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا ۳۰ آبان ۱۳۶۱) طول کشید و ماهیتی پدافندی داشت. در این مرحله:
- پایش شمال خلیج فارس انجام شد
- از حملات نیروهای ایرانی به سواحل عراق و پیادهسازی آنان جلوگیری گردید
- حفاظت از پایانههای مینای البکر و خورالامیه صورت گرفت
- آتش پشتیبانی نیروهای زمینی در محور بصره-آبادان تأمین شد
- به کشتیهای ایرانی در آبراه خورموسی حمله شد؛ این آبراه به خرمشهر و بندر امام خمینی منتهی میشود
مورای: درباره نقش نیروی دریایی عراق در محاصره آبادان بگویید. میدانیم نیروی زمینی عراق ارتباط پادگان آبادان را از طریق خشکی قطع کرده بود و ایرانیها ناچار بودند از دریا پشتیبانی کنند.
کعبی: دو ناو آبی خاکی در بندر بصره مستقر کرده بودیم. هر کدام مجهز به دو قبضه موشکانداز کاتیوشا بودند که برای پشتیبانی نیروهای زمینی به کار میرفتند. این ناوها به اهدافی حمله میکردند که خارج از تیررس توپخانه زمینی بود.
وودز: آیا این ناوها پیش از شروع جنگ بهسازی شده بودند یا پس از آن؟
کعبی: در آغاز جنگ، همزمان با حمله به خرمشهر، بهسازی ناوها انجام شد. بنا بر درخواست نیروی زمینی مبنی بر نیاز به پشتیبانی توپخانه، پاسخ دادیم که امکان انجام این کار وجود دارد ولی ناوها تنها در شب قابل استفاده هستند.
کعبی ادامه میدهد: مرحله دوم عملیاتهای نیروی دریایی از ۲۱ نوامبر ۱۹۸۲ تا ۸ فوریه ۱۹۸۶ (۳۰ آبان ۱۳۶۱ تا ۱۹ بهمن ۱۳۶۴) ادامه داشت و ماهیتی آفندی داشت. در این مرحله، با بهرهگیری از موشکاندازهای کاتیوشا و قایقهای موشکی، به کشتیهای ایرانی در نزدیکی خارک، بوشهر و نواحی جنوبی خارک حمله میشد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۸
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: تا سال ۱۹۸۳م [۱۳۶۲ش]، صدام به این نتیجه رسیده بود که جنگ علیه ایران باید به حوزه اقتصادی نیز کشانده شود. از همین رو، برای آغاز حملات به خارک و منطقه اقتصادی شمال خلیج فارس، به نیروی دریایی متوسل شد. ممکن است توضیح دهید رویکرد شما در تعیین اهداف چگونه توسعه یافت؟ چه اطلاعاتی در این زمینه داشتید؟ خدمه آتشبارها چگونه توجیه میشدند؟ آیا از ماهیت اهداف آگاه بودند؟ و اصولاً به اهداف خاصی حمله میکردید یا هر هدف دریایی در تیررس مورد حمله قرار میگرفت؟ برای نمونه، اگر من یک خلبان بالگرد بودم و به خارک اعزام میشدم، مرا بهطور خاص توجیه میکردند یا صرفاً دستور داده میشد هر هدفی را که یافتم مورد حمله قرار دهم؟
کعبی: با انتصاب من به فرماندهی نیروی دریایی، عملیاتهای آفندی آغاز شد. نخستین عملیات را با هدف قرار دادن کشتیهایی در منطقه بوشهر طراحی کردیم. ابتدا سه فروند قایق تهاجمی را برای شناسایی اهداف بین پایگاه خلیج فارس و آبراه خور عبدالله اعزام کردیم. سپس مسیرشان را بهسوی سواحل ایران تغییر دادیم. عملیات حدود ۲۰ ساعت طول کشید و طی آن، قایقهای موشکانداز با شلیک ۶ موشک، موفق شدند ۵ فروند کشتی [ایرانی] را غرق کنند. این تجربه نشان داد که باید دامنه عملیاتهای دریایی را گسترش دهیم.
مورای: این ابتکار عمل از سوی صدام بود؟
کعبی: خیر، ابتکار عمل کاملاً از سوی خود من بود. صدام هیچ نقشی در طراحی یا هدایت آن نداشت. شخصاً به ستاد کل نیروهای مسلح رفتم تا طرح عملیات را ارائه دهم. اعضای ستاد ابتدا مخالفت کردند. اما چند دقیقه بعد، صدام وارد جلسه شد و پرسید آیا موضوع خاصی دارم که با او مطرح کنم. طرح خود را برای حمله به کشتیهایی که در بندر بوشهر پهلو میگرفتند ارائه کردم. او خواست جزئیات را توضیح دهم و من نقشه عملیاتی را برایش باز کردم. صدام با پرسشی زیرکانه گفت: «مطمئنی وقتی به این منطقه میروید کشتیهایی حضور دارند؟» پاسخ دادم: «این منطقه محل لنگر اندازی کشتیهای ایرانی است و مطمئنم که آنجا اهداف وجود دارند.» صدام در نهایت طرح را تصویب کرد، اما تأکید میکنم که ابتکار آن کاملاً متعلق به من و فرماندهی نیروی دریایی بود.
وودز: اما اجرای چنین عملیاتی مخاطرات زیادی داشت. تا آن زمان هیچ عملیات آفندی دریایی در خلیج فارس انجام نداده بودید. این مأموریت برای خدمه نیروی دریایی عراق تجربهای کاملاً جدید محسوب میشد.
کعبی: کاملاً درست است. اجازه دهید نمونهای را ذکر کنم. در نخستین عملیات، یکی از قایقهای موشکانداز تحت هدایت افسر جوانی که اکنون فرماندهی نیروی دریایی را برعهده دارد، در حدود ۹ مایلی (حدود ۱۴ کیلومتری) یکی از میدانهای نفتی ایران از کار افتاد. دو گزینه داشتیم: یدککشی قایق به عقب یا ارسال قطعات یدکی با بالگرد. اما آن افسر، با استفاده از لولههای کپسول آتشنشانی، لولههای سوخترسان آسیبدیده را تعویض کرد و با یک پمپ دستی، مخزن اصلی موتور را پر کرد. با وجود خرابی پمپهای اصلی، توانست قایق را به عقب برگرداند و دو قایق دیگر مأموریت را ادامه دادند. با شلیک ۶ موشک، آنها توانستند ۵ فروند از قایقهای [ایرانی] را غرق کنند.
وودز: در منطقهی عملیات، فعالیتهای تجاری نیز جریان داشت. چه نوع کشتیهایی را هدف قرار دادید؟
کعبی: یک نفتکش هندی، دو کشتی تجاری یونانی، یک کشتی تجاری ایرانی و یک قایق تفریحی متعلق به ایران را هدف قرار دادیم.
وودز: موشکها را از چه فاصلهای شلیک میکردید؟ گفتید برد آنها را اصلاح کرده بودید.
کعبی: موشکها را از فاصلهی حدود ۳۵ کیلومتری شلیک میکردیم. با گسترش دامنهی عملیاتها، تمامی میدانهای نفتی منطقه بوشهر را مورد حمله قرار دادیم. در مرحلهی دوم مأموریتهای آفندی نیروی دریایی عراق، مجموعاً ۱۷۸ عملیات انجام شد که به غرق شدن ۱۰۲ نفتکش و ۱۴۵ کشتی تجاری انجامید.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۹
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: صدام در زمینه هدف قراردادن شناورهای ایرانی چه واکنشی نشان داد؟
کعبی: به من نشان افتخار داد.
وودز: شما ارزش وجودی نیروی دریایی را به صدام نشان داده بودید و اکنون او انتظار بیشتری از شما داشت.
مورای: اصولاً چرا به فرماندهی نیروی دریایی منصوب شدید، خودتان در این مورد چه فکر میکنید؟
کعبی: علاء الدين حامد الجنبي Aladdin Hammad al-Janabi) فرمانده پیشین نیروی دریایی مرا به صدام معرفی کرد الجنبی بیشتر عمر خدمتی اش را در نیروی زمینی گذرانده بود اما در سال ۱۹۷۹م [۱۳۵۷ش] به فرماندهی نیروی دریایی منصوب شد. او در یکی از جلساتش با صدام، ضمن معرفی من به توان بالقوه ام برای فرماندهی اشاره کرد و همین سبب شد که بعدها] به فرماندهی نیروی دریایی منصوب شوم زمانی که این بحث مطرح شد، من فرمانده تیپ بودم ولی مایل بودم معاونت عملیات را بر عهده بگیرم. الجنبی ابتدا مرا به معاونت آموزش منصوب کرد و حدود دو یا سه ماه پس از آغاز جنگ نیز مسئولیت معاونت عملیات را به من واگذار کرد. پس از آن، مرا به صدام معرفی کرد و ابتدا در زمینه نظریه های مربوط به اثر بخشی مینهای شناور عامل و غیر عامل کار میکردم در آن مقطع اصلاً فکر نمی کردم روزی به فرماندهی نیروی دریایی منصوب شوم اما دو یا سه هفته بعد فرمانده این نیرو شدم.
وودز: در مورد حمله به کشتیها در سالهای ۱۹۸۲ تا ١٩٨٦م [١٣٦١ تا ١٣٦٥ش بیشتر برایمان صحبت کنید.
کعبی: چهار بار به اسکله های شرقی و غربی جزیره خارک حمله کردیم و موفق شدیم حرکت کاروانهای دریایی از بندرهای [امام] خمینی و ماهشهر به بخشهای شمالی خلیج [فارس] را متوقف کنیم.
وودز: فکر میکنید از چه وقت موفق شدید جلوی تردد کشتی های تجاری و نفتکش های بزرگ را به بخش شمالی خلیج [فارس] بگیرید؟
کعبی: این عملیات ها همه در سال ۱۹۸۳م [١٣٦٢ش انجام شد و در سال ١٩٨٤م [١٣٦٣ش] حرکت کشتیها در منطقه به تدریج کند شد و تا اواخـر ایــن سال هم به کلی متوقف گردید، تنها در جزیره خارک ۵۸ فروند نفتکش را هدف قرار داده بودیم.
وودز: در مطالعه برخی از تاریخ نگاشتهای مربوط به این دوره از جنگ، تلاش زیادی کردیم که بفهمیم آیا راهبردتان برای حمله به نفتکش ها این بود که نفتکش های برخی کشورهای خاص را بیشتر هدف قرار دهید و به عبارت دیگر در راهبردتان این را در نظر نگرفته بودید که اگر مثلاً] به نفتکش های هندی که برای ایران کار میکنند حمله کنید، ممکن است با این کار سبب شوید هندی ها از نظر سیاسی از اجرای عملیات علیه عراق حمایت کنند؟ دستورالعملی هم در این زمینه داشتد که براساس آن مجبور باشید در مورد [ هویت] اهداف مورد نظر هم فکر کنید؟
کعبی: چون کشتی ها و نفتکش ها را با استفاده از رادار کشف می کردیم، نمی توانستیم بندر مبدأ حرکتشان را شناسایی کنیم و چون بیشتر تکیه بر رادار داشتیم هر چیزی به صرف حضور در بخش شمالی خلیج فارس) برای ما هدف بود و به هر چیزی که رادارها نشان میدادند حمله میکردیم.
بین ماههای مارس و سپتامبر (اسفند) تا شهریور) ایستگاه راداری ما می توانست هر حرکتی را از فاصله ۳۰ مایلی [ حدود ٤٨ کیلومتری] تا جنوبی ترین نقاط منطقه یعنی بوشهر و خارک کشف کند. به عبارتی از وقتی کشتی ها در ۵ یا ۶ مایلی [۸ یا ۹ کیلومتری اسکله قرار می گرفتند می توانستیم آنها را کشف کنیم بنابراین طرحی موسوم به طرح تصادفی (Casual Plan) تهیه کردیم که براساس آن نقطه هدف بعدی را مشخص می کردیم. بالگردهای ما ابتدا در پایگاه هوایی الشبيبه al-Shaiba مستقر بودند. بعدها پایگاه هوایی دیگری هم در ام القصر ساختیم که فاصله بالگردها با اهدافشان را از نظر زمانی ۱۵ دقیقه کاهش داد، در حالی که فاصله تا مناطق هدف در طرح های پروازی معمول حدود ۹۰ دقیقه بود. هنگامی که هدف مورد نظر در برد راداری بالگرد قرار میگرفت رادار را بر روی هدف قفل می کردیم و خلبان به طرف آن شلیک میکرد به این ترتیب تنها ظرف یک ماه و در عملیاتهایی که همه در شب انجام میشد ۲۰ فروند نفتکش را غرق کردیم. برای اجرای این عملیاتها عمدتاً بر بالگردها تکیه داشتیم.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۰
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
▪︎ وودز: خدمه بالگردها در پروازهای طولانی شبانه بر فراز آبهای خلیج فارس با مشکلی مواجه نبودند؟
کعبی: نه، چون این بالگردها از نوع دریایی بودند و به تجهیزات کامل ناوبری و دریانوردی مجهز بودند. همچنین برد عملیاتی خوبی داشتند. پیش از اعزام، خلبانان را برای چنین مأموریتهایی آموزش میدادیم و سپس از آنها برای عملیاتهایی مانند حمله به کشتیها در شمال خلیج فارس و مینریزی استفاده میکردیم.
وودز: یعنی از بالگردها برای مینریزی هم بهره میبردید؟
کعبی: بله، سامانهای ریلی بهجای تجهیزات موشکی روی آنها نصب کردیم تا مینها را حمل کنند. در ابتدا از مینهای مجاورتی قدیمی روسی استفاده کردیم. همزمان مأموریتی هم به قایقهای موشکانداز واگذار کردیم تا به نفتکشهایی که نفت تولیدی میدانهای نفتی را منتقل میکردند حمله کنند. برای حملات در آبهای آزاد از بالگرد استفاده میکردیم و قایقهای موشکانداز وظیفه حمله به میدانهای نفتی را داشتند. میدانهای سروش، بوشهر و بهرگانسر را به ترتیب ۳، ۴ و ۲ بار مورد هدف قرار دادیم. در مجموع حدود ۴۰۰ عملیات مینریزی انجام دادیم: ۱۳۰ مورد در اطراف خارک، ۱۹۵ مورد در میدانهای نفتی و ۶۰ مورد در تنگه هرمز. همچنین تعدادی از کشتیهای ایرانی را در درگیریهای دریایی غرق کردیم.
وودز: تلفات نیروی دریایی عراق در این مدت چقدر بود؟
کعبی: در آبان ۱۳۵۹، در نخستین درگیری دو فروند از قایقهای موشکاندازمان را از دست دادیم. البته آن زمان هنوز فرمانده نیروی دریایی نبودم.
وودز: چه طور این قایقها را از دست دادید؟
کعبی: نیروی هوایی ایران آنها و دو قایق دیگر را غرق کرد. وقتی حملات به پایانههای نفتی آغاز شد، هر پایانه یک افسر و ۱۲ سرباز داشت. ایرانیها با بالگردها حمله کردند و پس از تصرف پایانهها، یک قایق موشکانداز برای انتقال اسرا فرستادند که هدف قرار گرفت و غرق شد. بعداً قایق دوم هم برای پشتیبانی اعزام شد که ما آن را هم غرق کردیم. از آن به بعد ایرانیها برای حمله به قایقهای ما بیشتر به نیروی هوایی خود وابسته شدند. نیروی هوایی عراق نتوانست پشتیبانی هوایی لازم را تأمین کند و همین موجب شد دو قایق دیگرمان نیز توسط آنها غرق شود. در کل در طول جنگ فقط چهار فروند قایق موشکانداز از دست دادیم.
مورای: دو فروند دیگر را در درگیریهای شدید با ایرانیها از دست دادید؟
کعبی: بله، در یکی از شبهای سال ۱۳۶۲ یا ۱۳۶۳، یکی از قایقهای موشکانداز را برای مأموریتی فرستادیم و به ناخدا تأکید کردیم زیاد از پایانهها فاصله نگیرد تا بتوانیم با بالگرد پشتیبانی کنیم. اما او از محدوده خارج شد، یکی از قایقهای ایرانی را غرق کرد ولی خودش هم غرق شد. این تنها موردی بود که قایقمان توسط قایقهای ایرانی غرق شد.
کعبی ادامه داد: بعد از اینکه ایرانیها فاو را در سال ۱۳۶۴ تسخیر کردند، نیروی دریایی عراق با بحران شدید روبهرو شد. مسیر دسترسیمان به دریا محدود شد و مجبور شدیم وارد عمل شویم.
وودز: گذرگاه دریایی دیگری در اختیار نداشتید؟
کعبی: تنها گذرگاه دیگر متعلق به کویت بود که اجازه استفاده نمیدادند. ایرانیها نیز آن منطقه را با ناوچههای مجهز به تیربارهای سنگین و جنگافزارهای ضدتانک محافظت میکردند. آنها دو یا سه خط دفاعی برای سد کردن حرکت قایقهای ما ایجاد کرده بودند. بنابراین پیش از اجرای هر مأموریتی، ابتدا باید برای باز کردن مسیر تا خلیج فارس میجنگیدیم.
--------
📌 پانویس مترجم:
اطلاعات ارائهشده از سوی ژنرال کعبی اغراقآمیز و نادقیق به نظر میرسند. تنها در عملیات مروارید که در ۷ آذر ۱۳۵۹ انجام شد، نیروی دریایی ایران دستکم چهار ناوچه موشکانداز کلاس "اوزا" و هفت شناور دیگر را غرق کرد و نیروی دریایی عراق پس از آن عملاً فلج شد و تا پایان جنگ نقش مؤثری ایفا نکرد.
ادامه دارد
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔞 اونایی که دلشو ندارن نبینن 👆👆
🎥 فیلمی که پنجم اسفند ۶۲ از تلویزیون عراق پخش شد.
اسرا و شهدای به خون خفته در شرق استان میسان عراق - ( فکه ایران )
🌿دوران جنگ تحمیلی
🌿 به هفته دفاع مقدس نزدیک میشویم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
شراب هشت ساله -شب نگاهم را به آتش دوختم 1373 شاعر شجاع الدين ابراهيمي.mp3
زمان:
حجم:
19.9M
شب نگاهم را به آتش دوختم
شعله گشتم چون شقایق. سوختم
✍ شاعر:شجاع الدین ابراهیمی
🎙 #حاج_صادق_آهنگران
#برای_دفاع_مقدس ۸ ساله
🌷🌷🌷
┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
054 جایگاه جهاد و دفاع ؛ أیت الله جوادی. آملی.mp3
زمان:
حجم:
2.6M
🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹
مبانی و جایگاه جهاد و دفاع
قطعه صوتی شماره 53
🌷 طلبه شهید غواصی که شفایش را از امام رضا(ع) گرفت
🌱 دوران #جنگ_تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
🌷 طلبه شهید غواصی که شفایش را از امام رضا(ع) گرفت
دکترها به علی سیفی گفته بودند به علت مجروحیت پایش، باید آن را قطع کند. او نگران بود و مردد تا اینکه در عالم رویا امام زمان به او فرمود: بیا مشهد!
شهید علی سیفی از آن دسته روحانیون رزمی تبلیغی دفاع مقدس است که درس مکتب جهاد را از حوزه به میدانهای رزم کشاند. او از بس طلبهها و روحانیون را به حضور در جبهه تشویق میکرد که حوزه خالی از طلبه میشد؛ به همین خاطر مجبور شد که محل تحصیلش را بارها تغییر دهد.
اما عاملی که باعث شهرت این روحانی غواص شهید شد، بیارتباط با امام رضا (ع) نیست. ماجرایی که به قبل از معمم شدن او مرتبط است.
💠 اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در حالی که ۱۵ سال بیشتر نداشت، عازم جبهه شد. در آخر این ماه در عملیات بیت المقدس در آستانه آزادسازی خرمشهر دچار مجروحیت شدید پا شد. این مجروحیت خیلی او را آزرده ساخته بود و پزشکان علاجش را تنها در قطع شدن میدیدند.
در عالم رویا، امام زمان خطاب به او فرمود: بیا مشهد! در آن شرایط سخت جسمی راهی مشهدالرضا شد و شفایش را از امام رضا گرفت. مردم هم وقتی فهمیدند شفا یافته به نیت تبرک لباسهایش را تکه تکه کردند.
بعد از این معجزه رضوی، او حضور همزمان در سنگر حوزه و جبهه را برگزید و اواخر تابستان سال ۱۳۶۱ به حوزه علمیه چیذر رفت و سال بعد هم برای ادامه تحصیل به مدرسه رسول اکرم قم رفت.
در این مدت هم از مراحل سلوک و عرفان غافل نماند. به گونهای که استاد حسین انصاریان او را سوار بر قطار عرفان و دیگران را پیاده معرفی کرد. بارها قبل از انجام هر عملیاتی اسامی رزمندههای شهید، مجروحان و آنهایی که سالم میماندند را بیان میکرد.
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
🌴 شهید حجت الاسلام علی سیفی از شهدای روحانی غواص است که در سال ۱۳۴۴ در شهر مراغه آذربایجان غربی به دنیا آمد. او در ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ در اروندرود به فیض شهادت نائل آمد. مزار مطهرش در گلزار شهدای مراغه است.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
دفاع مقدس
شهید آيتالله مدني و جبهههاي نبرد شهيد مدني در تقويت روحيه رزمندگان اسلام نقش به سزايي داشتند و با
🌿روایتی از شهید آیتالله مدنی
به نقل از #شهید_علی_سیفی
شهید علی سیفی نماز را با حضور قلب میخواند انگار توی این دنیا نیست...
نمازهایش خیلی طولانی میشد...
یک روز #بچه_های_تخریب به علی اعتراض کردند و گفتند : نماز رو تندتر بخوان.
شهید سیفی در جواب حکایتی از #شهید_محراب_مدنی گفت و اظهار داشت که درصف اول نمازجمعه تبریز پشت سر شهید مدنی نماز میخواندیم، این شهید هم نمازهایش توام با طمأنینه و اشک بود. شخصی در صف اول نماز بود و شهید مدنی درحال اقامه نماز بود که شنید میگوید آقا نماز را تند بخوان. یکدفعه دیدم شهید مدنی تمام قامت برگشت و در حالیکه قطرات اشک صورتش را پرکرده و از محاسنش سرازیر بود فرمود: قارداش جان میدونی میخواهی با کی حرف بزنی؟
شهید سیفی با نقل این حکایت به بچه ها فهموند که هر چیزی حساب و کتاب داره
غواص شهید حجت الاسلام علی سیفی در عملیات والفجر8 به شهادت رسید
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇👇