۴آبان ماه سالروز سقوط خرمشهر
خرمشهر حکایت مقاومت روزهای نخست جنگ تحمیلی و سرگذشت سلحشورانی است که با دست خالی، متجاوز مسلح را در بیش از یک ماه نبرد به روز سیاه نشاندند و جسم خود را سنگر کردند تا از اسلام و سرزمین ایران دفاع کنند.
ارتش بعثی در فکر تصرف سریع این شهر و از آنجا محاصره و تسخیر آبادان بود و رویای هجوم به دشتهای خوزستان و سیطره بر اهواز را در ذهن خویش میپروراند اما هیچ وقت تصور نمیکرد در خرمشهر تلفات سنگینی را متحمل شود
سرانجام خرمشهر پس از 35 روز مقاومت قهرمانانه، به دست دژخیمان بعثی اشغال شد؛ جنگ است دیگر، گاهی ما پیروز میشویم و گاهی آنها اما آنچه حایز اهمیت است کیفیت رزم و دفاع است که برد و باخت را مشخص میکند.
یادمردان دلیر سرزمین اسلامی که جانانه
تاشهادت درمقابل دشمنان بعثی ایستادندهمیشه جاودان
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُم
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
💠 لیلاهای سرزمین من
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
🌴 عشق رباب
راوی: کبری عارف زاده
دو ماه پس از اشغال خرمشهر وقتی روزها و ساعتهای ما بهسختی میگذشت
من و بقیه دخترها در بیمارستان طالقانی مشغول امدادرسانی به مجروحان جنگی
بودیم. غم دوری از شهرمان سخت ما را دلتنگ کرده بود. در اتاق بالای
بیمارستان مکانی را برای خلوتهای خودمان درست کرده بودیم. گاهوبیگاه به آنجا میرفتم و با یاد شهدای شهرمان اشک میریختم.
رباب با آنکه باردار بود اما در بیمارستان کنار بقیه امدادگران تا جایی که در توان
داشت کمک میکرد. چیز زیادی به زایمانش نمانده بود. همسرش اسماعیل برای خداحافظی آمده بود. او رفت. ولی رفتنش غمی را در نگاه رباب باقی
گذاشت. عملیات شروع شده بود. صدای انفجارها و بمبارانها بیشتر از هرروزبه
گوش میرسید. از پشت پنجرههای بیمارستان میتوانستیم آسمان شهرمان را ببینیم و در آرزوی اینکه در زیر آسمان شهرمان دوباره قدم بزنیم لحظه شماری
میکردیم. مجروحین عملیات را به بیمارستان میآوردند. صحنههای دلخراشی بود. کارمان دو برابر شده بود. به ما آماده باش صد در صد داده بودند.
روزها سپری میشد و اخبار فراوانی از عملیات میآمد. مجروحین و شهدای
زیادی می آوردند. بعضی از آنها بعد از مداوای سطحی منتقل میشدند به
استانهای دیگر. اردیبهشت ۶۱ طبق معمول به بیمارستان میرفتیم. رانندهمان
آقای شاه حسینی با ناراحتی گفت:
- شنیدی رضا شهید شده؟
- کدام رضا؟
- رضا موسوی.او دومین فرمانده سپاه خرمشهر بعد از شهید جهانآرا بود. وقتی به بیمارستان رسیدیم به طرف خلوتگاهمان در بیمارستان رفتیم. دعای توسل و زیارت عاشورا خواندیم و به یاد فرمانده شهیدمان اشک ریختیم.
روزبهروز زایمان رباب نزدیکتر میشد و مادرش آمده بود که در این لحظات
کنارش باشد. اردیبهشت ۶۱ شهدای زیادی را آورده بودند. بهطرف سردخانه
رفتیم. دیدن چهره شهدا غممان را افزون میکرد. ناگهان در بین پیکرها شهیدی
که در پتو پیچیده بودند و فقط جورابهایش را میدیدم توجهم را جلب کرد.
نزدیکتر شدم. اشتباه نمیکردم. او اسماعیل خسروی همسر رباب بود. روزی که برای خداحافظی آمده بود خودم جورابهایش را شسته بودم. حالا چطور باید به رباب میگفتیم که همسرش شهید شده؟ هیچکدام از بچهها حاضر نبودند این خبر را بدهند. تصمیم گرفتیم به مادرش بگوییم.
آن روز رباب بیتاب بود و پریشان به اینطرف و آنطرف میرفت. به سمت
مادرش رفتیم و حال و احوالی پرسیدیم. اما چهره هرکدام ما حکایت از خبری
دردآور داشت. پرسید:
- چیزی شده؟
- نه.
- خبری از اسماعیل آمده؟
بیاختیار با شنیدن نام شهید اشک از چشمانمان سرازیر شد. مادر شِلِه عربیاش را از سر درآورد و زیرآب گرفت و خیس کرد و دوباره به سر گذاشت. این اوج دردش را نشان میداد. مادر به سمت دخترش رفت که خبر را به او بگوید اما تا آمد حرفی بزند دختر با نگاه به چهره مادرش گفت:
- اسماعیل شهید شده؟همه مات و مبهوت مانده بودیم. انگار رباب همه چیز را از اول میدانست. وضو گرفت و به خلوتگاه رفت. بعد از چند ساعت بهطرف سردخانه رفت. گلاب تهیه کرد و چهره همسرش را با گلاب شست و برای همیشه از او خداحافظی کرد.
شهید اسماعیل خسروی را در گلزار شهدای آبادان دفن کردند. بعد از چند روز دخترش ودیعه به دنیا آمد. هیچگاه این خاطره از یادم نمیرود و هرگاه یادش
میافتم بیاختیار اشک از چشمانم سرازیر میشود.
دوران جنگ تحمیلی
#عکس_یادگاری_با_تخریبچی_شهید👆👆👆
#مجتبی_اکبری
#شهادت_آبانماه_66
#منطقه_عمومی_سردشت
✍️✍️ راوی : #محمد_سادات
قبل از شروع بکار #زیارت_عاشورا خواند و بعد حرکت کرد.
ما از طرف #گردان_المهدی(ع) مامور بودیم که برای #تامین_بچه_های_تخریب داخل #میدون_مین نگهبانی بدهیم .فاصله ما با عراقی ها حدود ۳۰۰ متر بود و روی قله ای بودیم #شهید_اکبری به همراه سایر #بچه_های_تخریب داخل میدون مین مشغول خنثی کردن #مین_های_والمری بودند که یکدفعه صدای انفجار اومد.با صدای انفجارو با هدایت #بچه_های_تخریب بالای سرش رسیدیم و داخل پتو پیچیدیم و از #میدون_مین بیرونش آوردیم.ترکش های فراوانی به سفید رونش خورده بود و خون بدنش تخلیه شده بود و همان جا پرکشید
من هم دوربین همراه داشتم و آخرین عکس یادگاری رو با این #تخریبچی_شهید انداختم
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
25.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩🚩 #پیام_شهداء 🌷
📽 برشی زیبا از مستند #روایت_فتح
🎙... با کلام آسمانی #شهید_آوینی :
🌴.... برادر !! اگر من از فیض شهادت در راه خدا برخوردار شدم و به صف اصحاب اباعبدالله الحسین (ع) پیوستم ، مبادا بگذاری كه جای من در جبهه خالی بماند. باید بر آن عهد وفاداری كه با اماممان بستهایم استوار بمانیم و عباسگونه وجود خود را وقف استمرار و استقرار ولایت كنیم.
برادر، هرگز اجازه نده كه اسلحهی من بر زمین بیفتد. همهی آیندهی دنیا امروز به ما و آنچه كه میكنیم وابسته است. خداوند بر ما جوانان منت نهاده و وظیفهی تحول كرهی زمین را به سوی آیندهی روشن قسط و عدل بر عهدهی ما نهاده است. و برادر، باز هم سفارش میكنم، مبادا اسلحهی من بر زمین بیفتد.
خدایا چگونه تو را شكر گویم بر اینكه مرا در اینچنین زمانهای به جهان آوردهای؟ زمانهی قیام ، عصر بیداری...
هزاران سال از آغاز حیات بشر بر این کره ی خاکی می گذرد و همه ی آنان تا به امروز مرده اند و ما نیز خواهیم مرد و بر مرگ ما نیز قرن ها خواهد گذشت.
خوشا آنانکه مردانه مرده اند
و تو ای عزیز! میدانی تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند...
یاد شهدایمان بخیـر...
#رزمندگان_اسلام
#شهدا_راهتان_ادامه_دارد
#ما_تا_آخر_ایستاده_ایم
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
#بخوانید 👇👇
💠 گریزی بر اوضاع این روزهای ما ...
#انگیزشی
▫️یک دوست یهودی دارم.
چند سالی از خودم بزرگتر.
اصطلاحاً از طلاب حوزه های علمیه یهودیان است.
قبلا ساکن سرزمین های اشغالی بود.
اما حالا فرار کرده و تبدیل به «ناتوری کارتا» (נטורי קרתא) شده!
به من میگوید: رفیقِ دیوانه خودم!
البته که محبت دارد.
دیشب که زنگ زد، باب درد دل باز شد.
جملاتش مهمترین مانیفست انگیزشی زندگی ام شد، چون زنده، واقعی و از روی دغدغه بود.
گفت: برای مقاومت علیه اسرائیلی ها، باید ابتدا مقابل دشمن های کوچکتری مقاومت کنیم. مثل
مقاومت علیه نیمه شب خوابیدن و ظهر بیدار شدن!
مقاومت علیه پرخوری کردن و بدنی نحیف و بدون زور و بدون بیماری داشتن!
مبارزه با غریزه گرایی هایمان که همیشه محرک های بیخودی بودند برای ادامه زندگی!
برای مقاومت علیه اسرائیل، باید مقابل غریزه ها ایستاد و آنها را در خلوتمان خاک مال کنیم. نه یکبار و دوبار، بلکه
این مبارزه باید تبدیل به عادتی معقول شود.
مقاومت علیه باتلاق اینستاگرام، تلوزیون و اخبار گوش دادن!
علیه شهوتِ خریدن و خوردن، و راحت گرایی بیش از حد!
مقاومت علیه بی دردی مقابل دردمندان!
اصلا ما باید مقاومت کنیم مقابل آدم های رهزن و بیخودی که تمام دقیقه های زندگی شان پوچ و بیفایده است و ما را هم همینطور میخواهند.
علیه دزد های عاطفه و قلب!
محمدعلی؛ چرا شماها مثل داوید نیستید؟
رفیق سابقم داوید، که این روزها در تل آویو مشغول شیعه شناسی است،
پنج زبان بلد است.
تمام دروس طلبه های ایرانی را به زبان فارسی از سایت «شیعه درس» در طول ده سال خوانده و حاضر است تک تک جملات آن درس ها را امتحان بدهد.
و حالا اینروزها متخصص آموزش زبان فارسی و بینش و تفکر ایرانی ها و شیعیان شده در حالی که تنها سی سال سن دارد!
مبارزه را باید از اینجا شروع کنیم که
چرا تا به الان حداقل دو زبان دیگر بلد نیستیم تا با آنها شعر بگوییم؟
چرا دشمنتان اسرائیل است ولی هنوز عبری بلد نیستید؟ گور پدر عبری! چرا فارسی را یاد نمیگیرید؟ تا حرفی بزنید که آنقدر ارزش داشته باشد که ترجمه اش کنند؟
چند دقیقه در سال مطالعه میکنید؟
چقدر نوشته اید؟
چقدر برای رشد روحی خود و خانواده و دوستانتان تلاش کردید؟
آیا آنقدر ارزشمند شدهاید که بدنبال ترور شما باشند؟
جوابش را من نمیدانم.
اما باید مقاومت کنید، علیه خودتان!
علیه اینهمه بیخود بودگی!
که اگر مقاومت میکردید، تا به الان اسرائیل تبدیل شده بود به خاطره ای غیر قابل تکرار!
تمام شده بود. نیست و نابود شده بود.
خاکستر…
✍️ سرباز گمنام انقلاب
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اجرای سرود به زبان فارسی توسط سربازان رژیم صهیونیستی!!
❓راستی اینها برای چه زبان فارسی را آموختهاند
💠جواب روشن است:
‼️جاسوسی و نفوذ در افکار و اذهان مخاطب ایرانی..در فضای مجازی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 کلاس های آموزش زبان فارسی برای صهیونیست ها
💠 نیروهای اداره اطلاعات ارتش اسرائیل فارسی را یاد می گیرند و حتی می توانند روضه هم بخوانند‼️
⁉️ دلیل یادگیری زبان فارسی توسط صهیونیستها چیست؟
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 روخوانیِ بسیار زیبایِ قسمتی از فصل «قافله عشق در سفر تاریخ» از کتاب «فتح خونِ» شهید آوینی
🔸بلاشک همین تلنگر شهید آوینی کافی است تا ما از هر غفلتی و با هر اندازه ای بیرون بیاییم!
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 سید شهیدان اهل قلم از سرنوشت این قرن میگوید ...
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🔷 ۴ آبان سالروز سقوط تلخ اما قهرمانانه خرمشهر تا ابد گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «شهر زمینی خرمشهر در دست دشمن افتاد؛ اما شهر آسمانی همچنان در تسخیر شهدا باقی ماند. از باطن این ویرانی ها معارجی به رفیعترین آسمان ها وجود داشت كه جز به چشم شهدا نمیآمد. خرمشهر مظهر همه تجاوز دشمن و مظهر همه استقامت ما بود و جنگ برپا شد تا مردترین مردان در حسرت قافله كربلایی عشق نمانند.»
🔸منبع: کتاب «شهری در آسمان»
آبان سالروز سقوط تلخ اما قهرمانانه خرمشهر تا ابد گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «خرمشهر به تسخیر دشمن درآمد و ناگاه از زمان و مكان بیرون افتاد و به آرزویی دور مُبَدَّل شد و با این طعم تلخ غربت و مظلومیت، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَد تفسیر شد. رنج، آوردگاهی است كه جوهر وجود انسان را از غیرِ او جدا میكند.»
🔸منبع: کتاب «شهری در آسمان»
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 ۴ آبان سالروز سقوط تلخ اما قهرمانانه خرمشهر
🌴 کلام شهید سید مرتضی آوینی:
"جنگ میآمد تا مردان مرد را بیازماید؛
جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازهای به کربلا باز شود..."
🔹به راستی چه کسی فکر میکرد روزی راه کربلا باز شود و ملت ایران و عراق در راه حسین(ع) با هم متحد شوند؟!
🌴 دوران #جنگ_تحمیلی
کانال دفاع مقدس
🌱 #انتشار_مطالب_صدقه_جاریه_است