دفاع مقدس
🔴 دیدار با یک اعدامی!
▫️اوایل انقلاب ( اول بهمن ۱۳۵۸)
📌 یکی از شبها، من و رضا با موتور محمد عازم ستادانتخاباتی "صادق قطبزاده" شدیم. مقابل پمپبنزین بالای پل کریمخان، اول کوچهای در سمت چپ، جلوی آپارتمانی موتور را پارک کرده، از دری که باز بود داخل ساختمان شدیم.
کل محوطهی پارکینگ پر بود از پوسترهای بزرگ قطبزاده. پوسترها و کارت پستالهایی با کیفیت عالی چاپ کرده بودند که عکس قطبزاده در کنار امام داخل هواپیمایی که از پاریس به تهران میآمد، بود.
سرگرم گرفتن عکسها بودیم که مسئولین ستاد بیشتر پوستر میدادند و ما درخواست کارت پستال داشتیم؛ ولی او ترجیح میداد با توجه به اینکه فرصت چندانی برای تبلیغات نمانده بود، پوسترها را ببریم و بچسبانیم.
ناگهان متوجه شدیم صادق قطبزاده از درِ ساختمان وارد شد. تا آن زمان او را از نزدیک ندیده بودم. تیپ جذاب و قشنگی داشت. بلوز آستینکوتاه و شلوار آبی رنگ لی برتن داشت. با دیدن ما که پوسترهای او را در دست داشتیم، جلو آمد و با تکتکمان دست داد و روبوسی کرد. خیلی بشاش و خوش برخورد بود.
درحالی که مشغول روبوسی با او بودم، چشمم افتاد به خانمی که پشتسر او وارد پارکینگ شد. زنی تقریبا بیست - سی ساله، درحالی کاملا بیحجاب بود، پیراهن آستین حلقهای و دامن بسیار زنندهای هم برتن داشت. جلو آمد و با خندهای جلف، با ما سلام و احوالپرسی کرد.
باورم نمیشد این زن، همراه قطبزاده باشد. قطبزاده به ما خسته نباشید گفت و امید داد که تلاشمان بی فایده نخواهد بود.
سه - چهار جوان ریشویی که محافظ او بودند، پهلوی ما ماندند و قطبزاده درحالی که میخندید، همراه زن، دونفری از پلهها بالا رفتند. منکه شنیده بودم قطبزاده زن ندارد و مجرّد است، شوکه شدم. جلو رفتم و به یکی از محافظانش گفتم:
- ببخشید برادر ... این خانم همسر آقای قطبزاده است؟
که ابروانش را درهم کشید و با عصبانیت گفت:
- بهتو چه بچه، کار خودت رو بکن زود برو.
بدجوری خورد توی حالم. قطبزاده که اینگونه عکس خودش را با امام چاپ کرده بود، این کی بود که همراهش بود؟
پوسترها و کارت پستالها را که برداشتیم، بهزور خندیدیم و درحالی که سه ترکه سوار موتور شدیم، با اعضای ستاد خداحافظی کردیم و راه افتادیم طرف لانه. در کوچهای محمد موتور را پارک کرد و نیّتی را که بهخاطر آن به ستاد انتخابات قطبزاده رفته بودیم، عملی کردیم. همهی پوسترها را از وسط تا کردیم و بریدیم.
تصاویر قطبزاده را با عصبانیت و ناراحتی داخل جوی آب ریختیم و عکسهای امام را که خندهای زیبا بر لب داشت، لوله کردیم. کارت پستالها را نمیشد همینطور پاره کرد؛ نیاز به تیغ یا قیچی بود. آنها را به سه قسمت تقسیم کردیم. همراه محمد که همیشه تا میدان امام حسین (ع) میرفت، من و رضا هم رفتیم.
آن شب در خانه، هنگامی که خطکش را بین امام و قطبزاده گذاشتم و عکسها را نصف کردم، از اینکه دیده بودم یکی از همراهان امام و مسئولین جمهوریاسلامی که میخواهد رئیسجمهوری هم بشود، اینگونه بیبند و بار باشد، حالم بههم خورد.
صادق قطبزاده متولد 1314 در تهران، به جرم ارتباط با بیگانگان و طراحی کودتا، بازداشت و محکوم به اعدام شد که رای صادره چهارشنبه 24 شهریور 1361 اجرا شد. وی درآخرین لحظات اجرای حکم اعدامش، در جمع زندانیان اوین سخنرانی کرد و ضمن اعتراف به کودتا علیه جمهوریاسلامی، از اقدامات خود اظهار پشیمانی و ندامت نمود.
📚نقل از کتاب "چادر وحدت"
✍حمید داودآبادی
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
25.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 #فیلم | اعتراف تلویزیونی صادق قطب زاده
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #موشن_گرافیک
هفت روز مانده تا گرامیداشت
هفته #دفاع_مقدس
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
29.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 ۷ روز مانده تا گرامیداشت هفته دفاع مقدس
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
☀️ معنویت و چهره های نورانی جوانان
👆📽 سخنان حضرت امام (ره) در جمع رزمندگان اسلام ....
😭 اشک و گریه عشاق روح الله با شنیدن تمجید و بیان روحیات معنوی در جبهه ها :
🎙 تاریخ اسلام جز یک برهه از صدر اسلام، جوانانی مثل جوانهای ایران ما سراغ ندارد. و ملتی مثل ملت ایران در تاریخ ثبت نشده است. شما در کجای تاریخ- جز یک برهه در صدر اسلام آن هم نه به طور وسیع بلکه به طور محدود- سراغ دارید که جوانان یک کشور این طور عاشق جنگ باشند؟ این طور عاشق دفاع از کشور خودشان باشند؟ و این طور ملت، همه با هم یکصدا دنبال پیروزی ارتش و سپاه پاسداران و سایر قوای مُسلَّحه باشند؟ و کجا دیدید که عاشقانه دنبال شهادت باشند؟ من به این چهرههای نورانی و بشّاش شما، و به این گریههای شوق شما حسرت میبرم. من احساس حقارت میکنم. من وقتی با این چهرهها مواجه میشوم. و این قلبهائی که به واسطه توجه به خدای تبارک و تعالی این طور در چهرهها اثر گذاشته است، احساس حقارت میکنم. من غیر از دعا که بدرقه شما کنم چیزی ندارم که به شما بکنم. من چطور به این احساسات خداگونه و به این توجهاتی که شما به خدای تبارک و تعالی دارید، و به این عزم راسخ شما و این شجاعت بینظیر شما، چطور من میتوانم از شما ستایش کنم؟
دوران #جنگ_تحمیلی
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
دفاع مقدس
جنگ عراق و ایران از دیدگاه فرماندهان صدام ۱۰ ● سپهبد عبيد محمد الكعبي ▪︎ وودز: خدم
🎙 ادامه گفتگو با
سپهبد عبید محمد الکعبی
🔸 از فرماندهان بلندپایه صدام
در جنگ عراق علیه ایران
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۳
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: تا اواخر سال ۱۹۸۴ میلادی (اواسط ۱۳۶۳ شمسی)، شما منطقه شمال خلیج فارس را با اهداف خاصی تحت نظر داشتید. ایران در آن زمان هنوز میتوانست فعالیتهایی محدود در بندر امام خمینی انجام دهد، اما فشارهای مداوم شما باعث شد دیگر نتواند عملیات بزرگی در آن منطقه اجرا کند. درست است؟
کعبی: بله، کاملاً درست است.
وودز: از چه زمانی هماهنگی با کویت، امارات متحده عربی و دیگر کشورهایی که از عراق در جنگ حمایت میکردند آغاز شد؟ شما که نمیخواستید نفتکشهای این کشورها، بهویژه کویت که به عراق وام میداد، مورد حمله قرار گیرند. آیا در این مرحله، برای جلوگیری از تعارض میان نیروی دریایی عراق و این کشورها هماهنگیهایی انجام دادید؟
کعبی: بسیاری از حملات ما دستکم در فاصله ۱۲ مایلی (حدود ۱۹ کیلومتری) از آبهای ساحلی انجام میشد.
مورای: نفتکشها از میان آبهای ساحلی کشورهای خلیج فارس عبور کرده و وارد کویت میشدند؟
کعبی: معمولاً این منطقه را تحت نظر داشتیم، اما در فعالیتهای جاری آن دخالت نمیکردیم. اگر هم عملیاتی انجام میدادیم، معمولاً خارج از آبهای ساحلی بود.
وودز: آیا نیروی دریایی عراق، جنوب بندرعباس را نیز بهطور مؤثر زیر نظر داشت؟
کعبی: بله، چون آن منطقه جزو مناطق عملیاتی محسوب میشد.
وودز: شما از حمله به کشتیهایی که به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس حرکت میکردند خودداری میکردید و تمرکزتان بر خطوط کشتیرانی ایران بود، درست است؟
کعبی: دقیقاً همینطور بود. منطقه عملیاتی را در نقشهای کلی مشخص میکردیم و آن را اعلام مینمودیم. از این جنگ آموختیم که عراق برای موفقیت نمیتواند تنها به عملیات در محدوده خلیج فارس بسنده کند، بلکه باید در خارج از این منطقه نیز قدرت دریایی و تأسیسات لازم را در اختیار داشته باشد.
وودز: مثلاً در چه مناطقی؟
کعبی: رهبری سیاسی عراق تلاش داشت پایگاههایی در برخی کشورهای عربی مانند سومالی، یمن و جیبوتی ایجاد کند.
وودز: این ایده از چه زمانی مطرح شد؟ آیا دیپلماتهای عراقی آن را فعالانه دنبال میکردند؟
کعبی: این طرح در دوران جنگ به ذهن رهبری عراق خطور کرد. اما ناکامی ما در این زمینه به دلیل نفوذ کشورهای اروپایی در آن مناطق بود. مثلاً جیبوتی با طرح ما موافقت نکرد چون فرانسویها مخالف بودند. همین موضوع در مورد سومالی نیز صدق میکرد.
وودز: اگر عراق موفق به ایجاد پایگاههایی خارج از خلیج فارس میشد، چگونه میتوانست شرایط را تغییر دهد؟ اگر شمال منطقه را در اختیار میگرفتید، ایران مجبور میشد محمولههای نفتیاش را به بندرعباس منتقل کند. آیا هدف شما کشاندن جنگ اقتصادی به جنوب خلیج فارس بود؟
کعبی: در مراحل پایانی جنگ، بهتدریج از موشکهای کرم ابریشم در هواپیماهایمان استفاده کردیم و کل منطقه خلیج فارس را هدف قرار دادیم.
وودز: موشکهای کرم ابریشم سنگین هستند. آنها را از چه نوع هواپیماهایی شلیک میکردید؟
کعبی: هواپیماهای ترابری روسی را برای پرتاب این موشکها تجهیز کردیم. در آغاز سال ۱۹۸۸ میلادی (اواخر ۱۳۶۶ شمسی)، هنگامی که هواپیماهای عراقی به نفتکشها و تأسیسات ایران در منطقه حمله کردند، درگیری شدیدی رخ داد. طول این موشکها حدود شش متر بود و از فاصله ۶۰ تا ۷۰ کیلومتری قابل شلیک بودند.
وودز: در جایی خواندهام که هواپیماهای عراقی دستکم در یک مورد، برای سوختگیری یا به دلیل آسیب، مجبور شدند مسیرشان را به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس تغییر دهند.
کعبی: این اتفاق بهندرت رخ میداد.
وودز: اگر عراق موفق به ایجاد تأسیسات دریایی در جیبوتی، سومالی، عمان یا یمن میشد، فکر میکنید چه تأثیری بر اوضاع میگذاشت؟
کعبی: میتوانستیم مانع تردد کشتیها بین اروپا و ایران شویم و از این طریق ایران را برای پذیرش صلح تحت فشار قرار دهیم. بر همین اساس، عراق برای ساخت ناوچههای کلاس لوپو (Lupo) با ایتالیا وارد مذاکره شد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۴
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ گفتوگو درباره درسهای جنگ ایران و عراق و آینده نیروی دریایی عراق
وودز:
ممکن است درباره درسهایی که از جنگ ایران و عراق در ارتباط با آینده نیروی دریایی عراق آموختید، بیشتر توضیح دهید؟
کعبی:
ما از جنگ زمینی، جنگ دریایی و تجربه بازسازی ناوگان دریایی، درسهای مهمی گرفتیم که به ما نشان داد چگونه باید نیروی دریایی عراق را بازسازی کنیم و چه نوع عملیاتی برای تأمین منافع کشور در جنگهای احتمالی آینده ضروری است.
برای تحقق منافع راهبردی عراق، نیروی دریایی باید توانایی عملیات در خارج از خلیج فارس را داشته باشد. نفت همچنان کالایی راهبردی باقی خواهد ماند و ایران برای تقویت ماشین جنگی خود به آن وابسته است. بنابراین، ایران ممکن است در دریای عمان به دنبال مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت باشد.
با این حال، حتی اگر ایران بتواند تأسیسات صادراتی خارج از خلیج فارس ایجاد کند، زیرساختهای اصلیاش مانند میدانهای نفتی همچنان در برابر حملات آسیبپذیر خواهند بود.
وودز:
این آسیبپذیری به این دلیل است که میدانهای نفتی اصلی ایران در شمال خلیج فارس قرار دارند، و حتی اگر ایران در خارج از منطقه وارد عمل شود، باز هم مجبور است نفت خود را از شمال خلیج فارس صادر کند، درست است؟
کعبی:
بله، دقیقاً همینطور است. برای دستیابی به یک پیروزی راهبردی دریایی، عراق باید تأسیسات عملیاتی در داخل خلیج فارس داشته باشد تا بتواند از شناورهای سریع و قدرتمند مانند قایقهای موشکانداز، ناوچهها، بالگردها، هواناوها و برخی انواع قایقهای گشتی استفاده کند.
بهعنوان مثال، قایقهای گشتی ایتالیایی اسپارویرو (Sparriero) از نوع هواناو هستند و به توربینهای گازی بوئینگ، دو سامانه موشکی خودکار و یک قبضه توپ ۷۶ میلیمتری مجهز شدهاند. سرعت این قایقها به بیش از ۱۰۰ کیلومتر در ساعت میرسد.
اما برای عملیات در خارج از خلیج فارس، نیروی دریایی عراق به کشتیهای بزرگتری مانند ناوچهها و ناوهایی با باند فرود بالگردهای شناسایی و سامانههای هدایت موشکهای دوربرد نیاز دارد.
مورای:
در بررسی عملیاتهای دریایی جنگ ایران و عراق، اشاره شد که جزیره کویتی بوبیان (Bubiyan) از نظر راهبردی برای توسعه قدرت دریایی عراق در خلیج فارس بسیار حیاتی بود.
کعبی:
درست است. این جزیره یکی از اهدافی بود که رهبری عراق توجه زیادی به آن داشت. اما متأسفانه کویتیها حاضر نبودند امکان دسترسی به آن را برای ما فراهم کنند.
مورای:
دلایل و توجیهات مختلفی برای حمله صدام به کویت مطرح شدهاند. آیا مسئله جزیره بوبیان در تصمیم صدام برای تجاوز به کویت نقش داشت؟
کعبی:
خیر، دلیل اصلی تجاوز، مسئله نفت بود. موضوع جزیره بوبیان از عوامل اصلی جنگ خلیج فارس محسوب نمیشد.
پس از پایان جنگ ایران و عراق، کشور با بحران اقتصادی شدیدی روبهرو بود. قیمت نفت بهشدت کاهش یافته بود و گاهی هر بشکه نفت بین ۷ تا ۱۰ دلار معامله میشد. این کاهش قیمت نفت، عامل اصلی تصمیم صدام برای حمله به کویت بود.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۵
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: اجازه دهید بحث را در چارچوبی کلیتر ادامه دهیم.
کعبی: در مقالهای که خدمتتان ارائه دادم، به بررسی عملیاتهای انجامشده در شطالعرب (اروندرود) پرداختهام. همانطور که میدانید، قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر میان شاه سابق ایران و صدام، عمدتاً به وضعیت این آبراه مربوط میشد.
از تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۸۰ (۱۳ شهریور ۱۳۵۹)، ایران برخی اقدامات تجاوزگرانه را بهویژه در امتداد مرزها علیه عراق آغاز کرد. اگرچه جنگ پس از انقلاب و به رهبری امام خمینی آغاز شد، اما اگر به علل ایجابی جنگ توجه کنیم، باید بپذیریم که ایران جنگ را بر عراق تحمیل کرد. نیروهای ایرانی به بنادر مرزی عراق و بهویژه منطقه خانقین حمله کردند. در همان تاریخ، با اجرای عملیاتی برای کسب امتیاز دریانوردی در شطالعرب، کشتیهای تجاری را مجبور کردند پرچم ایران را نصب کنند و تمامی کشتیهایی را که به سمت عراق در حرکت بودند، مورد حمله قرار دادند.
در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۰ (۲۳ شهریور ۱۳۵۹)، قایقهای ایرانی به سه فروند کشتی حمله کردند.
وودز: نیروی دریایی عراق چه امکاناتی برای گشتزنی، مراقبت یا حمایت از کشتیهای تجاری در شطالعرب در اختیار داشت؟
کعبی: ما یک واحد ساحلی متشکل از شش فروند قایق ساخت یوگسلاوی سابق در جنوب شبهجزیره فاو داشتیم. این قایقها در عملیاتهایی که در جنوب شطالعرب انجام میشد، مشارکت داشتند.
وودز: آیا این قایقها درگیری مستقیمی با نیروهای ایرانی داشتند؟
کعبی: بله، یکی از این قایقها با آتش توپخانه ایرانی غرق شد. در آن زمان به فرمانده وقت نیروی دریایی توصیه کردم که پنج قایق باقیمانده را عقب بکشد و در بندر امالقصر مستقر کند. پس از بررسی درگیریهای جنوب شطالعرب، به این نتیجه رسیدیم که ایران با وجود امضای قرارداد الجزایر، قصد داشت کنترل کامل این آبراه را در دست بگیرد.
وودز: آیا هماهنگی لازم میان نیروی دریایی و اداره بنادر عراق وجود داشت؟
کعبی: فرمانده اداره بنادر در آن زمان ژنرال سلیم حسین بود. با وجود بازنشستگی، خود را همچنان ژنرال فعال میدانست و از همکاری با نیروی دریایی خودداری میکرد. عدم تخلیه کشتیها از پایانهها توسط او، موجب بروز حوادث متعددی شد.
وودز: ژنرال حسین فرمانده کدام منطقه بندری بود؟
کعبی: او فرمانده منطقه بندری بصره بود. نیروی دریایی عراق با صدور هشدار، این امکان را برای ایران فراهم کرد که ناوهای جنگی، ناوهای محافظ، مینروبها و هواناوهای خود را از بنادر خرمشهر و آبادان عقب بکشد.
وودز: آیا ایرانیان این اقدام را پس از ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) انجام دادند؟
کعبی: آنها چند روز پیش از آغاز جنگ، ناوهای خود را عقب کشیدند. این اقدام، عراق را مجبور کرد به دنبال مسیر دسترسی دیگری به خلیج فارس باشد. بندر امالقصر در حدود ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری جنوب بندر بصره قرار دارد و مستقیماً به خور عبدالله متصل میشود. اگر میتوانستیم گذرگاه بین بصره و امالقصر را لایروبی کنیم، از تیررس حملات ایرانیان در شطالعرب خارج میشدیم و بسیاری از مشکلاتمان حل میشد. افزون بر این، چون آب این گذرگاه شیرین بود، میتوانستیم از آن برای کشاورزی نیز بهره ببریم.
وودز: آیا طرح عراق برای یافتن مسیر جایگزین به جای شطالعرب پس از جنگ ایران و عراق، نشاندهنده احتمال بروز منازعهای دیگر بر سر این آبراه نبود؟ اگر به حجم سرمایهگذاری لازم برای این طرح توجه کنیم، به نظر میرسد که این پروژه میتوانست بسیار ارزشمند باشد؛ زیرا بخش بزرگی از تنش میان دو کشور را کاهش میداد.
کعبی: همانطور که خدمتتان عرض کردم، در آغاز جنگ سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹)، دو فروند کشتی آبخاکی، سه فروند کشتی ضد زیردریایی و چند قایق موشکانداز در اختیار داشتیم. کشتیهای ضد زیردریایی و قایقهای موشکانداز را از طریق خشکی و با کامیونهای بزرگ به امالقصر منتقل کردیم، اما کشتیهای آبخاکی به دلیل اندازه بزرگشان قابل جابهجایی نبودند.
وودز: آیا نمیتوانستید کشتیها را زودتر از بندر بصره خارج کنید؟
کعبی: متأسفانه به دلیل عدم هشدار درباره نزدیکی زمان آغاز جنگ، کشتیهای ما همچنان برای تعمیر و نگهداری در بندر بصره مستقر بودند.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۶
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: بنابراین شما به علت ناهماهنگی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم اصولاً نمی دانستید که آغاز جنگ تا این اندازه نزدیک است و فکرش را هم نمی کردید که جنگ در روز ۲۲ سپتامبر [۳۱ شهریور] آغاز می شود و به همین علت کشتیهایتان همچنان در حوضچه های تعمیراتی بصره مانده و در واقع در آنجا گیر افتاده بودند.
مورای: نیروی هوایی عراق در جریان بود؛ زیرا جنگ با حملات گسترده این نیرو آغاز شد، اما به آنها هم تنها سه یا چهار روز زودتر اطلاع داده شده بود و طرح ریزیهای این نیرو نیز در سطح تقريباً حداقلی انجام شده بود. اما شما میگویید که به نیروی دریایی عراق هیچ اطلاعی در این مورد داده نشده بود، درست است؟
کعبی: نیروهای هوایی و زمینی در جریان امور بودند.
مورای: این جریان بیانگر پیشینه ارتش عراق است؛ ارتشی که از نظر راهبردی تقریباً به شکلی انحصاری بر نیروی زمینی استوار است، در حالی که شریان حیاتی اقتصاد عراق به دریا وابسته است.
کعبی: درست است. در پیش نویس مقاله ام در مورد درگیری هایی که در پایانه های نفتی صورت گرفت توضیح داده ام، اولین پایانه که نزدیک خورالامیه است و به همین خاطر به پایانه "خورالامیه" معروف است ، در فاصله ۱۵ مایل دریایی یعنی حدود ۳۰ كيلومترى رأس بصره (Ra's-e Bisra) قرار دارد که این عبارت عربی به معنای دهانه حوضچه Head of the Duck) می باشد. این پایانه که در دورترین نقطه شبه جزیره فاو واقع شده، در سال ١٩٥٩م [۱۳۳۸ش] ساخته شد و اولین نفتکش در ۲۸ آوریل ١٩٦٢م [١٣٤١ش] در آن پهلو گرفت. در این پایانه پنج سکو وجود دارد و در مرکز آن ساختمان پنج طبقه ای ساخته شده که ژنراتور اصلی و تأسیسات مورد نیاز برای پمپاژ نفت را در خود جای داده است. این پایانه دارای باند فرود بالگرد نیز میباشد. نفت پایانه ها از طریق لوله به نفتکشها منتقل میشود.
وودز: این همان پایانه ای است که تکاوران ایرانی به آن حمله کرده نیروهای امنیتیتان را در آن دستگیر کردند و هنگامی که در حال ترک پایانه بودند، با قایق گشتی آنها را غرق کردید؟
کعبی: پایانه ای که به آن اشاره میکنید پایانه "بکر" بود که پس از کشف میدانهای نفتی رام الله (Ramallah) ساخته شد و امکان پهلوگیری یک نفتکش ۳۵۰ تنی نیز در آن وجود داشت و ظرفیت صدور نفت آن ۵۰ میلیون تن در سال بود.
وودز: بجز سکویی که ایرانیان برای مدت کوتاهی آن را اشغال کردند صدور نفت از دو سکوی دیگر پایانه جریان داشت؟
کعبی: خیر، در طول جنگ هیچ گاه نتوانستیم از این پایانه ها نفت صادر کنیم و همه نفت ما از طریق ترکیه صادر میشد.
مورای: این پایانه ها از کی بسته شدند؟
کعبی: در همان ابتدای جنگ این پایانه ها را تعطیل کردیم و پس از ۲۰ سپتامبر ۱۹۸۰م [۲۹ شهریور ۱۳۵۹ ش دیگر هیچ نفتکشی در آنها پهلو نگرفت. طول هر پایانه یک کیلومتر و دارای چهار سکو می باشد که با پلهایی به هم وصل شده اند و کارگران میتوانند بین آنها تردد کنند.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۷
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: اگر ممکن است، مایلم مسیر بحث را به بررسی برخی رویدادهای مهم مرتبط با سقوط فاو در سال ۱۹۸۶ میلادی (اواخر ۱۳۶۴ شمسی) تغییر دهیم. عملیاتی که از نظر بسیاری از ژنرالهای عراقی حاضر در این کتاب، یکی از مهمترین عملیاتهای نظامی جنگ محسوب میشود. آیا میتوانید نقش نیروی دریایی عراق را در این عملیات، که به سقوط فاو انجامید، توضیح دهید؟ البته اگر این نیرو اصولاً نقشی در آن درگیریها داشته است. همچنین آیا تلاشی برای پیشبینی حمله احتمالی ایران به فاو و هشدار در این زمینه صورت گرفت؟ علاقهمندم نظر شما را درباره تأثیر سقوط فاو بر صدام و نیز بر روند عملیاتها و طرحریزیهای نظامی پیش و پس از آن بدانم؛ نه فقط از منظر فرمانده نیروی دریایی، بلکه از دیدگاه یکی از افسران ارشد دولت عراق.
کعبی: در این زمینه با ژنرال سعدی، فرمانده وقت سپاه سوم عراق که در جبهه جنوب مستقر بود، گفتوگو کرده بودم. اما زمانی که ایرانیها به فاو حمله کردند، ژنرال شوکت جایگزین ژنرال سعدی شده بود. او معتقد بود مواضع ما در فاو مستحکم است و ایرانیها قادر به اشغال آن نیستند. وقتی ایرانیها از اروندرود عبور کردند، تعجب من از این بود که چرا در آغاز جنگ چنین کاری نکرده بودند. در آن زمان، نیروی دریایی عراق تنها یک تیپ مستقل برای دفاع از جبههای به طول ۲۰۰ کیلومتر از فاو تا بصره در اختیار داشت.
وودز: یعنی زمانی که ۱۱ لشکر ارتش عراق در حال ورود به خاک ایران بودند، ایرانیها برای تسخیر شبهجزیره فاو فقط با یک تیپ دریایی عراق مواجه بودند و میتوانستند از این طریق شما را دور بزنند، اما از این فرصت استفاده نکردند؟
کعبی: بله، با این اقدام میتوانستند با ما معامله کنند و بگویند: «شما خاک ما را ترک کنید، ما هم خاک شما را ترک میکنیم.»
وودز: به عبارتی، فاو در آغاز جنگ حیاط خلوتی بود که ایرانیها نتوانستند در آن را باز کنند، درست است؟
کعبی: دقیقاً همینطور است. در گفتوگویی که با فرمانده وقت سپاه سوم داشتم، به او گفتم: فرض کنید عرض اروندرود در نقاط مختلف بین یک متر تا سه کیلومتر باشد. میانگین عرض آن را میتوان حدود ۵۰۰ متر در نظر گرفت. در این صورت، یک قایق کوچک با سرعت حدود ۲۰ گره (حدود ۳۷.۵ کیلومتر در ساعت) میتواند ظرف ۳۰ تا ۵۰ ثانیه از رود عبور کند. همچنین گفتم که ایرانیها میتوانند شبانه از این جبهه وسیع عبور کنند و اگر در هر قایق ۲۰ سرباز قرار دهند، برای انتقال یک تیپ مستقل شامل دو گردان، تنها به ۵۰ قایق نیاز دارند. هشدار دادم که ما نهایتاً میتوانیم ۱۰ فروند از این قایقها را غرق کنیم. اما او با نظر من موافق نبود و معتقد بود دشمن نمیتواند از شطالعرب عبور کند. این گفتوگو مربوط به سال ۱۹۸۵ میلادی (۱۳۶۴ شمسی) بود.
وودز: چرا او فکر میکرد این کار غیرممکن است؟
کعبی: چون باور داشت مواضع دفاعی ما در فاو به اندازه کافی مستحکم هستند.
وودز: این هشدارها را در اواخر ۱۹۸۵ مطرح کردید، اما ظاهراً مورد توجه قرار نگرفت. در حمله ایرانیها به فاو، نیروی دریایی عراق از نظر مشارکت فعال در جنگ یا عملیات اطلاعاتی چه نقشی ایفا کرد؟
کعبی: جاده غربی فاو برای مدتی باز بود و ما بدون مشکل در آن تردد میکردیم. وقتی حمله آغاز شد، موشکهای کرم ابریشم را عقب کشیدیم و سالم به امالقصر منتقل کردیم. چند روز پس از حمله، نیروی دریایی عراق با آزادی عملی که داشت، تمام کشتیهای مستقر در رودخانه بهمنشیر را منهدم کرد تا به نیروی زمینی کمک کند. ایرانیها تعداد زیادی قایق کوچک به منطقه اعزام کرده بودند. ما دو نوع مین روسی در اختیار داشتیم: مینهای مجاورتی KB که بزرگ بودند و مینهای شناور Yum با وزن حدود ۳۵۰ کیلوگرم. برای ناامنسازی گذرگاه، حدود ۱۵۰ مین در آن کار گذاشتیم.
وودز: در واقع ایرانیها از رودخانه بهمنشیر برای رساندن تدارکات به فاو استفاده میکردند، درست است؟
کعبی: بله، از رودخانه بهمنشیر و گذرگاه خورموسی استفاده میکردند و پشتیبانیهای تدارکاتی و آمادی خود را از طریق این آبراهها به فاو میرساندند
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۸
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ ساخت پلهای شناور و پل بعثت
توسط ایران در والفجر هشت
کعبی: یکی از واقعیتهای مهم این بود که ایرانیها تلاش داشتند پلی بین جزیره آبادان و شبهجزیره فاو احداث کنند. ما برای مقابله با این اقدام، دو قایق موشکانداز را در نزدیکی منطقه مستقر کردیم و با تعویض منظم آنها، بهطور مستمر تلاشهای ایران را مختل میکردیم.
وودز: یعنی دو قایق را در دهانه شطالعرب مستقر کرده بودید؟
کعبی: بله، هر قایق مجهز به چهار موشک بود. علاوه بر آن، با استفاده از رادار، فعالیتهای ساخت پل شناور را رصد میکردیم و پیش از تکمیل، آن را منهدم میکردیم.
وودز: این عملیات که به نظر میرسد مستمر بوده، چه مدت ادامه داشت؟
کعبی: حدود یک هفته.
مورای: در نهایت ایرانیها از ساخت پل شناور صرفنظر کردند؟
کعبی: بله، این عملیات باعث شد آنها به جای پل شناور، به ساخت پلهای سد (Dam Bridges) روی بیاورند. با غرق کردن پلهای شناور، یک پل ثابت روی آنها بنا کردند.
وودز: یعنی آبراه را پر کردند؟ پس آب چه شد؟ آیا سیل راه نیفتاد؟
کعبی: برای عبور آب، شکافهایی بین پلهای غرقشده تعبیه کردند. وقتی نیروی زمینی عراق در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸ میلادی) به فاو حمله کرد و آن را بازپس گرفت، این پل نیز منهدم شد.
وودز: جایی خوانده بودم که ایرانیها لولههای بزرگ فاضلاب را در کنار هم داخل آبراه قرار دادند تا آب از میان آنها عبور کند و نیروهایشان از روی آنها عبور کنند. راهکار نسبتاً هوشمندانهای بود.
کعبی: در عملیات بازپسگیری فاو، نیروی هوایی عراق این پل را نیز منهدم کرد.
وودز: آیا نیروی دریایی عراق از قایقهای موشکانداز برای تأمین آتش پشتیبانی استفاده کرد؟
کعبی: نه، اما در مراحل اولیه حمله، آتش پشتیبانی لازم را تأمین کردیم. چون هنگام حمله ایران به فاو، هیچ واحد توپخانهای در شبهجزیره مستقر نبود، ناوهای آبیخاکی مجهز به موشکاندازهای کاتیوشا وظیفه پشتیبانی را بر عهده گرفتند.
وودز: تیپ دریایی که اشاره کردید، زیر نظر نیروی دریایی بود یا به سپاه هفتم ملحق شده بود؟
کعبی: از واحدهای زیر امر سپاه هفتم بود.
وودز: سقوط فاو تأثیر عمیقی بر نیروی دریایی عراق داشت، چون ایرانیها میتوانستند مانع دسترسی شما به آبراه شوند.
کعبی: عرض آبراه حدود هفت کیلومتر است.
مورای: بنابراین هر کاروان دریایی عراق برای خروج از بندر امالقصر باید از میان زنجیرهای از قایقهای کوچک ایرانی عبور میکرد که مجهز به موشکهای آرپیجی و ضدتانک بودند.
کعبی: برای خروج از آبراه باید میجنگیدیم.
وودز: و برای بازگشت به آبراه هم باید میجنگیدید. این بسیار خطرناک بود.
مورای: حتی پس از پایان عملیات فاو، عملیات مینگذاری را ادامه دادید، درست است؟
کعبی: بله، اما این بار مینریزی با بالگرد انجام میشد.
👇👇