جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۱۹
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: ممکن است جریان حادثه ناو استارک، برخی جزییات آن و آنچه را پس از این حادثه در عراق اتفاق افتاد برایمان بیان کنید؟ ظاهراً معتقدید که ناو استارک احتمالاً در خط مرزی منطقه ممنوعه بوده است. در برخی گزارش ها خوانده ام که در زمان حادثه یک کشتی تجاری هم در نزدیکی ناو استارک بوده است.
کعبی: از موقعیت دقیق ناو استارک در آن حادثه اطلاعی ندارم ولی خلبان ما دقیقاً ناو استارک را هدف قرار داد.
وودز: ناو استارک را به صرف اینکه بر روی صفحه رادارها نمایان شده بود
هدف قرار دادید یا آن را به طور خاص شناسایی کرده بودید؟
کعبی: فکر میکردیم استارک یکی از کشتیهای درحال حرکت به سوی ایران است.
وودز: چیزی در مورد خلبان [مهاجم] یادتان میآید؟ از خلبانان واجد شرایط و کاملاً ورزیده بود؟
کعبی: از توان خلبانان عراقی برای پرواز بر فراز آبهای آزاد مطمئن نیستم. اما خلبان مزبور اگر خلبان ماهر و ورزیده ای هم بوده باشد، باز نمی توانسته برای تشخیص دوست از دشمن بر توانایی شخصی اش تکیه کند.
وودز: وقتی مطلع شدید که جنگنده عراقی ناو استارک را هدف قرار داده ستاد فرماندهی عراق چه واکنشی از خود نشان داد؟
کعبی: نیروی دریایی که واکنشی از خود نشان نداد زیرا این مشکل نیروی هوایی بود. خبر مربوط به این حادثه را از اخبار رادیو شنیدم و بی درنگ گفتم اشتباه از خلبان بوده است.
وودز: پیش بینی خاصی در مورد آنچه ممکن بود پس از این حادثه اتفاق
بیفتد هم داشتید؟
کعبی: خیر.
وودز: صدام یا فرماندهی عالی عراق چه واکنشی نشان دادند؟
کعبی: تلاش کردند مشکل را از طریق دیپلماسی حل کنند. این همه آن چیزی بود که اتفاق افتاد.
وودز: آیا روش هدف یابیتان پس از حادثه استارک تغییر کرد؟
کعبی: خیر چون در منطقه عملیاتی خودمان عمل میکردیم.
وودز: پس از این حادثه رژیم عراق یا نیروی هوایی اش شیوه های هدف یابی را بازنگری نکردند و محتاط تر نشدند؟ کعبی: خیر، شیوه های هدف یابی همانند گذشته بود و هیچ تغییر عمده ای نکرد.
وودز: این احتمالاً به ماهیت مأموریتهایتان بر می گردد. شما پیش از آن درمورد چگونگی اجرای این عملیاتها در جنگ تصمیم گرفته بودید و تا آن مقطع هم در اجرای آنها موفق بودید. با توجه به اهدافتان از این عملیاتها که ایجاد اختلال در خطوط کشتیرانی ایرانیان بود، احساس موفقیت می کردید و دلیلی نداشت که تاکتیک خود را تغییر دهید درست است؟
کعبی: البته همین طور است که میگویید.
وودز: ممکن است در مورد طرح ریزی عملیات بازپس گیری فاو در سال ۱۹۸۸ م [١٣٦٧ش] برایمان بگویید؟ نیروی دریایی عراق تا چه حد در طرح ریزی عملیات بازپس گیری این شبه جزیره مشارکت داشت؟
کعبی: نقش عمده ای در این عملیات برای نیروی دریایی در نظر گرفته نشده بود. عملیات عمدتاً با استفاده از نیروهای آب خاکی انجام شد. در زمان تنها دو تیپ تفنگدار دریایی ٤٤٠ و ٤٤١ را داشتیم که در این عملیات زیر فرماندهی گارد ریاست جمهوری عمل میکردند؛ زیرا نیروهای تفنگدار بهتر از نیروهای گارد ریاست جمهوری به منطقه آشنا بودند. معاون پدافند ساحلی من ژنرال عبود قنبر (Abboud Qanbar) فرماندهی یکی از این تیپ ها و ژنرال مؤيد عبدالغفور (Muayid Abdul Ghafour) فرماندهی تیپ دیگر را برعهده داشتند.
مورای: اما ژنرال حمدانی در مورد تیپهای تفنگدار دریایی و اینکه در این عملیات زیر فرماندهی گارد ریاست جمهوری بوده اند چیزی کعبی: دیروز نگفت. ژنرال مکی هم اینجا بود وقتی مقاله ام را به او نشان دادم و نظرش را جویا شدم گفت از بسیاری از مطالب این مقاله بی اطلاع است و نظر خاصی هم درباره عملیات فاو ندارد. به هر حال ما از طريق شط العرب [اروندرود] و از دو محور به [فاو] حمله کردیم. یک محور از جلوی [فاو] و محور دیگر از بخش جنوبی ام القصر بود. از ام القصر با حدود ۲۰۰ نیروی غواص وارد عمل شدیم که از شط العرب [اروندرود] عبور کردند و از پشت استحکامات دشمن حمله کردند و با این اقدام مسیری انحرافی برای نیروی زمینی فراهم آوردند تا از جلو به استحکامات ایرانیان حمله کند.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۲۰
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: بهطور تاریخی، ارتباطات در جنگهای دریایی اهمیت بسیار بالایی داشتهاند. برای نمونه، رمزگشایی پیامهای آلمانیها نقش مهمی در پیروزی متفقین در نبرد آتلانتیک در دهه ۱۹۴۰ میلادی (۱۳۲۰ شمسی) داشت. تا چه اندازه توانستید ارتباطات ایرانیان را رمزگشایی کنید؟
کعبی: ما نیز در طول جنگ، تجهیزات مخصوص شنود و دریافت اطلاعات مخابراتی در اختیار داشتیم.
وودز: آیا نیروی دریایی عراق توانایی اجرای عملیات شنود را داشت؟
کعبی: بله، این قابلیت را خودمان داشتیم. البته گاهی اطلاعات لازم را از نیروی زمینی و فرماندهی اطلاعات نظامی دریافت میکردیم.
مورای: آیا در عملیات شنود، پیامهای ایرانیان را رمزگشایی هم میکردید؟
کعبی: بله، این کار انجام میشد.
مورای: بهنظر شما، آیا این رمزگشایی در تشخیص زمان حرکت کشتیهای ایرانی و اجرای حملات هوایی مؤثر بود؟
کعبی: قطعاً. بهویژه در تنگه هرمز، زمانی که ارتباطات ایرانیان حالت غیرعادی پیدا میکرد، حدس میزدیم که یکی از کاروانهای دریایی ایران در منطقه حضور دارد.
وودز: نیروی دریایی عراق تا چه اندازه از نظرات تاکتیکی مشاوران خارجی بهره میبرد؟
کعبی: هیچگونه مشاوره خارجی در طول جنگ به نیروی دریایی عراق داده نشد.
وودز: شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه ایرانیان از مشاوره کارشناسان دریایی کره شمالی استفاده میکردند. شاید شما از طریق اطلاعات نظامی یا تجهیزات بهغنیمتگرفتهشده از ایرانیان، به صحت این شایعات پی برده باشید؟
کعبی: نظر خاصی در این مورد ندارم. البته در برخی مجلات و نشریات که بعدها منتشر شد، مطالبی در این زمینه نوشته شده بود.
مورای: موضوعی با عنوان «تحلیل ترافیک مخابراتی» (Analysis of Traffic) وجود دارد که بهزبان ساده میتوان گفت افزایش حجم پیامهای رادیویی دشمن، نشانهای از حضور کاروان نظامی اوست و کاهش آن، عکس این معنا را القا میکند. آیا برای تعیین جهت حرکت کاروانهای ایرانی، از ایستگاههای جهتیاب استفاده میکردید؟
کعبی: رادار میتوانست جهت، فاصله و اطلاعات خاص مورد نیاز را تأمین کند.
مورای: بنابراین، از طریق رصد پیامهای رادیویی میتوانستید به وجود و موقعیت کاروان نظامی دشمن پی ببرید، درست است؟
کعبی: بله، اما رصد پیامهای رادیویی تنها یکی از ابزارهای ما بود. در فاصله ماههای مارس تا سپتامبر (اسفند تا شهریور)، امکان کشف هدف بهتر بود، ولی در سایر ایام سال این امکان کاهش مییافت.
یکبار که در قرارگاه فرماندهی نشسته بودم، با خود فکر کردم شاید همین حالا یکی از کاروانهای نظامی ایران در منطقه باشد؛ چون در آن فصل از سال، دید ما عملاً صفر بود. با این فرض که ایرانیان از شرایط آبوهوایی برای اعزام کاروان استفاده خواهند کرد، یکی از بالگردهایمان را برای عملیات شناسایی اعزام کردم و همزمان دو فروند هواپیما نیز آماده کردیم.
به خلبان هواپیمای اول گفتم: «به این منطقه برو (اشاره به نقشه) و اگر کاروان نظامی دیدی، بهطرف آن شلیک کن و به ما اطلاع بده.» پس از حرکت دو هواپیما، هواپیمای دیگری را نیز برای پشتیبانی مسلح کردیم.
در آن عملیات، بدون داشتن هیچگونه اطلاعات نظامی، توانستیم حدود شش فروند کشتی را منهدم کنیم. نمیدانم خبر این عملیات چگونه به ستاد فرماندهی کل عراق رسید، ولی صدام بلافاصله پرسید: «نیروی دریایی با چه اطلاعاتی دو هواپیما را یکی پس از دیگری به مأموریت فرستاده؟»
وقتی پاسخ دادیم که اطلاعات خاصی نداشتیم، دستور داد یک جنگنده میگ-۲۵ برای تصویربرداری از منطقه اعزام شود. عکسها نشان داد که شش فروند کشتی در منطقه سوخته یا در حال سوختن بودند.
روز بعد، صدام مرا احضار کرد و نشان افتخار به من داد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۲۱
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: ژنرال مگی دیروز به ما گفت صدام در ازای کاری که او انجام داده بود یک دستگاه مرسدس بنز به او جایزه داد.
کعبی: صدام به من هم چهار دستگاه مرسدس بنز هدیه داد که با فروش آنها خانهای در محله المنصور (al-Mansour ) تهیه کردم.
وودز: نظرتان در مورد عملیاتهای دریایی از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸م [۱۳۵۹ تا ١٣٦٧ش] چیست؟ فکر نمیکنید که شناخت کاملی از این عملیات ها وجود ندارد و باید در قالب نگارش تاریخ جنگ به زبان انگلیسی و از دیدگاه نظامی یا از دید افسر دریایی حرفه ای بیشتر به آنها پرداخت؟ در مجموع، نکته مهمی در مورد این عملیاتها وجود دارد که به آن اشاره نکرده باشیم و افسران دریایی حرفه ای با مطالعه آن بتوانند درک بهتری از این عملیاتها پیدا کنند؟
کعبی: مهمترین نکته ای که در این زمینه میخواهم به آن اشاره کنم، توسعه تدریجی نیروی دریایی [ عراق] است که نقش آن [در جنگ] از یک نقش دفاعی ساده به نقش آفندی گسترده ای تبدیل شد. در آن زمان، روحیه نیروهای ما تاحد زیادی افزایش یافت. برآورد من این است که اقدامات ما بیش از ۱۰ میلیارد دلار خسارت به ایرانیان وارد آورد.
کعبی: هدف ایرانیان از این عملیات صرفاً نمایش قدرت بود. منطقه اطراف فاو
تنها برای نیروی دریایی اهمیت داشت.
مورای: اگر این عملیات چیزی فراتر از یک نمایش قدرت نبود، پس هدف آن جلوگیری از خسارتهایی بود که نیروی دریایی عراق به ایرانیان وارد می کرد،
درست است؟
کعبی: بله این یکی از اهداف عمده این عملیات بود.
مورای: اما هیچ کس چنین چیزی درباره این عملیات به ما نگفته و من هم در جایی نخوانده ام. عملیات فاو نبردی کاملاً زمینی بود و زمین عملیات هم چنان باتلاقی بود که جز برای دور زدن نیروی دریایی عراق هیچ ارزش راهبردی دیگری برای ایرانیان نداشت.
کعبی: البته هدف دیگر این عملیات آن بود که کشورهای خلیج فارس از ایران
حساب ببرند.
مورای: اما خسارتهایی که از پایگاههایتان در این منطقه به اهداف اقتصادی ایران وارد میکردید از نظر تأثیر عملیاتی نظامی مستقیمی که داشتند بـه سـطح قابل توجهی رسیده بودند. ام القصر برای ایرانیان صرفاً هدفی معمولی در مسیر تسخیر بصره نبود، بلکه میتوانست برایشان هدف عمده ای باشد.
وودز: ایرانیان پس از تسخیر فاو چه نوع سامانه هایی در آن مستقر کردند تا
روند کشتیرانی در آبراه شط العرب [اروندرود] را تحت تأثیر قرار دهند؟
کعبی: آتشبارهای توپخانه و قایقهای کوچک مسلح به آرپی جی و تیربار
وودز: ایرانیان چه حجمی از جنگ افزارهایشان را در منطقه [فاو] مستقر کردند؟ شما برای خروج از آبراه باید از کمین چند قایق [ایرانی] عبور می کردید؟
کعبی: نکته ای که در این زمینه مدنظر من است از آنچه شما می گویید مهم تر است. ایرانیان پس از تسخیر فاو تلاش کردند به طرف ام القصر پیشروی کنند. همان طور که میدانید وقتی ایرانیان [به فاو] حمله کردند، عراق بجز قرارگاه لشکر ٢٦ هیچ نیروی نظامی دیگری در این منطقه نداشت و نیروهای قرارگاه مزبور هم نیروهای مرکبی بودند که در نهایت یک تیپ را تشکیل می دادند و این تیپ هنگام دست یافتن ایرانیان به فاو در ساحل شرقی آن مستقر بود. گروهی متشکل از دو گردان از نیروهای دریایی به فرماندهی ژنرال عبود (Abboud) تشکیل دادیم که با کشتیهای آب خاکی مجهز به موشک اندازهای کاتیوشا پشتیبانی میشدند. ژنرال عبود در آن موقع معاون فرمانده سامانه های پدافند ساحلی بود. او در ۹ فوریه، ۲۰ بهمن توانست پیشروی نیروهای ایرانی را در ۳۰ کیلومتری پایگاه دریایی عراق متوقف کند. اگر آنها به این پایگاه دست مییافتند آن را منهدم می کردند.
مورای: عملیات فاو در ۸ فوریه [۱۹) بهمن آغاز شد و روز بعد نیروی دریایی [ عراق] موضع سد کننده ای در جاده غربی شبه جزیره فاو ایجاد کرد، درست است؟
کعبی: باید این سؤال را پرسید که چرا پیشروی دشمن متوقف شد و از طریق منطقه [فاو] نتوانست به طرف ام القصر و بصره پیشروی کند.
مورای: در همین مرحله از عملیات بود که لشکر ٢٦ [ عراق] منهدم شد.
👇👇
جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۲۲
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: گفتید قرارگاه مقدم لشکر ۲۶ عراق در فاو مستقر بود و تنها یک تیپ کوچک در اختیار داشت. آن واحد رزمی که با استفاده از دو گردان تشکیل دادید، شامل چه نیروهایی بود و چند قایق موشکانداز در اختیار داشت؟
کعبی: نیروها از تفنگداران دریایی بودند و دو کشتی آبخاکی وظیفه پشتیبانی آتش را برعهده داشتند. پرسیدید چرا در این نبرد یک یا دو تیپ کامل وارد عمل نشدند؛ ستاد کل نیروهای مسلح عراق فقط دو تیپ به جبهه تحت مسئولیت سپاه سوم اعزام کرده بود که حتی از نظر سازمان رزمی، یک گردان هم کم داشتند.
وودز: پس عملیات ایرانیها در فریب ارتش عراق و واداشتن آنها به دفاع از شمال بصره مؤثر بوده؛ چون عراق دو تیپ پیاده خود را که قرار بود از جاده ساحلی فاو دفاع کنند، از شبهجزیره خارج کرد.
مورای: با توجه به خسارتهای اقتصادی که به ایران وارد میکردید، خارج کردن دو تیپ از فاو در آن موقعیت، نشانه کوتهبینی فرماندهان نیروی زمینی عراق بود.
کعبی: آنها تصور میکردند هیچ خطری منطقه فاو را تهدید نمیکند.
وودز: درباره نوع عملیاتهایی که در جاده ساحلی فاو انجام شد، چیزی یادتان هست؟ ظاهراً دو گردان از نیروهایتان را در خط دفاعی ثابت مستقر کرده بودید. تمهیدات جنگیتان در موقعیت جدید چه بود؟
کعبی: در ساحل استحکامات ایجاد کردیم، سامانههای موشکی کرم ابریشم را مستقر نمودیم و موانع پدافندی لازم را در امتداد جادهها برپا کردیم. نیروی زمینی و دریایی نیز موانعی برای اهداف خاص ایجاد کردند که بهعنوان دژی مستحکم در برابر پیشروی دشمن عمل میکرد.
وودز: آیا در اجرای مأموریت دفاعی، از پشتیبانی هوایی هم بهرهمند شدید؟
کعبی: بله، نیروی هوایی پس از حمله ایرانیها به فاو، حملات زیادی علیه آنها انجام داد. اما صدام یک هفته پس از عملیات از جبهه بازدید کرد و دستور توقف همه عملیاتها در منطقه را صادر کرد.
وودز: در عملیات پدافندی جاده ساحلی، آیا فقط به پشتیبانی قایقهای موشکانداز و توپخانه محدود بودید یا نیروی هوایی هم مشارکت داشت؟
کعبی: در جریان حمله ایرانیها به فاو، ما نیز یک رشته حملات زمینی انجام دادیم که حتی پس از پایان عملیات ادامه داشت، تا زمانی که صدام شخصاً دستور توقف آنها را صادر کرد.
مورای: با توضیحاتی که دادید، انگیزه ایرانیها از عملیات فاو روشنتر شد. هدف آنها فقط رسیدن به بصره نبود، بلکه اهداف مهمتری هم دنبال میکردند.
کعبی: جاده ساحلی فاو، جادهای باریک و حتی آسفالتنشده بود. طول آن حدود ۵۰ کیلومتر بود و رسیدن به بصره از این مسیر برای ایرانیها کار آسانی نبود.
وودز: آیا نکتهای هست که در این گفتگو مطرح نشده و فکر میکنید باید بدانیم؟
کعبی: جزئیات عملیاتها را اینجا مطرح نکردیم، اما در مقالهای که به شما دادم، میتوانید اطلاعات کاملتری درباره آنها پیدا کنید.
مورای: آیا صدام اهمیت اتخاذ موضع دفاعی را درک کرده بود؟
کعبی: من این موضوع را به او گوشزد کردم و از من تشکر کرد.
مورای: احساس نمیکردید که در ارتباط با صدام و فرماندهی عالی عراق، استقلال بیشتری نسبت به فرماندهان زمینی داشتید؟
کعبی: زمانی که عضو شورای عمومی نیروهای مسلح بودم، در حدود ۵۰ تا ۶۰ جلسه با صدام شرکت کردم. برخی جلسات بیش از ۱۲ ساعت طول میکشید و از ساعت شش عصر تا طلوع آفتاب ادامه داشت. در سه جلسه فقط من و دو ژنرال دیگر حضور داشتیم.
وودز: وقتی صدام به گزارشهای افسران درباره مسائل نظامی گوش میداد، او را چگونه میدیدید؟ آیا فرماندهی نظامی داشت؟
کعبی: نمیتوان گفت نظامی بود، اما تلاش میکرد یاد بگیرد و همیشه در حال یادگیری بود.
وودز: به نظر میرسد صدام بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ با جنگ دریایی آشنا شد و تغییرات زیادی را تجربه کرد. با توجه به جلساتی که با شما داشت و اشتیاقی که برای یادگیری نشان میداد، فکر نمیکنید تا سال ۱۹۸۸ به فرماندهی قابل در امور دریایی تبدیل شده بود؟
کعبی: بله، همینطور بود.
مورای: اما واقعیت این است که ناآشنایی صدام با امور نظامی در آغاز جنگ، هزینه سنگینی برای عراق داشت.
کعبی: از نظر سیاسی با شما موافقم. صدام باید از این جنگ که به ویرانی عراق انجامید، اجتناب میکرد. نمیتوان خودکامگیاش را انکار کرد. سرنوشتی که برای عراق رقم خورد، نتیجه همین خودکامگی بود؛ درست مانند بلایی که هیتلر و موسولینی بر سر کشورهایشان آوردند. صدام تنها تصمیمگیرنده عراق بود و در مورد حمله به کویت فقط با سه نفر مشورت کرد: خودش، علی شیمیایی و حسین کامل. نظر هیچیک از مشاوران دیگرش را نپرسیده بود.
پایان
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علامه جوادی آملی:
اولین پرچم را در عالم چه شخصی ساخت و به دست گرفت؟
پاسخ به افرادی که پرچمگردانی ۶ ماهه مردم غیورمان را به تمسخر گرفتهاند.
056 جایگاه جهاد و دفاع ؛ أیت الله جوادی. آملی.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹
مبانی و جایگاه جهاد و دفاع
قطعه صوتی شماره 56
🌱 ۲۵ شهریور ۱۳۴۱ -- سالروز ولادت کامبیز ملک شامران(مشهور به یوسف)
🖌 اهل قلم و ادبیات
✍ یکی از چهار شهید شناخته شده عرصه نویسندگی و داستان در دوران جنگ
او در خانوادهای برخوردار و مرفه در تهران متولد شد. شادی،نشاط و فروتنی، تواضع و از خودگذشتگی از صفات اخلاقی اوبود. دوران دبیرستانش که بواسطه آشنایی با یک کتابدار انقلابی نقطه عطفی در زندگیش بود دردبیرستان دانشگاه ملی گذشت.پس از آن به معلمی و نویسندگی برای کودک و نوجوان روی آورد.در روزهای نخست جنگ بجمع یاران شهید چمران پیوست و در همان ایام با یکی از همکارانش درکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ازدواج کرد.چندروز پس از ازدواج مجددا راهی جبهه شد و درجریان عملیات بیت المقدس در مسیر اهواز به خرمشهر بشهادت رسید🕊
(۱۷ اردیبهشت۶۱)
▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️
🌷شهیدی که عاشقانه کودکان را دوست داشت
▫️کامبیز ملک شامران کار روی ادبیات کودکان را کاری بسیار اساسی و بنیادی میدانست و وقتی احساس میکرد که جامعه به این مهم،بهای چندانی نمیدهد، بشدت رنج میبرد؛چرا که احیای فکر و اندیشه هر کودک را بمنزله احیای یک نسل میدانست و غفلت از آشنا ساختن نسل آینده با «اسلام ناب» را دردی بسیار بزرگ!
🔹ملک شامران برای این که با روحیه بچهها بیشتر آشنا شود، در تابستان۵۹ اتاقش را بصورت کتابخانه کوچکی درآورد و آن را محلی قرار داد برای آن که بچههای محله به آن جا بیایند و در این میان،او خود، برایشان قصه میخواند و شعر میگفت و نقاشی میکشید. عشقش به کودکان باعث شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی به همکاران کانون بپیوندد و در آنجا برای کودکان داستان بنویسد
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷 ۲۵ شهریور ۱۳۶۵ --- سالروز شهادت رزمنده بسیجی، عباس امانی
کارگر کوره پز خانه بود.
هفده سالگی به جبهه رفت.
نوزده سالگی هم بشهادت رسید. -- جزیره مینو -- آبادان
در وصیتنامه اش نوشت :
خدایا مرا بسوزان، همراه سوختن گناهان من را هم بسوزان.
خدایا چه بگویم که از بار گناهانم باخبری و میدانی در خلوت چقدر معصیت کردم.
خدایا توبه کردم...قبول دارم عهد شکنم، قبول دارم بند عاصی و گنه کارم..
خدایا دستم به دامان توست ، اول پاکم کن و بعد خاکم کن.
خدایا در جوانی آمدم و در جوانی خودم را به تو سپردم...
خدایا مرا ببخش که محتاج عفو و بخشش تو هستم.
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚪️ ۶ روز مانده به آغازِ
#هفته_دفاع_مقدس
─┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅─
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
#بخوانید 👇👇
#نکات_تاریخی_جنگ
⌛️ ۴۰ سال قبل، در همین ایام
🔴 ملاقات جنجالی در کوران جنگ
تا سال ۱۳۶۵، هاشمی رفسنجانی و معاونش حسن روحانی،نتوانسته بودند امام خمینی را وادار به پذیرش آتش بس تحمیلی و برقراری رابطه با آمریکا کنند، تا اینکه بنا بر نقل روزنامه اسرائیلی یدیعوت آهارونوت، در شهریور ۶۵ یک ملاقات پنهانی میان حسن روحانی و مشاور نخست وزیر اسرائیل که روحانی تصور میکرد وی یکی از مقامات آمریکایی است، اتفاق افتاد!
البته تا سالها بعد، خبر این ملاقات به بیرون درز نکرده بود. اولین بار،روزنامه یدیعوت آهارونوت در تاریخ ۱۵ می ۱۹۹۴ (۲۵ اردیبهشت۷۳) گزارش این ملاقات را به زبان عبری منتشر کرد
اما این گزارش در داخل کشور انعکاسی پیدا نکرد. ۱۹ سال بعد، یعنی در تاریخ ۲۶ژوئن ۲۰۱۳ (۵ تیر۹۲) گزارش ملاقات مذکور در پایگاه اینترنتی روزنامه مذکور به *زبان انگلیسی* منتشر شد که سایتها و پایگاه های خبری مختلف آنرا منتشر کردند. از جمله سایت خودنویس در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۲/ پایگاه خبری دانا در تاریخ ۷ تیر ۱۳۹۲ به نقل از سایت خبری "هفت” ترکیه /سایت آرمانشهر در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ / سایت جام نیوز در تاریخ ۹ تیر و سایت صراط در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۲ و سایت تایمز اسرائیل نیز در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۳ (۸ مهر ۱۳۹۲) در گزارشی به زبان انگلیسی، ماجرای مذکور را منتشر میکند.
سایت خودنویس مجددا در تاریخهای ۱۹ و ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ بصورت مشروح به انعکاس گزارش مذکور میپردازد.
به رغم موارد اشاره شده، *نه هاشمی رفسنجانی در زمان حیاتش و نه حسن روحانی، گزارشات منتشرشده را تکذیب نکردند و هیچ توضیحی ندادند
ادامه👇👇
۱