جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۵
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: اجازه دهید بحث را در چارچوبی کلیتر ادامه دهیم.
کعبی: در مقالهای که خدمتتان ارائه دادم، به بررسی عملیاتهای انجامشده در شطالعرب (اروندرود) پرداختهام. همانطور که میدانید، قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر میان شاه سابق ایران و صدام، عمدتاً به وضعیت این آبراه مربوط میشد.
از تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۸۰ (۱۳ شهریور ۱۳۵۹)، ایران برخی اقدامات تجاوزگرانه را بهویژه در امتداد مرزها علیه عراق آغاز کرد. اگرچه جنگ پس از انقلاب و به رهبری امام خمینی آغاز شد، اما اگر به علل ایجابی جنگ توجه کنیم، باید بپذیریم که ایران جنگ را بر عراق تحمیل کرد. نیروهای ایرانی به بنادر مرزی عراق و بهویژه منطقه خانقین حمله کردند. در همان تاریخ، با اجرای عملیاتی برای کسب امتیاز دریانوردی در شطالعرب، کشتیهای تجاری را مجبور کردند پرچم ایران را نصب کنند و تمامی کشتیهایی را که به سمت عراق در حرکت بودند، مورد حمله قرار دادند.
در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۰ (۲۳ شهریور ۱۳۵۹)، قایقهای ایرانی به سه فروند کشتی حمله کردند.
وودز: نیروی دریایی عراق چه امکاناتی برای گشتزنی، مراقبت یا حمایت از کشتیهای تجاری در شطالعرب در اختیار داشت؟
کعبی: ما یک واحد ساحلی متشکل از شش فروند قایق ساخت یوگسلاوی سابق در جنوب شبهجزیره فاو داشتیم. این قایقها در عملیاتهایی که در جنوب شطالعرب انجام میشد، مشارکت داشتند.
وودز: آیا این قایقها درگیری مستقیمی با نیروهای ایرانی داشتند؟
کعبی: بله، یکی از این قایقها با آتش توپخانه ایرانی غرق شد. در آن زمان به فرمانده وقت نیروی دریایی توصیه کردم که پنج قایق باقیمانده را عقب بکشد و در بندر امالقصر مستقر کند. پس از بررسی درگیریهای جنوب شطالعرب، به این نتیجه رسیدیم که ایران با وجود امضای قرارداد الجزایر، قصد داشت کنترل کامل این آبراه را در دست بگیرد.
وودز: آیا هماهنگی لازم میان نیروی دریایی و اداره بنادر عراق وجود داشت؟
کعبی: فرمانده اداره بنادر در آن زمان ژنرال سلیم حسین بود. با وجود بازنشستگی، خود را همچنان ژنرال فعال میدانست و از همکاری با نیروی دریایی خودداری میکرد. عدم تخلیه کشتیها از پایانهها توسط او، موجب بروز حوادث متعددی شد.
وودز: ژنرال حسین فرمانده کدام منطقه بندری بود؟
کعبی: او فرمانده منطقه بندری بصره بود. نیروی دریایی عراق با صدور هشدار، این امکان را برای ایران فراهم کرد که ناوهای جنگی، ناوهای محافظ، مینروبها و هواناوهای خود را از بنادر خرمشهر و آبادان عقب بکشد.
وودز: آیا ایرانیان این اقدام را پس از ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) انجام دادند؟
کعبی: آنها چند روز پیش از آغاز جنگ، ناوهای خود را عقب کشیدند. این اقدام، عراق را مجبور کرد به دنبال مسیر دسترسی دیگری به خلیج فارس باشد. بندر امالقصر در حدود ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری جنوب بندر بصره قرار دارد و مستقیماً به خور عبدالله متصل میشود. اگر میتوانستیم گذرگاه بین بصره و امالقصر را لایروبی کنیم، از تیررس حملات ایرانیان در شطالعرب خارج میشدیم و بسیاری از مشکلاتمان حل میشد. افزون بر این، چون آب این گذرگاه شیرین بود، میتوانستیم از آن برای کشاورزی نیز بهره ببریم.
وودز: آیا طرح عراق برای یافتن مسیر جایگزین به جای شطالعرب پس از جنگ ایران و عراق، نشاندهنده احتمال بروز منازعهای دیگر بر سر این آبراه نبود؟ اگر به حجم سرمایهگذاری لازم برای این طرح توجه کنیم، به نظر میرسد که این پروژه میتوانست بسیار ارزشمند باشد؛ زیرا بخش بزرگی از تنش میان دو کشور را کاهش میداد.
کعبی: همانطور که خدمتتان عرض کردم، در آغاز جنگ سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹)، دو فروند کشتی آبخاکی، سه فروند کشتی ضد زیردریایی و چند قایق موشکانداز در اختیار داشتیم. کشتیهای ضد زیردریایی و قایقهای موشکانداز را از طریق خشکی و با کامیونهای بزرگ به امالقصر منتقل کردیم، اما کشتیهای آبخاکی به دلیل اندازه بزرگشان قابل جابهجایی نبودند.
وودز: آیا نمیتوانستید کشتیها را زودتر از بندر بصره خارج کنید؟
کعبی: متأسفانه به دلیل عدم هشدار درباره نزدیکی زمان آغاز جنگ، کشتیهای ما همچنان برای تعمیر و نگهداری در بندر بصره مستقر بودند.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۶
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: بنابراین شما به علت ناهماهنگی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم اصولاً نمی دانستید که آغاز جنگ تا این اندازه نزدیک است و فکرش را هم نمی کردید که جنگ در روز ۲۲ سپتامبر [۳۱ شهریور] آغاز می شود و به همین علت کشتیهایتان همچنان در حوضچه های تعمیراتی بصره مانده و در واقع در آنجا گیر افتاده بودند.
مورای: نیروی هوایی عراق در جریان بود؛ زیرا جنگ با حملات گسترده این نیرو آغاز شد، اما به آنها هم تنها سه یا چهار روز زودتر اطلاع داده شده بود و طرح ریزیهای این نیرو نیز در سطح تقريباً حداقلی انجام شده بود. اما شما میگویید که به نیروی دریایی عراق هیچ اطلاعی در این مورد داده نشده بود، درست است؟
کعبی: نیروهای هوایی و زمینی در جریان امور بودند.
مورای: این جریان بیانگر پیشینه ارتش عراق است؛ ارتشی که از نظر راهبردی تقریباً به شکلی انحصاری بر نیروی زمینی استوار است، در حالی که شریان حیاتی اقتصاد عراق به دریا وابسته است.
کعبی: درست است. در پیش نویس مقاله ام در مورد درگیری هایی که در پایانه های نفتی صورت گرفت توضیح داده ام، اولین پایانه که نزدیک خورالامیه است و به همین خاطر به پایانه "خورالامیه" معروف است ، در فاصله ۱۵ مایل دریایی یعنی حدود ۳۰ كيلومترى رأس بصره (Ra's-e Bisra) قرار دارد که این عبارت عربی به معنای دهانه حوضچه Head of the Duck) می باشد. این پایانه که در دورترین نقطه شبه جزیره فاو واقع شده، در سال ١٩٥٩م [۱۳۳۸ش] ساخته شد و اولین نفتکش در ۲۸ آوریل ١٩٦٢م [١٣٤١ش] در آن پهلو گرفت. در این پایانه پنج سکو وجود دارد و در مرکز آن ساختمان پنج طبقه ای ساخته شده که ژنراتور اصلی و تأسیسات مورد نیاز برای پمپاژ نفت را در خود جای داده است. این پایانه دارای باند فرود بالگرد نیز میباشد. نفت پایانه ها از طریق لوله به نفتکشها منتقل میشود.
وودز: این همان پایانه ای است که تکاوران ایرانی به آن حمله کرده نیروهای امنیتیتان را در آن دستگیر کردند و هنگامی که در حال ترک پایانه بودند، با قایق گشتی آنها را غرق کردید؟
کعبی: پایانه ای که به آن اشاره میکنید پایانه "بکر" بود که پس از کشف میدانهای نفتی رام الله (Ramallah) ساخته شد و امکان پهلوگیری یک نفتکش ۳۵۰ تنی نیز در آن وجود داشت و ظرفیت صدور نفت آن ۵۰ میلیون تن در سال بود.
وودز: بجز سکویی که ایرانیان برای مدت کوتاهی آن را اشغال کردند صدور نفت از دو سکوی دیگر پایانه جریان داشت؟
کعبی: خیر، در طول جنگ هیچ گاه نتوانستیم از این پایانه ها نفت صادر کنیم و همه نفت ما از طریق ترکیه صادر میشد.
مورای: این پایانه ها از کی بسته شدند؟
کعبی: در همان ابتدای جنگ این پایانه ها را تعطیل کردیم و پس از ۲۰ سپتامبر ۱۹۸۰م [۲۹ شهریور ۱۳۵۹ ش دیگر هیچ نفتکشی در آنها پهلو نگرفت. طول هر پایانه یک کیلومتر و دارای چهار سکو می باشد که با پلهایی به هم وصل شده اند و کارگران میتوانند بین آنها تردد کنند.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۷
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: اگر ممکن است، مایلم مسیر بحث را به بررسی برخی رویدادهای مهم مرتبط با سقوط فاو در سال ۱۹۸۶ میلادی (اواخر ۱۳۶۴ شمسی) تغییر دهیم. عملیاتی که از نظر بسیاری از ژنرالهای عراقی حاضر در این کتاب، یکی از مهمترین عملیاتهای نظامی جنگ محسوب میشود. آیا میتوانید نقش نیروی دریایی عراق را در این عملیات، که به سقوط فاو انجامید، توضیح دهید؟ البته اگر این نیرو اصولاً نقشی در آن درگیریها داشته است. همچنین آیا تلاشی برای پیشبینی حمله احتمالی ایران به فاو و هشدار در این زمینه صورت گرفت؟ علاقهمندم نظر شما را درباره تأثیر سقوط فاو بر صدام و نیز بر روند عملیاتها و طرحریزیهای نظامی پیش و پس از آن بدانم؛ نه فقط از منظر فرمانده نیروی دریایی، بلکه از دیدگاه یکی از افسران ارشد دولت عراق.
کعبی: در این زمینه با ژنرال سعدی، فرمانده وقت سپاه سوم عراق که در جبهه جنوب مستقر بود، گفتوگو کرده بودم. اما زمانی که ایرانیها به فاو حمله کردند، ژنرال شوکت جایگزین ژنرال سعدی شده بود. او معتقد بود مواضع ما در فاو مستحکم است و ایرانیها قادر به اشغال آن نیستند. وقتی ایرانیها از اروندرود عبور کردند، تعجب من از این بود که چرا در آغاز جنگ چنین کاری نکرده بودند. در آن زمان، نیروی دریایی عراق تنها یک تیپ مستقل برای دفاع از جبههای به طول ۲۰۰ کیلومتر از فاو تا بصره در اختیار داشت.
وودز: یعنی زمانی که ۱۱ لشکر ارتش عراق در حال ورود به خاک ایران بودند، ایرانیها برای تسخیر شبهجزیره فاو فقط با یک تیپ دریایی عراق مواجه بودند و میتوانستند از این طریق شما را دور بزنند، اما از این فرصت استفاده نکردند؟
کعبی: بله، با این اقدام میتوانستند با ما معامله کنند و بگویند: «شما خاک ما را ترک کنید، ما هم خاک شما را ترک میکنیم.»
وودز: به عبارتی، فاو در آغاز جنگ حیاط خلوتی بود که ایرانیها نتوانستند در آن را باز کنند، درست است؟
کعبی: دقیقاً همینطور است. در گفتوگویی که با فرمانده وقت سپاه سوم داشتم، به او گفتم: فرض کنید عرض اروندرود در نقاط مختلف بین یک متر تا سه کیلومتر باشد. میانگین عرض آن را میتوان حدود ۵۰۰ متر در نظر گرفت. در این صورت، یک قایق کوچک با سرعت حدود ۲۰ گره (حدود ۳۷.۵ کیلومتر در ساعت) میتواند ظرف ۳۰ تا ۵۰ ثانیه از رود عبور کند. همچنین گفتم که ایرانیها میتوانند شبانه از این جبهه وسیع عبور کنند و اگر در هر قایق ۲۰ سرباز قرار دهند، برای انتقال یک تیپ مستقل شامل دو گردان، تنها به ۵۰ قایق نیاز دارند. هشدار دادم که ما نهایتاً میتوانیم ۱۰ فروند از این قایقها را غرق کنیم. اما او با نظر من موافق نبود و معتقد بود دشمن نمیتواند از شطالعرب عبور کند. این گفتوگو مربوط به سال ۱۹۸۵ میلادی (۱۳۶۴ شمسی) بود.
وودز: چرا او فکر میکرد این کار غیرممکن است؟
کعبی: چون باور داشت مواضع دفاعی ما در فاو به اندازه کافی مستحکم هستند.
وودز: این هشدارها را در اواخر ۱۹۸۵ مطرح کردید، اما ظاهراً مورد توجه قرار نگرفت. در حمله ایرانیها به فاو، نیروی دریایی عراق از نظر مشارکت فعال در جنگ یا عملیات اطلاعاتی چه نقشی ایفا کرد؟
کعبی: جاده غربی فاو برای مدتی باز بود و ما بدون مشکل در آن تردد میکردیم. وقتی حمله آغاز شد، موشکهای کرم ابریشم را عقب کشیدیم و سالم به امالقصر منتقل کردیم. چند روز پس از حمله، نیروی دریایی عراق با آزادی عملی که داشت، تمام کشتیهای مستقر در رودخانه بهمنشیر را منهدم کرد تا به نیروی زمینی کمک کند. ایرانیها تعداد زیادی قایق کوچک به منطقه اعزام کرده بودند. ما دو نوع مین روسی در اختیار داشتیم: مینهای مجاورتی KB که بزرگ بودند و مینهای شناور Yum با وزن حدود ۳۵۰ کیلوگرم. برای ناامنسازی گذرگاه، حدود ۱۵۰ مین در آن کار گذاشتیم.
وودز: در واقع ایرانیها از رودخانه بهمنشیر برای رساندن تدارکات به فاو استفاده میکردند، درست است؟
کعبی: بله، از رودخانه بهمنشیر و گذرگاه خورموسی استفاده میکردند و پشتیبانیهای تدارکاتی و آمادی خود را از طریق این آبراهها به فاو میرساندند
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۸
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ ساخت پلهای شناور و پل بعثت
توسط ایران در والفجر هشت
کعبی: یکی از واقعیتهای مهم این بود که ایرانیها تلاش داشتند پلی بین جزیره آبادان و شبهجزیره فاو احداث کنند. ما برای مقابله با این اقدام، دو قایق موشکانداز را در نزدیکی منطقه مستقر کردیم و با تعویض منظم آنها، بهطور مستمر تلاشهای ایران را مختل میکردیم.
وودز: یعنی دو قایق را در دهانه شطالعرب مستقر کرده بودید؟
کعبی: بله، هر قایق مجهز به چهار موشک بود. علاوه بر آن، با استفاده از رادار، فعالیتهای ساخت پل شناور را رصد میکردیم و پیش از تکمیل، آن را منهدم میکردیم.
وودز: این عملیات که به نظر میرسد مستمر بوده، چه مدت ادامه داشت؟
کعبی: حدود یک هفته.
مورای: در نهایت ایرانیها از ساخت پل شناور صرفنظر کردند؟
کعبی: بله، این عملیات باعث شد آنها به جای پل شناور، به ساخت پلهای سد (Dam Bridges) روی بیاورند. با غرق کردن پلهای شناور، یک پل ثابت روی آنها بنا کردند.
وودز: یعنی آبراه را پر کردند؟ پس آب چه شد؟ آیا سیل راه نیفتاد؟
کعبی: برای عبور آب، شکافهایی بین پلهای غرقشده تعبیه کردند. وقتی نیروی زمینی عراق در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸ میلادی) به فاو حمله کرد و آن را بازپس گرفت، این پل نیز منهدم شد.
وودز: جایی خوانده بودم که ایرانیها لولههای بزرگ فاضلاب را در کنار هم داخل آبراه قرار دادند تا آب از میان آنها عبور کند و نیروهایشان از روی آنها عبور کنند. راهکار نسبتاً هوشمندانهای بود.
کعبی: در عملیات بازپسگیری فاو، نیروی هوایی عراق این پل را نیز منهدم کرد.
وودز: آیا نیروی دریایی عراق از قایقهای موشکانداز برای تأمین آتش پشتیبانی استفاده کرد؟
کعبی: نه، اما در مراحل اولیه حمله، آتش پشتیبانی لازم را تأمین کردیم. چون هنگام حمله ایران به فاو، هیچ واحد توپخانهای در شبهجزیره مستقر نبود، ناوهای آبیخاکی مجهز به موشکاندازهای کاتیوشا وظیفه پشتیبانی را بر عهده گرفتند.
وودز: تیپ دریایی که اشاره کردید، زیر نظر نیروی دریایی بود یا به سپاه هفتم ملحق شده بود؟
کعبی: از واحدهای زیر امر سپاه هفتم بود.
وودز: سقوط فاو تأثیر عمیقی بر نیروی دریایی عراق داشت، چون ایرانیها میتوانستند مانع دسترسی شما به آبراه شوند.
کعبی: عرض آبراه حدود هفت کیلومتر است.
مورای: بنابراین هر کاروان دریایی عراق برای خروج از بندر امالقصر باید از میان زنجیرهای از قایقهای کوچک ایرانی عبور میکرد که مجهز به موشکهای آرپیجی و ضدتانک بودند.
کعبی: برای خروج از آبراه باید میجنگیدیم.
وودز: و برای بازگشت به آبراه هم باید میجنگیدید. این بسیار خطرناک بود.
مورای: حتی پس از پایان عملیات فاو، عملیات مینگذاری را ادامه دادید، درست است؟
کعبی: بله، اما این بار مینریزی با بالگرد انجام میشد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۹
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: ممکن است جریان حادثه ناو استارک، برخی جزییات آن و آنچه را پس از این حادثه در عراق اتفاق افتاد برایمان بیان کنید؟ ظاهراً معتقدید که ناو استارک احتمالاً در خط مرزی منطقه ممنوعه بوده است. در برخی گزارش ها خوانده ام که در زمان حادثه یک کشتی تجاری هم در نزدیکی ناو استارک بوده است.
کعبی: از موقعیت دقیق ناو استارک در آن حادثه اطلاعی ندارم ولی خلبان ما دقیقاً ناو استارک را هدف قرار داد.
وودز: ناو استارک را به صرف اینکه بر روی صفحه رادارها نمایان شده بود
هدف قرار دادید یا آن را به طور خاص شناسایی کرده بودید؟
کعبی: فکر میکردیم استارک یکی از کشتیهای درحال حرکت به سوی ایران است.
وودز: چیزی در مورد خلبان [مهاجم] یادتان میآید؟ از خلبانان واجد شرایط و کاملاً ورزیده بود؟
کعبی: از توان خلبانان عراقی برای پرواز بر فراز آبهای آزاد مطمئن نیستم. اما خلبان مزبور اگر خلبان ماهر و ورزیده ای هم بوده باشد، باز نمی توانسته برای تشخیص دوست از دشمن بر توانایی شخصی اش تکیه کند.
وودز: وقتی مطلع شدید که جنگنده عراقی ناو استارک را هدف قرار داده ستاد فرماندهی عراق چه واکنشی از خود نشان داد؟
کعبی: نیروی دریایی که واکنشی از خود نشان نداد زیرا این مشکل نیروی هوایی بود. خبر مربوط به این حادثه را از اخبار رادیو شنیدم و بی درنگ گفتم اشتباه از خلبان بوده است.
وودز: پیش بینی خاصی در مورد آنچه ممکن بود پس از این حادثه اتفاق
بیفتد هم داشتید؟
کعبی: خیر.
وودز: صدام یا فرماندهی عالی عراق چه واکنشی نشان دادند؟
کعبی: تلاش کردند مشکل را از طریق دیپلماسی حل کنند. این همه آن چیزی بود که اتفاق افتاد.
وودز: آیا روش هدف یابیتان پس از حادثه استارک تغییر کرد؟
کعبی: خیر چون در منطقه عملیاتی خودمان عمل میکردیم.
وودز: پس از این حادثه رژیم عراق یا نیروی هوایی اش شیوه های هدف یابی را بازنگری نکردند و محتاط تر نشدند؟ کعبی: خیر، شیوه های هدف یابی همانند گذشته بود و هیچ تغییر عمده ای نکرد.
وودز: این احتمالاً به ماهیت مأموریتهایتان بر می گردد. شما پیش از آن درمورد چگونگی اجرای این عملیاتها در جنگ تصمیم گرفته بودید و تا آن مقطع هم در اجرای آنها موفق بودید. با توجه به اهدافتان از این عملیاتها که ایجاد اختلال در خطوط کشتیرانی ایرانیان بود، احساس موفقیت می کردید و دلیلی نداشت که تاکتیک خود را تغییر دهید درست است؟
کعبی: البته همین طور است که میگویید.
وودز: ممکن است در مورد طرح ریزی عملیات بازپس گیری فاو در سال ۱۹۸۸ م [١٣٦٧ش] برایمان بگویید؟ نیروی دریایی عراق تا چه حد در طرح ریزی عملیات بازپس گیری این شبه جزیره مشارکت داشت؟
کعبی: نقش عمده ای در این عملیات برای نیروی دریایی در نظر گرفته نشده بود. عملیات عمدتاً با استفاده از نیروهای آب خاکی انجام شد. در زمان تنها دو تیپ تفنگدار دریایی ٤٤٠ و ٤٤١ را داشتیم که در این عملیات زیر فرماندهی گارد ریاست جمهوری عمل میکردند؛ زیرا نیروهای تفنگدار بهتر از نیروهای گارد ریاست جمهوری به منطقه آشنا بودند. معاون پدافند ساحلی من ژنرال عبود قنبر (Abboud Qanbar) فرماندهی یکی از این تیپ ها و ژنرال مؤيد عبدالغفور (Muayid Abdul Ghafour) فرماندهی تیپ دیگر را برعهده داشتند.
مورای: اما ژنرال حمدانی در مورد تیپهای تفنگدار دریایی و اینکه در این عملیات زیر فرماندهی گارد ریاست جمهوری بوده اند چیزی کعبی: دیروز نگفت. ژنرال مکی هم اینجا بود وقتی مقاله ام را به او نشان دادم و نظرش را جویا شدم گفت از بسیاری از مطالب این مقاله بی اطلاع است و نظر خاصی هم درباره عملیات فاو ندارد. به هر حال ما از طريق شط العرب [اروندرود] و از دو محور به [فاو] حمله کردیم. یک محور از جلوی [فاو] و محور دیگر از بخش جنوبی ام القصر بود. از ام القصر با حدود ۲۰۰ نیروی غواص وارد عمل شدیم که از شط العرب [اروندرود] عبور کردند و از پشت استحکامات دشمن حمله کردند و با این اقدام مسیری انحرافی برای نیروی زمینی فراهم آوردند تا از جلو به استحکامات ایرانیان حمله کند.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۲۰
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: بهطور تاریخی، ارتباطات در جنگهای دریایی اهمیت بسیار بالایی داشتهاند. برای نمونه، رمزگشایی پیامهای آلمانیها نقش مهمی در پیروزی متفقین در نبرد آتلانتیک در دهه ۱۹۴۰ میلادی (۱۳۲۰ شمسی) داشت. تا چه اندازه توانستید ارتباطات ایرانیان را رمزگشایی کنید؟
کعبی: ما نیز در طول جنگ، تجهیزات مخصوص شنود و دریافت اطلاعات مخابراتی در اختیار داشتیم.
وودز: آیا نیروی دریایی عراق توانایی اجرای عملیات شنود را داشت؟
کعبی: بله، این قابلیت را خودمان داشتیم. البته گاهی اطلاعات لازم را از نیروی زمینی و فرماندهی اطلاعات نظامی دریافت میکردیم.
مورای: آیا در عملیات شنود، پیامهای ایرانیان را رمزگشایی هم میکردید؟
کعبی: بله، این کار انجام میشد.
مورای: بهنظر شما، آیا این رمزگشایی در تشخیص زمان حرکت کشتیهای ایرانی و اجرای حملات هوایی مؤثر بود؟
کعبی: قطعاً. بهویژه در تنگه هرمز، زمانی که ارتباطات ایرانیان حالت غیرعادی پیدا میکرد، حدس میزدیم که یکی از کاروانهای دریایی ایران در منطقه حضور دارد.
وودز: نیروی دریایی عراق تا چه اندازه از نظرات تاکتیکی مشاوران خارجی بهره میبرد؟
کعبی: هیچگونه مشاوره خارجی در طول جنگ به نیروی دریایی عراق داده نشد.
وودز: شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه ایرانیان از مشاوره کارشناسان دریایی کره شمالی استفاده میکردند. شاید شما از طریق اطلاعات نظامی یا تجهیزات بهغنیمتگرفتهشده از ایرانیان، به صحت این شایعات پی برده باشید؟
کعبی: نظر خاصی در این مورد ندارم. البته در برخی مجلات و نشریات که بعدها منتشر شد، مطالبی در این زمینه نوشته شده بود.
مورای: موضوعی با عنوان «تحلیل ترافیک مخابراتی» (Analysis of Traffic) وجود دارد که بهزبان ساده میتوان گفت افزایش حجم پیامهای رادیویی دشمن، نشانهای از حضور کاروان نظامی اوست و کاهش آن، عکس این معنا را القا میکند. آیا برای تعیین جهت حرکت کاروانهای ایرانی، از ایستگاههای جهتیاب استفاده میکردید؟
کعبی: رادار میتوانست جهت، فاصله و اطلاعات خاص مورد نیاز را تأمین کند.
مورای: بنابراین، از طریق رصد پیامهای رادیویی میتوانستید به وجود و موقعیت کاروان نظامی دشمن پی ببرید، درست است؟
کعبی: بله، اما رصد پیامهای رادیویی تنها یکی از ابزارهای ما بود. در فاصله ماههای مارس تا سپتامبر (اسفند تا شهریور)، امکان کشف هدف بهتر بود، ولی در سایر ایام سال این امکان کاهش مییافت.
یکبار که در قرارگاه فرماندهی نشسته بودم، با خود فکر کردم شاید همین حالا یکی از کاروانهای نظامی ایران در منطقه باشد؛ چون در آن فصل از سال، دید ما عملاً صفر بود. با این فرض که ایرانیان از شرایط آبوهوایی برای اعزام کاروان استفاده خواهند کرد، یکی از بالگردهایمان را برای عملیات شناسایی اعزام کردم و همزمان دو فروند هواپیما نیز آماده کردیم.
به خلبان هواپیمای اول گفتم: «به این منطقه برو (اشاره به نقشه) و اگر کاروان نظامی دیدی، بهطرف آن شلیک کن و به ما اطلاع بده.» پس از حرکت دو هواپیما، هواپیمای دیگری را نیز برای پشتیبانی مسلح کردیم.
در آن عملیات، بدون داشتن هیچگونه اطلاعات نظامی، توانستیم حدود شش فروند کشتی را منهدم کنیم. نمیدانم خبر این عملیات چگونه به ستاد فرماندهی کل عراق رسید، ولی صدام بلافاصله پرسید: «نیروی دریایی با چه اطلاعاتی دو هواپیما را یکی پس از دیگری به مأموریت فرستاده؟»
وقتی پاسخ دادیم که اطلاعات خاصی نداشتیم، دستور داد یک جنگنده میگ-۲۵ برای تصویربرداری از منطقه اعزام شود. عکسها نشان داد که شش فروند کشتی در منطقه سوخته یا در حال سوختن بودند.
روز بعد، صدام مرا احضار کرد و نشان افتخار به من داد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۲۱
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: ژنرال مگی دیروز به ما گفت صدام در ازای کاری که او انجام داده بود یک دستگاه مرسدس بنز به او جایزه داد.
کعبی: صدام به من هم چهار دستگاه مرسدس بنز هدیه داد که با فروش آنها خانهای در محله المنصور (al-Mansour ) تهیه کردم.
وودز: نظرتان در مورد عملیاتهای دریایی از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸م [۱۳۵۹ تا ١٣٦٧ش] چیست؟ فکر نمیکنید که شناخت کاملی از این عملیات ها وجود ندارد و باید در قالب نگارش تاریخ جنگ به زبان انگلیسی و از دیدگاه نظامی یا از دید افسر دریایی حرفه ای بیشتر به آنها پرداخت؟ در مجموع، نکته مهمی در مورد این عملیاتها وجود دارد که به آن اشاره نکرده باشیم و افسران دریایی حرفه ای با مطالعه آن بتوانند درک بهتری از این عملیاتها پیدا کنند؟
کعبی: مهمترین نکته ای که در این زمینه میخواهم به آن اشاره کنم، توسعه تدریجی نیروی دریایی [ عراق] است که نقش آن [در جنگ] از یک نقش دفاعی ساده به نقش آفندی گسترده ای تبدیل شد. در آن زمان، روحیه نیروهای ما تاحد زیادی افزایش یافت. برآورد من این است که اقدامات ما بیش از ۱۰ میلیارد دلار خسارت به ایرانیان وارد آورد.
کعبی: هدف ایرانیان از این عملیات صرفاً نمایش قدرت بود. منطقه اطراف فاو
تنها برای نیروی دریایی اهمیت داشت.
مورای: اگر این عملیات چیزی فراتر از یک نمایش قدرت نبود، پس هدف آن جلوگیری از خسارتهایی بود که نیروی دریایی عراق به ایرانیان وارد می کرد،
درست است؟
کعبی: بله این یکی از اهداف عمده این عملیات بود.
مورای: اما هیچ کس چنین چیزی درباره این عملیات به ما نگفته و من هم در جایی نخوانده ام. عملیات فاو نبردی کاملاً زمینی بود و زمین عملیات هم چنان باتلاقی بود که جز برای دور زدن نیروی دریایی عراق هیچ ارزش راهبردی دیگری برای ایرانیان نداشت.
کعبی: البته هدف دیگر این عملیات آن بود که کشورهای خلیج فارس از ایران
حساب ببرند.
مورای: اما خسارتهایی که از پایگاههایتان در این منطقه به اهداف اقتصادی ایران وارد میکردید از نظر تأثیر عملیاتی نظامی مستقیمی که داشتند بـه سـطح قابل توجهی رسیده بودند. ام القصر برای ایرانیان صرفاً هدفی معمولی در مسیر تسخیر بصره نبود، بلکه میتوانست برایشان هدف عمده ای باشد.
وودز: ایرانیان پس از تسخیر فاو چه نوع سامانه هایی در آن مستقر کردند تا
روند کشتیرانی در آبراه شط العرب [اروندرود] را تحت تأثیر قرار دهند؟
کعبی: آتشبارهای توپخانه و قایقهای کوچک مسلح به آرپی جی و تیربار
وودز: ایرانیان چه حجمی از جنگ افزارهایشان را در منطقه [فاو] مستقر کردند؟ شما برای خروج از آبراه باید از کمین چند قایق [ایرانی] عبور می کردید؟
کعبی: نکته ای که در این زمینه مدنظر من است از آنچه شما می گویید مهم تر است. ایرانیان پس از تسخیر فاو تلاش کردند به طرف ام القصر پیشروی کنند. همان طور که میدانید وقتی ایرانیان [به فاو] حمله کردند، عراق بجز قرارگاه لشکر ٢٦ هیچ نیروی نظامی دیگری در این منطقه نداشت و نیروهای قرارگاه مزبور هم نیروهای مرکبی بودند که در نهایت یک تیپ را تشکیل می دادند و این تیپ هنگام دست یافتن ایرانیان به فاو در ساحل شرقی آن مستقر بود. گروهی متشکل از دو گردان از نیروهای دریایی به فرماندهی ژنرال عبود (Abboud) تشکیل دادیم که با کشتیهای آب خاکی مجهز به موشک اندازهای کاتیوشا پشتیبانی میشدند. ژنرال عبود در آن موقع معاون فرمانده سامانه های پدافند ساحلی بود. او در ۹ فوریه، ۲۰ بهمن توانست پیشروی نیروهای ایرانی را در ۳۰ کیلومتری پایگاه دریایی عراق متوقف کند. اگر آنها به این پایگاه دست مییافتند آن را منهدم می کردند.
مورای: عملیات فاو در ۸ فوریه [۱۹) بهمن آغاز شد و روز بعد نیروی دریایی [ عراق] موضع سد کننده ای در جاده غربی شبه جزیره فاو ایجاد کرد، درست است؟
کعبی: باید این سؤال را پرسید که چرا پیشروی دشمن متوقف شد و از طریق منطقه [فاو] نتوانست به طرف ام القصر و بصره پیشروی کند.
مورای: در همین مرحله از عملیات بود که لشکر ٢٦ [ عراق] منهدم شد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۲۲
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: گفتید قرارگاه مقدم لشکر ۲۶ عراق در فاو مستقر بود و تنها یک تیپ کوچک در اختیار داشت. آن واحد رزمی که با استفاده از دو گردان تشکیل دادید، شامل چه نیروهایی بود و چند قایق موشکانداز در اختیار داشت؟
کعبی: نیروها از تفنگداران دریایی بودند و دو کشتی آبخاکی وظیفه پشتیبانی آتش را برعهده داشتند. پرسیدید چرا در این نبرد یک یا دو تیپ کامل وارد عمل نشدند؛ ستاد کل نیروهای مسلح عراق فقط دو تیپ به جبهه تحت مسئولیت سپاه سوم اعزام کرده بود که حتی از نظر سازمان رزمی، یک گردان هم کم داشتند.
وودز: پس عملیات ایرانیها در فریب ارتش عراق و واداشتن آنها به دفاع از شمال بصره مؤثر بوده؛ چون عراق دو تیپ پیاده خود را که قرار بود از جاده ساحلی فاو دفاع کنند، از شبهجزیره خارج کرد.
مورای: با توجه به خسارتهای اقتصادی که به ایران وارد میکردید، خارج کردن دو تیپ از فاو در آن موقعیت، نشانه کوتهبینی فرماندهان نیروی زمینی عراق بود.
کعبی: آنها تصور میکردند هیچ خطری منطقه فاو را تهدید نمیکند.
وودز: درباره نوع عملیاتهایی که در جاده ساحلی فاو انجام شد، چیزی یادتان هست؟ ظاهراً دو گردان از نیروهایتان را در خط دفاعی ثابت مستقر کرده بودید. تمهیدات جنگیتان در موقعیت جدید چه بود؟
کعبی: در ساحل استحکامات ایجاد کردیم، سامانههای موشکی کرم ابریشم را مستقر نمودیم و موانع پدافندی لازم را در امتداد جادهها برپا کردیم. نیروی زمینی و دریایی نیز موانعی برای اهداف خاص ایجاد کردند که بهعنوان دژی مستحکم در برابر پیشروی دشمن عمل میکرد.
وودز: آیا در اجرای مأموریت دفاعی، از پشتیبانی هوایی هم بهرهمند شدید؟
کعبی: بله، نیروی هوایی پس از حمله ایرانیها به فاو، حملات زیادی علیه آنها انجام داد. اما صدام یک هفته پس از عملیات از جبهه بازدید کرد و دستور توقف همه عملیاتها در منطقه را صادر کرد.
وودز: در عملیات پدافندی جاده ساحلی، آیا فقط به پشتیبانی قایقهای موشکانداز و توپخانه محدود بودید یا نیروی هوایی هم مشارکت داشت؟
کعبی: در جریان حمله ایرانیها به فاو، ما نیز یک رشته حملات زمینی انجام دادیم که حتی پس از پایان عملیات ادامه داشت، تا زمانی که صدام شخصاً دستور توقف آنها را صادر کرد.
مورای: با توضیحاتی که دادید، انگیزه ایرانیها از عملیات فاو روشنتر شد. هدف آنها فقط رسیدن به بصره نبود، بلکه اهداف مهمتری هم دنبال میکردند.
کعبی: جاده ساحلی فاو، جادهای باریک و حتی آسفالتنشده بود. طول آن حدود ۵۰ کیلومتر بود و رسیدن به بصره از این مسیر برای ایرانیها کار آسانی نبود.
وودز: آیا نکتهای هست که در این گفتگو مطرح نشده و فکر میکنید باید بدانیم؟
کعبی: جزئیات عملیاتها را اینجا مطرح نکردیم، اما در مقالهای که به شما دادم، میتوانید اطلاعات کاملتری درباره آنها پیدا کنید.
مورای: آیا صدام اهمیت اتخاذ موضع دفاعی را درک کرده بود؟
کعبی: من این موضوع را به او گوشزد کردم و از من تشکر کرد.
مورای: احساس نمیکردید که در ارتباط با صدام و فرماندهی عالی عراق، استقلال بیشتری نسبت به فرماندهان زمینی داشتید؟
کعبی: زمانی که عضو شورای عمومی نیروهای مسلح بودم، در حدود ۵۰ تا ۶۰ جلسه با صدام شرکت کردم. برخی جلسات بیش از ۱۲ ساعت طول میکشید و از ساعت شش عصر تا طلوع آفتاب ادامه داشت. در سه جلسه فقط من و دو ژنرال دیگر حضور داشتیم.
وودز: وقتی صدام به گزارشهای افسران درباره مسائل نظامی گوش میداد، او را چگونه میدیدید؟ آیا فرماندهی نظامی داشت؟
کعبی: نمیتوان گفت نظامی بود، اما تلاش میکرد یاد بگیرد و همیشه در حال یادگیری بود.
وودز: به نظر میرسد صدام بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ با جنگ دریایی آشنا شد و تغییرات زیادی را تجربه کرد. با توجه به جلساتی که با شما داشت و اشتیاقی که برای یادگیری نشان میداد، فکر نمیکنید تا سال ۱۹۸۸ به فرماندهی قابل در امور دریایی تبدیل شده بود؟
کعبی: بله، همینطور بود.
مورای: اما واقعیت این است که ناآشنایی صدام با امور نظامی در آغاز جنگ، هزینه سنگینی برای عراق داشت.
کعبی: از نظر سیاسی با شما موافقم. صدام باید از این جنگ که به ویرانی عراق انجامید، اجتناب میکرد. نمیتوان خودکامگیاش را انکار کرد. سرنوشتی که برای عراق رقم خورد، نتیجه همین خودکامگی بود؛ درست مانند بلایی که هیتلر و موسولینی بر سر کشورهایشان آوردند. صدام تنها تصمیمگیرنده عراق بود و در مورد حمله به کویت فقط با سه نفر مشورت کرد: خودش، علی شیمیایی و حسین کامل. نظر هیچیک از مشاوران دیگرش را نپرسیده بود.
پایان
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علامه جوادی آملی:
اولین پرچم را در عالم چه شخصی ساخت و به دست گرفت؟
پاسخ به افرادی که پرچمگردانی ۶ ماهه مردم غیورمان را به تمسخر گرفتهاند.
056 جایگاه جهاد و دفاع ؛ أیت الله جوادی. آملی.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹
مبانی و جایگاه جهاد و دفاع
قطعه صوتی شماره 56
🌱 ۲۵ شهریور ۱۳۴۱ -- سالروز ولادت کامبیز ملک شامران(مشهور به یوسف)
🖌 اهل قلم و ادبیات
✍ یکی از چهار شهید شناخته شده عرصه نویسندگی و داستان در دوران جنگ
او در خانوادهای برخوردار و مرفه در تهران متولد شد. شادی،نشاط و فروتنی، تواضع و از خودگذشتگی از صفات اخلاقی اوبود. دوران دبیرستانش که بواسطه آشنایی با یک کتابدار انقلابی نقطه عطفی در زندگیش بود دردبیرستان دانشگاه ملی گذشت.پس از آن به معلمی و نویسندگی برای کودک و نوجوان روی آورد.در روزهای نخست جنگ بجمع یاران شهید چمران پیوست و در همان ایام با یکی از همکارانش درکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ازدواج کرد.چندروز پس از ازدواج مجددا راهی جبهه شد و درجریان عملیات بیت المقدس در مسیر اهواز به خرمشهر بشهادت رسید🕊
(۱۷ اردیبهشت۶۱)
▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️
🌷شهیدی که عاشقانه کودکان را دوست داشت
▫️کامبیز ملک شامران کار روی ادبیات کودکان را کاری بسیار اساسی و بنیادی میدانست و وقتی احساس میکرد که جامعه به این مهم،بهای چندانی نمیدهد، بشدت رنج میبرد؛چرا که احیای فکر و اندیشه هر کودک را بمنزله احیای یک نسل میدانست و غفلت از آشنا ساختن نسل آینده با «اسلام ناب» را دردی بسیار بزرگ!
🔹ملک شامران برای این که با روحیه بچهها بیشتر آشنا شود، در تابستان۵۹ اتاقش را بصورت کتابخانه کوچکی درآورد و آن را محلی قرار داد برای آن که بچههای محله به آن جا بیایند و در این میان،او خود، برایشان قصه میخواند و شعر میگفت و نقاشی میکشید. عشقش به کودکان باعث شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی به همکاران کانون بپیوندد و در آنجا برای کودکان داستان بنویسد
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄