اگه یه روز خدا رو ببینم ..
فکر کنم اولین چیزی که ازش میپرسم همین باشه:
کدوم درد من برات لذت بخش بود؟
کدوم لحظه ی گریه هام، کدوم شبِ بی خوابی هام،
کدوم زخمِ بازِ رو دلم
اونقدری قشنگ بود که هی لبخند زدی و هی ادامش دادی؟
میپرسم چرا هر بار که گفتم «بسه»،
باز یه غصه ی جدید گذاشتی روی قبلی؟
چرا هیچوقت از خودت نپرسیدی
این آدمی که ساختی چقدر ظرفیت داره؟
اگه یه روز ببینمش،
فقط یه «چرا» دارم
یه چرایی بزرگ،
که سال هاست تو گلوم گیر کرده
و هیچکس جز خودش جوابشو نمیدونه.