🟢 روایت عشق 💕
خانمیرزا در عملیات والفجر1 به شدت مجروح شده و به تهران منتقل شده بود. یکی از همراهانش نقل میکرد:
به اتفاق جمعی از مجروحین جنگ به دیدار حضرت امام(ره) رفتیم.
خانمیرزا به علت شدت جراحتش، با ویلچر خدمت امام رسید.
یکی یکی در صف ایستاده و خدمت امام(ره) میرفتیم و دست امام را میبوسیدیم و امام هم صورت بچه ها را می-بوسیدند.
نوبت به خانمیرزا که رسید، تا سرش را به سمت دست امام کشید تا دست امام را ببوسد، امام دستشان را کشیدند تا لبهای خانمیرزا به آن نرسد!
خانمیرزا جا خورد و گفت:
«اماما، حتماً لایق بوسیدن دست شما نیستم!»
امام فرمودند: «نه، شما مقامت بالاتر از این است که دست من را ببوسید!»
اشک از چشمهای خانمیرزا جاری شد و خودش را از ویلچر روی پای امام انداخت، دمپائی امام را بیرون کشید و شروع کرد به بوسیدن پای امام. امام ایشان را بلند کردند. چند دقیقه آرام با هم صحبت کردند که ما چیزی از صحبتهای رد و بدل شده نشنیدیم. بعد امام دست در جیب کرده و #قرآن کوچکی را که در جیب داشتند به ایشان هدیه کردند.
خانمیرزا این قرآن را خیلی دوست داشت که خود سرگذشت عجیبی دارد. بعد از این دیدار بود که به همه میگفت، به جای خانمیرزا او را "روح الله" صدا بزنند و روح الله بدانند.
#کنگره_ملی_شهدای_فارس
#سردار_شهید_خامیرزا(روح الله)_استواری
#شهدای_فارس
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
💠 خاطره ای از شهید خانمیرزا استواری
♨️روزگاری در استان فارس مسئولی داشتیم که ....
💠 مسئول اداره تربیت بدنی بود و یک ماشین در اختیارش....
یک روز با هم برای انجام کار اداری رفتیم ارسنجان.
وقت برگشت یکی از روستاهای اطراف کار داشت.
کنار جاده فرعی ایستاد و
گفت: رمضان، یک دفترچه توی داشبورد ماشینه، بیار بیرون!
در آوردم.
گفت: بنویس!
نوشتم.
حرکت کرد.
گفتم این برای چی بود،
👈 گفت: تا لب جاده کار اداری بود و استفاده از سوخت ماشین حلال، از اینجا به بعد کار شخصی است و مدیون بیت المال!
وقتی به اداره برگشتیم، گفت بنویس.
دوباره کیلومتر ماشین را خواند و من دوباره در دفترچه نوشتم.
گفت: شد چند کیلومتر؟
تفاوت دو عدد را گفتم.
گفت:بنویس!
آخر ماه که می شد، این کیلومترها را که کار شخصی اش بود، با هم جمع می کرد و معادل پول بنزینش را واریز می کرد به حساب تربیت بدنی تا مدیون بیت المال نباشد!
👈ظهرها ساعت دوازده که میشد، ماشین را می گذاشت اداره، با دوچرخه می آمد خانه....
▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️👇
زندگینامه
#شهید خانمیرزا استواری
✍ در سال 1338 در شهرستان مرودشت و در خانواده اي متدين و مذهبي ديده به جهان گشود و در دامان مادري مهربان و پدري با ايمان و زحمتكش پرورش يافت و پس از طي مقاطع مختلف تحصيل موفق به اخذ مدرك ليسانس در رشتة تربيت بدني گرديد . وي با آنكه علاقة خاصي به امور ورزشي داشت ، هيچ گاه از ادامة تحصيل باز نماند و بر حسب علاقه ، بار ديگر وارد دانشگاه شد و رشتة دندانپزشكي را جهت ادامة تحصيل برگزيد .
شهيد استواري در حين تحصيل به شغل شريف دبيري اشتغال داشت و در سبزترين لحظات عمر با مبارزات حق طلبانة خويش عليه رژيم ستمشاهي همواره چون مبارزي جان بر كف و انقلابي در تمامي صحنه هاي خونرنگ انقلاب حضور داشت . پس از پيروزي انقلاب به خيل سربازان آقا اباعبدالله ( ع ) پيوست و لباس سبز سپاه زيبندة قامت رساي وي گرديد و باشروع جنگ تحميلي بر عرصة آتش و خون پاي نهاد ودر عمليات شكست حصر آبادان ، قهرمانانه شركت كرد و حماسه ها آفريد .
اين دلاور مرد عرصه هاي نبرد بنا به درخواست فرماندهان وقت با قبول مسئووليتهاي خطير در عملياتهاي مختلفي از جمله عمليات 9019 لشكر و عملياتهاي كربلاي 4 و 5 شركت كرد كه در عمليات 9019 بر اثر اصابت تركش مين به شدت مجروح و به پشت جبهه انتقال يافت . اين مجاهد نستوه كه بارها جراحت تير و تركش خمپاره هاي دشمن را برجان پذيرفته بود سرانجام در هجدهم فروردين ماه سال 66 در منطقة عملياتي شلمچه كربلاي 5 عميق ترين زخم فراق را با ديدار دوست مرهم نهاد و به خيل شهداي شقايق پيشه هشت سال دفاع مقدس پيوست .
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
دفاع مقدس
🔴 دیدار با یک اعدامی!
▫️اوایل انقلاب ( اول بهمن ۱۳۵۸)
📌 یکی از شبها، من و رضا با موتور محمد عازم ستادانتخاباتی "صادق قطبزاده" شدیم. مقابل پمپبنزین بالای پل کریمخان، اول کوچهای در سمت چپ، جلوی آپارتمانی موتور را پارک کرده، از دری که باز بود داخل ساختمان شدیم.
کل محوطهی پارکینگ پر بود از پوسترهای بزرگ قطبزاده. پوسترها و کارت پستالهایی با کیفیت عالی چاپ کرده بودند که عکس قطبزاده در کنار امام داخل هواپیمایی که از پاریس به تهران میآمد، بود.
سرگرم گرفتن عکسها بودیم که مسئولین ستاد بیشتر پوستر میدادند و ما درخواست کارت پستال داشتیم؛ ولی او ترجیح میداد با توجه به اینکه فرصت چندانی برای تبلیغات نمانده بود، پوسترها را ببریم و بچسبانیم.
ناگهان متوجه شدیم صادق قطبزاده از درِ ساختمان وارد شد. تا آن زمان او را از نزدیک ندیده بودم. تیپ جذاب و قشنگی داشت. بلوز آستینکوتاه و شلوار آبی رنگ لی برتن داشت. با دیدن ما که پوسترهای او را در دست داشتیم، جلو آمد و با تکتکمان دست داد و روبوسی کرد. خیلی بشاش و خوش برخورد بود.
درحالی که مشغول روبوسی با او بودم، چشمم افتاد به خانمی که پشتسر او وارد پارکینگ شد. زنی تقریبا بیست - سی ساله، درحالی کاملا بیحجاب بود، پیراهن آستین حلقهای و دامن بسیار زنندهای هم برتن داشت. جلو آمد و با خندهای جلف، با ما سلام و احوالپرسی کرد.
باورم نمیشد این زن، همراه قطبزاده باشد. قطبزاده به ما خسته نباشید گفت و امید داد که تلاشمان بی فایده نخواهد بود.
سه - چهار جوان ریشویی که محافظ او بودند، پهلوی ما ماندند و قطبزاده درحالی که میخندید، همراه زن، دونفری از پلهها بالا رفتند. منکه شنیده بودم قطبزاده زن ندارد و مجرّد است، شوکه شدم. جلو رفتم و به یکی از محافظانش گفتم:
- ببخشید برادر ... این خانم همسر آقای قطبزاده است؟
که ابروانش را درهم کشید و با عصبانیت گفت:
- بهتو چه بچه، کار خودت رو بکن زود برو.
بدجوری خورد توی حالم. قطبزاده که اینگونه عکس خودش را با امام چاپ کرده بود، این کی بود که همراهش بود؟
پوسترها و کارت پستالها را که برداشتیم، بهزور خندیدیم و درحالی که سه ترکه سوار موتور شدیم، با اعضای ستاد خداحافظی کردیم و راه افتادیم طرف لانه. در کوچهای محمد موتور را پارک کرد و نیّتی را که بهخاطر آن به ستاد انتخابات قطبزاده رفته بودیم، عملی کردیم. همهی پوسترها را از وسط تا کردیم و بریدیم.
تصاویر قطبزاده را با عصبانیت و ناراحتی داخل جوی آب ریختیم و عکسهای امام را که خندهای زیبا بر لب داشت، لوله کردیم. کارت پستالها را نمیشد همینطور پاره کرد؛ نیاز به تیغ یا قیچی بود. آنها را به سه قسمت تقسیم کردیم. همراه محمد که همیشه تا میدان امام حسین (ع) میرفت، من و رضا هم رفتیم.
آن شب در خانه، هنگامی که خطکش را بین امام و قطبزاده گذاشتم و عکسها را نصف کردم، از اینکه دیده بودم یکی از همراهان امام و مسئولین جمهوریاسلامی که میخواهد رئیسجمهوری هم بشود، اینگونه بیبند و بار باشد، حالم بههم خورد.
صادق قطبزاده متولد 1314 در تهران، به جرم ارتباط با بیگانگان و طراحی کودتا، بازداشت و محکوم به اعدام شد که رای صادره چهارشنبه 24 شهریور 1361 اجرا شد. وی درآخرین لحظات اجرای حکم اعدامش، در جمع زندانیان اوین سخنرانی کرد و ضمن اعتراف به کودتا علیه جمهوریاسلامی، از اقدامات خود اظهار پشیمانی و ندامت نمود.
📚نقل از کتاب "چادر وحدت"
✍حمید داودآبادی
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
25.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 #فیلم | اعتراف تلویزیونی صادق قطب زاده
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #موشن_گرافیک
هفت روز مانده تا گرامیداشت
هفته #دفاع_مقدس
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
29.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 ۷ روز مانده تا گرامیداشت هفته دفاع مقدس
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
☀️ معنویت و چهره های نورانی جوانان
👆📽 سخنان حضرت امام (ره) در جمع رزمندگان اسلام ....
😭 اشک و گریه عشاق روح الله با شنیدن تمجید و بیان روحیات معنوی در جبهه ها :
🎙 تاریخ اسلام جز یک برهه از صدر اسلام، جوانانی مثل جوانهای ایران ما سراغ ندارد. و ملتی مثل ملت ایران در تاریخ ثبت نشده است. شما در کجای تاریخ- جز یک برهه در صدر اسلام آن هم نه به طور وسیع بلکه به طور محدود- سراغ دارید که جوانان یک کشور این طور عاشق جنگ باشند؟ این طور عاشق دفاع از کشور خودشان باشند؟ و این طور ملت، همه با هم یکصدا دنبال پیروزی ارتش و سپاه پاسداران و سایر قوای مُسلَّحه باشند؟ و کجا دیدید که عاشقانه دنبال شهادت باشند؟ من به این چهرههای نورانی و بشّاش شما، و به این گریههای شوق شما حسرت میبرم. من احساس حقارت میکنم. من وقتی با این چهرهها مواجه میشوم. و این قلبهائی که به واسطه توجه به خدای تبارک و تعالی این طور در چهرهها اثر گذاشته است، احساس حقارت میکنم. من غیر از دعا که بدرقه شما کنم چیزی ندارم که به شما بکنم. من چطور به این احساسات خداگونه و به این توجهاتی که شما به خدای تبارک و تعالی دارید، و به این عزم راسخ شما و این شجاعت بینظیر شما، چطور من میتوانم از شما ستایش کنم؟
دوران #جنگ_تحمیلی
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
دفاع مقدس
جنگ عراق و ایران از دیدگاه فرماندهان صدام ۱۰ ● سپهبد عبيد محمد الكعبي ▪︎ وودز: خدم
🎙 ادامه گفتگو با
سپهبد عبید محمد الکعبی
🔸 از فرماندهان بلندپایه صدام
در جنگ عراق علیه ایران
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۳
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: تا اواخر سال ۱۹۸۴ میلادی (اواسط ۱۳۶۳ شمسی)، شما منطقه شمال خلیج فارس را با اهداف خاصی تحت نظر داشتید. ایران در آن زمان هنوز میتوانست فعالیتهایی محدود در بندر امام خمینی انجام دهد، اما فشارهای مداوم شما باعث شد دیگر نتواند عملیات بزرگی در آن منطقه اجرا کند. درست است؟
کعبی: بله، کاملاً درست است.
وودز: از چه زمانی هماهنگی با کویت، امارات متحده عربی و دیگر کشورهایی که از عراق در جنگ حمایت میکردند آغاز شد؟ شما که نمیخواستید نفتکشهای این کشورها، بهویژه کویت که به عراق وام میداد، مورد حمله قرار گیرند. آیا در این مرحله، برای جلوگیری از تعارض میان نیروی دریایی عراق و این کشورها هماهنگیهایی انجام دادید؟
کعبی: بسیاری از حملات ما دستکم در فاصله ۱۲ مایلی (حدود ۱۹ کیلومتری) از آبهای ساحلی انجام میشد.
مورای: نفتکشها از میان آبهای ساحلی کشورهای خلیج فارس عبور کرده و وارد کویت میشدند؟
کعبی: معمولاً این منطقه را تحت نظر داشتیم، اما در فعالیتهای جاری آن دخالت نمیکردیم. اگر هم عملیاتی انجام میدادیم، معمولاً خارج از آبهای ساحلی بود.
وودز: آیا نیروی دریایی عراق، جنوب بندرعباس را نیز بهطور مؤثر زیر نظر داشت؟
کعبی: بله، چون آن منطقه جزو مناطق عملیاتی محسوب میشد.
وودز: شما از حمله به کشتیهایی که به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس حرکت میکردند خودداری میکردید و تمرکزتان بر خطوط کشتیرانی ایران بود، درست است؟
کعبی: دقیقاً همینطور بود. منطقه عملیاتی را در نقشهای کلی مشخص میکردیم و آن را اعلام مینمودیم. از این جنگ آموختیم که عراق برای موفقیت نمیتواند تنها به عملیات در محدوده خلیج فارس بسنده کند، بلکه باید در خارج از این منطقه نیز قدرت دریایی و تأسیسات لازم را در اختیار داشته باشد.
وودز: مثلاً در چه مناطقی؟
کعبی: رهبری سیاسی عراق تلاش داشت پایگاههایی در برخی کشورهای عربی مانند سومالی، یمن و جیبوتی ایجاد کند.
وودز: این ایده از چه زمانی مطرح شد؟ آیا دیپلماتهای عراقی آن را فعالانه دنبال میکردند؟
کعبی: این طرح در دوران جنگ به ذهن رهبری عراق خطور کرد. اما ناکامی ما در این زمینه به دلیل نفوذ کشورهای اروپایی در آن مناطق بود. مثلاً جیبوتی با طرح ما موافقت نکرد چون فرانسویها مخالف بودند. همین موضوع در مورد سومالی نیز صدق میکرد.
وودز: اگر عراق موفق به ایجاد پایگاههایی خارج از خلیج فارس میشد، چگونه میتوانست شرایط را تغییر دهد؟ اگر شمال منطقه را در اختیار میگرفتید، ایران مجبور میشد محمولههای نفتیاش را به بندرعباس منتقل کند. آیا هدف شما کشاندن جنگ اقتصادی به جنوب خلیج فارس بود؟
کعبی: در مراحل پایانی جنگ، بهتدریج از موشکهای کرم ابریشم در هواپیماهایمان استفاده کردیم و کل منطقه خلیج فارس را هدف قرار دادیم.
وودز: موشکهای کرم ابریشم سنگین هستند. آنها را از چه نوع هواپیماهایی شلیک میکردید؟
کعبی: هواپیماهای ترابری روسی را برای پرتاب این موشکها تجهیز کردیم. در آغاز سال ۱۹۸۸ میلادی (اواخر ۱۳۶۶ شمسی)، هنگامی که هواپیماهای عراقی به نفتکشها و تأسیسات ایران در منطقه حمله کردند، درگیری شدیدی رخ داد. طول این موشکها حدود شش متر بود و از فاصله ۶۰ تا ۷۰ کیلومتری قابل شلیک بودند.
وودز: در جایی خواندهام که هواپیماهای عراقی دستکم در یک مورد، برای سوختگیری یا به دلیل آسیب، مجبور شدند مسیرشان را به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس تغییر دهند.
کعبی: این اتفاق بهندرت رخ میداد.
وودز: اگر عراق موفق به ایجاد تأسیسات دریایی در جیبوتی، سومالی، عمان یا یمن میشد، فکر میکنید چه تأثیری بر اوضاع میگذاشت؟
کعبی: میتوانستیم مانع تردد کشتیها بین اروپا و ایران شویم و از این طریق ایران را برای پذیرش صلح تحت فشار قرار دهیم. بر همین اساس، عراق برای ساخت ناوچههای کلاس لوپو (Lupo) با ایتالیا وارد مذاکره شد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۴
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ گفتوگو درباره درسهای جنگ ایران و عراق و آینده نیروی دریایی عراق
وودز:
ممکن است درباره درسهایی که از جنگ ایران و عراق در ارتباط با آینده نیروی دریایی عراق آموختید، بیشتر توضیح دهید؟
کعبی:
ما از جنگ زمینی، جنگ دریایی و تجربه بازسازی ناوگان دریایی، درسهای مهمی گرفتیم که به ما نشان داد چگونه باید نیروی دریایی عراق را بازسازی کنیم و چه نوع عملیاتی برای تأمین منافع کشور در جنگهای احتمالی آینده ضروری است.
برای تحقق منافع راهبردی عراق، نیروی دریایی باید توانایی عملیات در خارج از خلیج فارس را داشته باشد. نفت همچنان کالایی راهبردی باقی خواهد ماند و ایران برای تقویت ماشین جنگی خود به آن وابسته است. بنابراین، ایران ممکن است در دریای عمان به دنبال مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت باشد.
با این حال، حتی اگر ایران بتواند تأسیسات صادراتی خارج از خلیج فارس ایجاد کند، زیرساختهای اصلیاش مانند میدانهای نفتی همچنان در برابر حملات آسیبپذیر خواهند بود.
وودز:
این آسیبپذیری به این دلیل است که میدانهای نفتی اصلی ایران در شمال خلیج فارس قرار دارند، و حتی اگر ایران در خارج از منطقه وارد عمل شود، باز هم مجبور است نفت خود را از شمال خلیج فارس صادر کند، درست است؟
کعبی:
بله، دقیقاً همینطور است. برای دستیابی به یک پیروزی راهبردی دریایی، عراق باید تأسیسات عملیاتی در داخل خلیج فارس داشته باشد تا بتواند از شناورهای سریع و قدرتمند مانند قایقهای موشکانداز، ناوچهها، بالگردها، هواناوها و برخی انواع قایقهای گشتی استفاده کند.
بهعنوان مثال، قایقهای گشتی ایتالیایی اسپارویرو (Sparriero) از نوع هواناو هستند و به توربینهای گازی بوئینگ، دو سامانه موشکی خودکار و یک قبضه توپ ۷۶ میلیمتری مجهز شدهاند. سرعت این قایقها به بیش از ۱۰۰ کیلومتر در ساعت میرسد.
اما برای عملیات در خارج از خلیج فارس، نیروی دریایی عراق به کشتیهای بزرگتری مانند ناوچهها و ناوهایی با باند فرود بالگردهای شناسایی و سامانههای هدایت موشکهای دوربرد نیاز دارد.
مورای:
در بررسی عملیاتهای دریایی جنگ ایران و عراق، اشاره شد که جزیره کویتی بوبیان (Bubiyan) از نظر راهبردی برای توسعه قدرت دریایی عراق در خلیج فارس بسیار حیاتی بود.
کعبی:
درست است. این جزیره یکی از اهدافی بود که رهبری عراق توجه زیادی به آن داشت. اما متأسفانه کویتیها حاضر نبودند امکان دسترسی به آن را برای ما فراهم کنند.
مورای:
دلایل و توجیهات مختلفی برای حمله صدام به کویت مطرح شدهاند. آیا مسئله جزیره بوبیان در تصمیم صدام برای تجاوز به کویت نقش داشت؟
کعبی:
خیر، دلیل اصلی تجاوز، مسئله نفت بود. موضوع جزیره بوبیان از عوامل اصلی جنگ خلیج فارس محسوب نمیشد.
پس از پایان جنگ ایران و عراق، کشور با بحران اقتصادی شدیدی روبهرو بود. قیمت نفت بهشدت کاهش یافته بود و گاهی هر بشکه نفت بین ۷ تا ۱۰ دلار معامله میشد. این کاهش قیمت نفت، عامل اصلی تصمیم صدام برای حمله به کویت بود.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۵
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: اجازه دهید بحث را در چارچوبی کلیتر ادامه دهیم.
کعبی: در مقالهای که خدمتتان ارائه دادم، به بررسی عملیاتهای انجامشده در شطالعرب (اروندرود) پرداختهام. همانطور که میدانید، قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر میان شاه سابق ایران و صدام، عمدتاً به وضعیت این آبراه مربوط میشد.
از تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۸۰ (۱۳ شهریور ۱۳۵۹)، ایران برخی اقدامات تجاوزگرانه را بهویژه در امتداد مرزها علیه عراق آغاز کرد. اگرچه جنگ پس از انقلاب و به رهبری امام خمینی آغاز شد، اما اگر به علل ایجابی جنگ توجه کنیم، باید بپذیریم که ایران جنگ را بر عراق تحمیل کرد. نیروهای ایرانی به بنادر مرزی عراق و بهویژه منطقه خانقین حمله کردند. در همان تاریخ، با اجرای عملیاتی برای کسب امتیاز دریانوردی در شطالعرب، کشتیهای تجاری را مجبور کردند پرچم ایران را نصب کنند و تمامی کشتیهایی را که به سمت عراق در حرکت بودند، مورد حمله قرار دادند.
در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۰ (۲۳ شهریور ۱۳۵۹)، قایقهای ایرانی به سه فروند کشتی حمله کردند.
وودز: نیروی دریایی عراق چه امکاناتی برای گشتزنی، مراقبت یا حمایت از کشتیهای تجاری در شطالعرب در اختیار داشت؟
کعبی: ما یک واحد ساحلی متشکل از شش فروند قایق ساخت یوگسلاوی سابق در جنوب شبهجزیره فاو داشتیم. این قایقها در عملیاتهایی که در جنوب شطالعرب انجام میشد، مشارکت داشتند.
وودز: آیا این قایقها درگیری مستقیمی با نیروهای ایرانی داشتند؟
کعبی: بله، یکی از این قایقها با آتش توپخانه ایرانی غرق شد. در آن زمان به فرمانده وقت نیروی دریایی توصیه کردم که پنج قایق باقیمانده را عقب بکشد و در بندر امالقصر مستقر کند. پس از بررسی درگیریهای جنوب شطالعرب، به این نتیجه رسیدیم که ایران با وجود امضای قرارداد الجزایر، قصد داشت کنترل کامل این آبراه را در دست بگیرد.
وودز: آیا هماهنگی لازم میان نیروی دریایی و اداره بنادر عراق وجود داشت؟
کعبی: فرمانده اداره بنادر در آن زمان ژنرال سلیم حسین بود. با وجود بازنشستگی، خود را همچنان ژنرال فعال میدانست و از همکاری با نیروی دریایی خودداری میکرد. عدم تخلیه کشتیها از پایانهها توسط او، موجب بروز حوادث متعددی شد.
وودز: ژنرال حسین فرمانده کدام منطقه بندری بود؟
کعبی: او فرمانده منطقه بندری بصره بود. نیروی دریایی عراق با صدور هشدار، این امکان را برای ایران فراهم کرد که ناوهای جنگی، ناوهای محافظ، مینروبها و هواناوهای خود را از بنادر خرمشهر و آبادان عقب بکشد.
وودز: آیا ایرانیان این اقدام را پس از ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) انجام دادند؟
کعبی: آنها چند روز پیش از آغاز جنگ، ناوهای خود را عقب کشیدند. این اقدام، عراق را مجبور کرد به دنبال مسیر دسترسی دیگری به خلیج فارس باشد. بندر امالقصر در حدود ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری جنوب بندر بصره قرار دارد و مستقیماً به خور عبدالله متصل میشود. اگر میتوانستیم گذرگاه بین بصره و امالقصر را لایروبی کنیم، از تیررس حملات ایرانیان در شطالعرب خارج میشدیم و بسیاری از مشکلاتمان حل میشد. افزون بر این، چون آب این گذرگاه شیرین بود، میتوانستیم از آن برای کشاورزی نیز بهره ببریم.
وودز: آیا طرح عراق برای یافتن مسیر جایگزین به جای شطالعرب پس از جنگ ایران و عراق، نشاندهنده احتمال بروز منازعهای دیگر بر سر این آبراه نبود؟ اگر به حجم سرمایهگذاری لازم برای این طرح توجه کنیم، به نظر میرسد که این پروژه میتوانست بسیار ارزشمند باشد؛ زیرا بخش بزرگی از تنش میان دو کشور را کاهش میداد.
کعبی: همانطور که خدمتتان عرض کردم، در آغاز جنگ سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹)، دو فروند کشتی آبخاکی، سه فروند کشتی ضد زیردریایی و چند قایق موشکانداز در اختیار داشتیم. کشتیهای ضد زیردریایی و قایقهای موشکانداز را از طریق خشکی و با کامیونهای بزرگ به امالقصر منتقل کردیم، اما کشتیهای آبخاکی به دلیل اندازه بزرگشان قابل جابهجایی نبودند.
وودز: آیا نمیتوانستید کشتیها را زودتر از بندر بصره خارج کنید؟
کعبی: متأسفانه به دلیل عدم هشدار درباره نزدیکی زمان آغاز جنگ، کشتیهای ما همچنان برای تعمیر و نگهداری در بندر بصره مستقر بودند.
👇👇