سلام خدمت همگی راجع به مشکل اون دوست اصفهانی عزیز🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃
منم دقیقا مشکل شمارو دارم فدات پونزده سال ازدواج کردم از اول وضع مالیم بسیار عالی بود یعنی همه میگن زندگیتون چشم خورده الان نه لباسشویی دارم نه امکانات دیگه شوهرمم رفته تهران برا کارپیک موتوری شده ماهی دو میلیون کرایه به قول فرمایش خودتون با دو تا بچه واقعا زندگی سختی داریم توکل به خدا کن استغفار زیاد کن نماز شبم بخون وباز هم میگم صبر صبر صبر خدا داره اینجوری امتحانمون میکنه باید سر بلند بیرون بیاییم تازه شوهرم میگه مادرت باید خونه ایی که مال خودش رو به ما بده
💕@delbarongi💕
💕دلبرونگی💕
نرگس نوشته 🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 .
🍃🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃
جعبهی محبت
اسماعیل مرد بلند قامتی بود. چهار شانه با چشمانی قهوهای رنگ که قلب مهربانی داشت و برای تامین مخارج زندگی خانوادهاش هیچ کوتاهی نمیکرد.
ثریا همیشه زیباترین لباسهایش را در خانه برای او میپوشید. او وقتی به ساعت نگاه میکرد و عقربههای ساعت نشان میداد هر لحظه اسماعیل از در وارد خواهد شد؛ هر کاری داشت رها میکرد و دستی به موهای خود میکشید تا در چشم اسماعیل همیشه آراسته باشد.
اسماعیل کلید را در قفل چرخاند ثریا با سینی چای وارد پذیرایی شد. اسماعیل بعد از سلام و احوالپرسی از همسرش پرسید.
-ثریاجان... چه خبر؟!
_فرشته خواستگار داره. هم دانشگاهیشه.
_چطور خانودهای هستن؟
_نمیدونم... فرشته گفته به پدرم بگم... اگه اجازه داد خبر میدم ... به فرشته چی بگم؟
_بذار فکر کنم، میگم.
محمد از دانشگاه به خانه برگشت به مادرش گفت: «قرار خواستگاری روز جمعهست.»
مادر ابروهایش را در هم کرد: «محمد! بی بابا بزرگ شدی، تکیه گاه نداری... پس با خانوادهای وصلت کن که تو سختیها بتونی به پدرش تکیه کنی.»
اسماعیل روز جمعه گلدانهای شمعدانی را آب میداد که نگاهش به فرشته افتاد: «چرا دخترم تو فکره؟!»
در دلش به امام حسین علیه السلام متوسل شد: « مولا ... آقاجان! به حق مادرت پیش خواستگارش شرمنده نشم. با سختی بزرگش کردم. ان شاءالله با دعای شما عاقبت به خیر بشه. »
ثریا متوجه شد اسماعیل در افکارش غرق شده است.
_اسماعیل ... بیا بیرون... فکر و خیال نکن.
ان شاءالله خیره... فرشته به محمد در مورد شغلت گفته که کارگر سادهای... این قدر نگران نباش.
فرشته پیش دستیها را با دستمال خشک میکرد که مادرش وارد آشپزخانه شد.
_دخترم... جلوی پدرت این قدر تو فکر نباش.
_مامان! حال خودمو نمیفهمم. دلشوره دارم. مادرش به این وصلت راضی نیست. برای همین محمد با خاله و شوهر خالهاش میاد خواستگاری.
زنگ خانه به صدا در آمد. تپشهای قلب فرشته تندتر شد. جلوی آینه ایستاد. چادر گلدار کرم رنگی را سرش کرد. همه مهمانها با تعارف اسماعیل وارد پذیرایی شدند که آخر از همه محمد با دسته گل زیبایی وارد شد
صحبتهای اولیه برای آشنایی و قرارهای بعدی برای تعیین مهریه و... زده شد.
چشمان فرشته به گلهای قالی بود که از صدای مادر محمد سرش را بلند کرد.
-دخترم! نخواستم بهترین روز زندگیتون... خاطرهی تلخی برای تموم عمر بشه... از قدیم گفتن علف باید به دهن بزی شیرین باشه.
محمد نگاهی به مادرش کرد و لبخندی زد. محمد با لحن آرامی به اسماعیل گفت: «من پدرم فوت شده و شما مثل پدرم هستید.»
ثریا با خودش گفت: «خدا رو شکر... مادر محمد، راضی به وصلت شده.»
از صدای مادر محمد فرشته نگاهش را از زمین گرفت.
-دخترم! بیا پیش من...
او جعبه انگشتری را از کیفش در آورد و انگشتر تک نگین ظریفی را به انگشت دست راست فرشته انداخت.
-این انگشتر نشون نامزدیتون... انشاءالله خوشبخت بشین.»
#داستانک
#به_قلم_نرگس
💕@delbarongi💕
در پاسخ به خانمی که میگه نمیدونم کار درست چیه🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃
در جواب این خواهرم میخواستم مطلبی رو بگم
خونه خیلی خوبه که مال خود آدم باشه و قطعا مستاجری سختی های خودشو داره اما خواهر گلم خونه جاییکه محل آرامش خانواده باشه . شما قصد بارداری داری تربیت یک بچه از بیست سال قبل از تولد شروع میشه . ضمن اینکه تو دوران بارداری استرس و اضطراب اثرات مخربی روی مادر و بچه داره . معمولا بچه هایی که پرخاشگر هستند و اختلالات روانی و رفتاری دارند ریشه در دوران بارداری و کودکی بچه داره . با سیاست رفتار کن با همسرت صحبت کن و سختی مستاجری رو بجون بخر ولی آرامش خانواده و تربیت صحیح بچه ات رو تامین کن . اگر خانواده همسرت اهل دهالت هستند قطعا با اومدن بچه این دختلتها ده برابر میشه و فرزندت دچار دوگانگی تربیتی میشه . اما مراقب باش در مسیر این جابجایی ها و کش مکش ها هیچوقت غرور و اقتدار همسرت رو نشکنی خصوصا از این به بعد که پای یک بچه در میونه . تمام راه های تربیتی رو هم بری اما همسرت اقتدار لازم رو تو خونه نداشته باشه و به همون نسبت شان مادری حفظ نشه و احترامها شکسته بشه نمی تونی انتظار تربیت صحیح و داشتن یک بچه صالح رو داشته باشی .
یک توصیه خواهرونه که تجربه من هست ما با عقل ناقص خودمون راه های تربیتی رو میریم و بخودمون مغرور میشیم ولی یادمون میره که اصل کاریها تو این عالم کی هستن . از همین اول کار توکل بخدا کن و به اهل بیت بگو من تلاش خودم رو میکنم اما کم من رو شما زیاد کنید . بچه ام رو بخودتون میسپارم شما بچهام رو در راه صلاح و تربیت صحیح قرار بدید . امیدوارم موفق باشید مامان آینده😊
💕@delbarongi💕
💕دلبرونگی💕
برای خانمی که نمیدونه راز رو نگه داره یا نه🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 .
🍃🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹
برای خانمی که نمیدونه باید راز کسی رو بگه یا نه
خواهرم شما به هیییچ وجه حق ندارین درد دل خانم اقوامتون رو به دامادتون ویا هرکس دیگه ای بازگو کنید حتی اگر مطمئن هستید براتون بد میشه
بارم باید رازدار باشید
چجوری فردی به شما اعتماد میکنه؟؟
وقتی راز کسی رو نگه ندارید
پس مطمئن باشید اگر به دامادتون ویا کسی بگید اونا اعتمادشون دو از دست میدن
چون کسی که راز دار بقیه نیست پس رازدار هیچ کس نیست
دوما
شما برای کمک به این اقوامتون بهشون این راهنمایی ها رو بکنید
اول ،به هیچ وجه این مسئله رو به روی شوهرشون نیارن و دررفتارشون نشان ندن(چون باعث جریح شدن و پر رو شدن آقاش میشه)
دوم تا میتونن سیاست زنانه یادبگیرند ودلبری کنند(نثل لباس خوب پوسیدن ،آرایش ، به خصوص حس اقتدار به مرد دادن و...)
سوم . صبوری صبوری صبوری مدامت کنند بر رفتار درست و دلبری و... تا این آقا خودش برگرده سمت همسرش واون خانم رو رها کنه
💕 @delbarongi💕
🍃🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃
دوست بنده توی دفتر طلاق و ازدواج کار میکنه میگه که روزی نیست که ما سی چهل نفر مراجعه کننده برای صیغه و طلاق نداشته باشیم خیلی کم برای عقد دائم به ما مراجعه میکنند و واقعا جای تاسف داره چه خانواده هایی که از هم پاشیده شده و چه بچه های بیگناهی که تاوان هوس زود گذر پدر یا مادرشون رو میدن ولی هر مشکلی توی این دنیا راه حلی داره...حضرت محمد (ص)فرمودند از اهل بیت من و از قران کمک بگیرید به همه خانم ها توصیه میکنم زیارت عاشورا و دعای علقه را هر روز بخوانند و وقتی ب این جمله👈 (اُلهُمَ مَن اَرادَنی و اَرِدهُ)رسیدند به نیت کم شدن شر تمام زن های هرزه ی زندگی خراب کن چند بار این رو تکرار کنند و زندگیشون رو به خدا بسپارند و هر شب به نیت ایجاد مهر و محبت بین همسرشون سوره مزمل رو بخونند که رد خور نداره...انشالله خدا زود صاحب این عصر را برسونند الهم عجل لولیک الفرج
💕@delbarongi💕
در پاسخ به مشکل داشتم مشکل که چه عرض کنم درد ودل هفته پیش همسرم پدرومادر من و فرستاد مشهد 🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃
سلام دوست عزیز
کاش ما زن ها به جای درد دل با دیگران
حرف و گلایه و ناراحتی رو مستقیم به خود طرف حساب میگفتیم
الان هم خیلی قشنگ در غیاب شوهرت به پدر و مادرت همین حرف رو بزن و بگو ناراحت شده شوهرم
بعدم بندازشون تو رودروایسی بگو به شوهرم
گفتم لابد کادوی ما را نمیخواستن جلوی بقیه بدن و گرنه پدر و مادر من اهل فرق گذاشتن بین اولاد نیستن
انشالله که با این حرف خانواده ت جبران کنن ولی اگه دیدی افاقه نکرد
خودت یه کادویی چیزی بگیر و بده به همسرت که خدای نکرده کدورت پیش نیاد
کاش حداقل خانواده هایه کم به فکر دختر و پسرا و حرفا و سر کوفت هایی که داماد و عروس بعدا میگن بهشون میگن بودن
خب پدر من مادر من این سوعاتی رو قبل از اومدن مهمون ها
میزاشتید تو یه پلاستیک و جدا جدا به بچه هاتون میدادید
که دختر گل و داماد عزیزتون اینجوری سر خورده نشن جلو بقیه
💕 @delbarongi💕
23.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارسالی اعضای خوبمون🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃
مهربانو جان ، آقای بزرگوار
اگر میخوای اثر قدردانی توی زندگیت رو بدونی ،
پیشنهاد میکنم حتما این کلیپ رو ببین
💕@delbarongi💕
دوست عزیز که ناراحت سوغاتی هستید، این کارها چی بخدا!!!🍃🍃🍃🌹🍃🍃🌹
تعجب می کنم بیشتر ببخش کمتر توقع داشته باش تا همیشه شاد زندگی کنی، به همسرت اجازه نده بخاطر سوغاتی پدر و مادر ات زیر سوال ببره، مگه پدر و مادر ها هیچ وقت حق ندارند کاری کنن که خودشون دلشون میخواهد، عزیزم یه نیم ست بدل مگه قیمتش چقدره، الان یه روسری و 2دست لباس بچه هات عزیزم قیمتش بیشتر میشه، خواهرم قدر پدر و مادرت بدون یه روز میشه که نباشن و همین روسری نگاه کنی و حسرت این روزهایی که بودن و قدرش ندونستی بخوری انشالله که سایه اشون مستدام باشه
💕 @delbarongi💕