eitaa logo
💕دلبرونگی💕
110.6هزار دنبال‌کننده
32.8هزار عکس
671 ویدیو
10 فایل
کانال دلبرونگی همسرداری، سیاست زنانه، تجربیات زنانه...💕🌸 ارسال تجربیات 👇🏻 @FATEMEBANOOO لینک کانال جهت ارسال https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 تبلیغات ما👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3365863583C9d1f0a5b90
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🌸🍃🍃 همراهان خوب کانال دلبررررونگی دقت❌❌👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 🍃🍃🍃🌸🍃🌸
💕دلبرونگی💕
#فاطمه_بانو 🍃🍃🍃🌸🍃🍃 همراهان خوب کانال دلبررررونگی دقت❌❌👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 🍃🍃🍃🌸🍃🌸
🍃🍃🍃🌸🍃🌸 سلام خوبین؟دفعات قبلی پاسخ اعضا یا هرموضوعی رو که میگذاشتید میخواستیم ببینیم موضوع چیه رو عکس یا مطلب که بالاش بود میزدیم مطلب رو میدیدیم ماجرا چیه الآن فقط اشاره پاسخ دهنده رو میگذارید وما نمیتونیم ببینیم ماجرا چیه اگر هم بخوایم خیلی وقت میبره یا اصلا پیداش نمیکنیم از بس مطالب واستوری زیاده. ممنون میشیم دوباره با هر جوابی سوال مربوط به اون باشه.اینطوری سوالایی که خیلی وقت پیش هم گذاشتید رو هم میبینیم وکانال پرشورتر میشه.. 🍃🌸🌸🍃🍃 🌸🍃👇🏻 دوستان اگر دقت کنید در تصویر بالا متن پایین عکس نوشته اش آبی رنگه ،این یعنی ما برای هر پاسخ لینک ایجاد کردیم شما دست میذارید روی نوشته ی آبی و برمیگردید به سوال پرسیده شده 🌸🍃 صرفا برای راحتی شما عزیزان🙏🏻🌸 💕@delbarongi💕
خاطره ی طنز شهدایی🍃🍃🍃🌸🍃 🌸داشتم تو جبهه مصاحبه می گرفتم کنارم ایستاده بود که یه هو خمپاره اومد و بوممممم ... . نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده و افتاده زمین. دوربینو برداشتم رفتم سراغش. بهش گفتم : تو این لحظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو ... در حالی که داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد گفت: من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم. اونم اینه که وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستشو نکنید! بهش گفتم : بابا این چه جمله ایه! قراره از تلویزیون پخش بشه ها... یه جمله بهتر بگو برادر ... با همون لهجه اصفهانیش گفت : اخوی آخه نمی دونی تا حالا سه دفعه به من رب گوجه افتاده! 💕💕💕💕
حسینا اشک هام را بوسید: «من دوست ندارم گریه کنی.»🍃🍃🌹🍃🌹 آن روز من مرگ را در تمام وجودم حس کردم و وقتی چشم گشودم جلو آینه نشسته بودم و به خودم نگاه می کردم. «مادر من نمی توانم زن دکتر معصوم بشوم.» «پس می خواهی زن کی بشوی؟» «حسینا» «حسینا؟ نمی شناسمش.» «چطور او را نمی شناسی؟» «چه کاره است؟» «کوزه گر، ببین کوزه های ما ممهور به مهر اوست.» «غلط کرده با تو. حرفش را نزن.» «من دوستش دارم مادر.» «غلط می کنی. هر بی سر و پایی که نمیتواند دختر سرهنگ نیلوفری را بگیرد. چه حرف ها؟!» چه حرف ها! مگر ما میتوانیم شخصیت آدم ها را تعیین کنیم؟ چرا هرکس به های و هوی دنیا دل نمیدهد میشود بی سر و پا؟ 🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹
سلام در مورد دختر خانم ۱۷ ساله ایی که پدر و مادر و خواهر و برادر ش را از دست داده و الان تنها ست 🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹 دختر گلم شرایطت خیلی سخته دلم برات سوخت اما توهر کار خدا حکمتی هست ازخود خدا بخواه کمکت کنه دختر گلم من جای مادرت هستم خواهش میکنم حرف هام را دلسوزی مادرانه بدون شما الان در سنی هستی که خوب و متین بودنت در ذهن آدم ها از شما شخصیت تون را می‌سازه درسته شما سختی زیاد کشیدی از دست دادن اعضای خانواده و این حالت سر باری و خانواده های بی فرهنگ که پشت سر هم حرف بزنن اما اگر شما هم مثل اونا رفتار کنی در مورد آیند ه ات بهت قول نمیدم شانس ازدواج خوبی داشته باشی شما در این خانواده سعی کن خودت را در گیر حرف هاشون نکنی به درست اهمیت بده و خوب درس بخون تا دانشگاه خوبی قبول بشی بعد هم دختر گلم متین و با وقار بودن شما با درایت رفتار کردن درگیر نشدن با اعضای خانواده از شما یه دختر خوب معرفی میکنه که خانواده ها ی اصیل با شوق شما را برای پسرشون خواستگاری میکنن اما اگر از خودت شخصیت عصبی وپرخاشگر در ذهن دیگران ایجاد کنی هر آدم معلوم الحال به خودش اجازه میده بیاد خواستگاریت دختر نازم خواهش میکنم ازت کتاب مطالعه کن اطلاعات عمومی و روابط عمومی واجتماعی ات را قوی کن ارتباطت با خدا را قوی کن انشاءالله با یاری خدا و دعای اهل بیت علیهم السلام حاجت را میشی لطفا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاجت روایی خودتون و ختر گلمون سه صلوات بفرستید اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 💕@delbarongi💕
🍃🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃 دل بر تو نهم که راحت جان منی❤️ 🍃🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
سلام خدمت فاطمه خانم جان 🌹 و اعضای محترم کانال صمیمی مون ❤️ در مورد چند مشکل که دوستان مطرح کردند خصوصا خانم اصفهانی با سیاست گلمون 🌹 بله درسته سیاست خوبه ولی عزیزم در مورد خیلی از خانواده ها جواب نمیده شعور و آگاهی همه یکسان نیست 🍃🍃🍃🌸🌸🍃🌸🍃🌸 و اینو بگم واقعا شهرهای مختلف خیلی رفتارها متفاوت هست اصفهانی ها با سیاست ، مردم دار و به خونه زندگیشون اهمیت میدن و اگر عروسی میخوان که جهیزیه خوب ببره و عروسی باکلاس بگیره یه دختر اصفهانی انتخاب خوبیه ولی واقعا اینی که میگن به همه نمیشه یه نسخه تجویز کرد واقعا درسته حقیقتش توی شهر ما اصلا با اصفهانی ها وصلت نمیکنن و شاید توی کل شهر به این بزرگی دو یا سه مورد و دلیلش همین سیاستی که از نظر خیلی ها خوبه ولی توی شهر ما سیاست اینجوری رو قبول ندارن و یه عروس صمیمی و صاف و ساده رو قبول دارن و میگن عروس باید بیاد و بره و مثل دخترای خونه رفتار کنه یکی از همسایه های ما ۴ تا پسر داره فقط یکی شون از شهر خودمون زن گرفته بقیه از اصفهان، تبریز ، یزد باور میکنید با مادر شوهر و خواهر شوهره که صحبت میکنیم میگن وای وای عروس اصفهانی نگو منبع سیاست 😅 بله حق با دوستمون هست ولی شهر ما اینجوری رو اصلا قبول ندارن فرهنگ ها متفاوت هست و خداییش هر شهری فرهنگ خودشون رو دارند مثلا اکثر شهر ها رسم سیاه رو از تن عزادار درآوردن رو دارن ولی توی شهر ما اصلا همچنین رسمی وجود نداره و هر کس با توجه به دل خودش یکی از همون اول اصلا سیاه نمی‌پوشه ولی رنگ روشن و جیغ اصلا خواهر شوهر من جوان ۳۶ ساله فوت شد ولی خانواده شوهرم اصلا سیاه نپوشیدن و رنگ سبز و آبی و سورمه ای و یکماه بعدش مادر شوهرم خودش رفتم خونه شون لباس زرشکی پوشیده بود و اصلا به رنگ لباس خیلی کاری ندارن فقط قرمز و نارنجی نمیپوشن یا شهر ما رسم جهاز برون و این که همه چیزو نشون بدن ندارن و فقط بخاطر اینکه عروس و داماد اول زندگی چیزی داشته باشن یه چیزایی باتوجه به وسع خانواده میدن یکی شاید فقط ۱۰ میلیون هزینه جهیزیه بده یکی هم یک میلیارد و بعدش هم اینجوری نیست که به روی عروس بیارن اخلاق و اینکه با خانواده داماد رفت و آمد کنه و بچه هاش و زندگیش مرتب باشه و این موارد بیشتر مهمه و خداییش عروس با سیاست و یه مثلی میزنن میگن خیلی( رنده) این البته به لهجه و فرهنگ خودمون میگن 😅😂 و در ادامه البته ببخشید طولانی شد روانشناس و مشاور هم با توجه به فرهنگ هر شهر و خانواده سطح اقتصادی و این موارد نسخه تجویز میکنه دختر خاله من دکتر روانشناس هست و میگه مثلا برای یک خانواده با قشر کارگری که زن و شوهر سطح پایین درآمد دارن نمیشه گفت به خودت برس و آرایشگاه برو و لباس بخر چون این خانواده درآمد ماهی مثلا ۵ میلیون رو باید تا آخر ماه بزنه به این شخص باید گفته بشه مرتب باش هنر یاد بگیر و اخلاق خوبی داشته باش و موقع عصبانیت همسر آرومش کن یه cd آموزشی بهش داده بودن یوگا و ورزش های آرامش بخش زمانیکه همسر توی خونه نیست انجام بده و بچه ها مدرسه هستن یکساعت برای خودش وقت بذاره ✅ و نباید گفته بشه ❌ برو برای خودت آرایشگاه و کلاس فلان و فلان که همین مستلزم هزینه بالاست و مجدد اختلافات سر مسائل مالی شروع میشه ولی به خانمی که میاد و شرایط مالی خوب و یا متوسط داره تجویز میشه بذار آقاتون بدونه خرج داری و اگر پول نمیده و خسیس هست با خوشروئی ازش پول بگیر خرج آرایشگاه و کلاس و ورزش کن اگر چاق شدی و همسر ایراد میگیره باید هزینه کنی برای خودت اگر ایراد میگیره برای زنش که دو تا شکم بچه آورده و شکم داره خوب باید هزینه آسیبی که به اندام زن وارد شده هم باید بده✅ ولی دوستان یه موردی که همه مون باید بهش توجه داشته باشیم اخلاق خوب هست منم عصبانی میشم خصوصا زمانیکه از طرف خانواده همسرم چیزی می‌شنوم و بی توجهی ببینم و حتی موقع پریود در حد انفجار آدم اعصابش دست خودش نیست من دوسالی میشه دارم روی مساله اخلاق رو خودم کار میکنم و خداروشکر خیلی جواب داده 🌹 شما هم پیشنهاد میکنم مطالعه کنید و سعی کنید با موسیقی ،ورزش ، خوراکیهای سالم و مفید ، عرقیات و این چیزا حال دلتون رو خوب کنید اخلاق خیلی مهمه و واقعا در بهبود روابط نقش داره حال دلتون خوش عزیزان 🙏🌹😍 💕@delbarongi💕
حال دلم خوب نیست🍃🍃🍃🌹🍃🌹 .
💕دلبرونگی💕
حال دلم خوب نیست🍃🍃🍃🌹🍃🌹 .
🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 سلام حال دلم خوب نیست خانمی ۴۱ ساله با دو دختر ۱۳ و ۷ ساله ،و همسرم ۴۲ ساله کارمند و مذهبی و مهربون هستن ۲۶ ساله بودم که ازدواج کردم ،مادرشوهرم اونقد دخالت کردن که مجبور شدم شهر محل زندگیم عوض کنم ،همسرم هم به حرفای مادرش اهمیت میداد ،همسرم هیچ کار فنی و رانندگی بلد نیست ،زیاد کلاس رانندگی رفت و خودم و برادرم و ...هم باهاش تمرین کردیم ولی از رانندگی میترسه ،بردن بچه ها به مدرسه و کلاسهای دیگه با خودم ،خرید نون و ...باید خودم برم یا همسرم رو با ماشین ببرم تا خرید کنه ،همسرم از ساعت ۲ و نیم که میان خونه تا فردا ساعت ۷ و نیم خونه و بیکار هستن ،هر چه اصرار میکنم برو حرفه یاد بگیر ،میگن من نیاز ندارم ،تمام این ساعات رو مبل نشسته و گیرهای الکی میده ،اینم بگم که رو تمیزی خیلی خیلی حساس هستن ،بچه ها مشق که میخوان بنویسن نباید کتاباشون وسط سالن بیارن ،اسباب بازی همیشه مرتب باشه ،خونه همیشه تمیز باشه ،دست به یخچال حق ندارید بزنید ،تلویزیون فقط زمانی که ایشون اجازه بدن روشن باشه ،بخاری هر وقت ایشون سردشون شد روشن میشه ،اگه جایی بریم و بنزین ماشین کم باشه کلی غر و نق و من مقصر میشم اگه تمام این موارد طبق میلش نباشه غر و نق و بی احترامی به من و بچه هام طوریکه دیگه هیچ حسی بهش ندارم ،به زور باهاش رابطه دارم ،بهش نمیگم که حسی بهت ندارم ،محبت میکنم و مث قبل برخورد میکنم صدها بار بهش گفتم رفتارت و توهینات من و دخترا رو اذیت میکنه ،میگن رفتار من درسته دخترام نباید شوخی کنن و همیشه باید خونه ساکت باشه ،حرف اضافه نزنن ،سر و صدا و دعوا که اصلا نباید باشه و گرنه کلماتی مث نکبت ،انگل ،....تو نسلت و ... خسته شدم ازش ،دیگه هز هیچ تفریحی و ...لذت نمیبرم خانمای گروه میگن از شوهرتون تعریف کنید ،شوهری که هیچ کار فنی بلد نیس ،رانندگی نمیکنه ،باقدکوتاه ۱۵۳ و وزن کم ۵۹ و کچل اخه از چه اون تعریف و تحسین و تشویق کنم با این سن هنوز اونقد بد ملچ ملوچ میکنه که حالم بهم میخوره،تمام سال چه تابستون چه زمستون فین فین میکنه هر جا که باشیم هم فرقی نداره ،تو حرف همه میپره و نظر میده طوری که فک میکنن خل و چله ،هر چه با محبت هم بهش گفتم افاقه نکرده البته بگم که قیافه برام مهم نبود و نیس ،اولویت من ایمان بود که ایشون الحمدلله دارن 💕 @delbarongi💕
نرگس نوشته🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 .
💕دلبرونگی💕
نرگس نوشته🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 .
🍃🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 طناب پوسیده دوستی انگشتان دستش را لای موهای بلوند خود فرو برد. در آینه نگاهی به صورتش انداخت. سعید گفت: «آبجی! سر به هوایی بسه دیگه ... به زندگیت سر و سامان بده! تو مادری، مراقب بچه‌هات باش! ... با شوهرت هم که نساختی ... شدی یه زن مطلقه.» مهوش نگاه تندی به سعید کرد. از سرزنش شدن متنفر بود. سعید لبش را گاز گرفت. کمی روی مبل جابه‌جا شد. سرش را خم کرد و میان دو دستش گرفت. مکث کوتاهی کرد بعد با صدای آرام گفت: «باورکن دوستت دارم! قصد بدی هم نداشتم.» مهوش نگاه دوباره‌ای به آینه انداخت با خود واگویه کرد: «چرا رنگم پریده؟! زیر چشامم گود افتاده؟!» مادر از رفتارهای مشکوک دخترش ناراحت و نگران بود. به صورت مهوش نگاهی کرد. نفس عمیقی کشید و دنباله‌ی حرف سعید ادامه داد: «دست از این فضای مجازی بردار ... سرتو بنداز تو زندگی خودت و بچه‌هات.» مهوش سرش را به طرف اعظم چرخاند. یک مرتبه صدایش اوج گرفت: «خواستگار دارم از اقوام مریم ... فرهاد میگه تو هفته ۲ و ۳ روز اصلا تو خونه نیست؛ اگه باهاش ازدواج کنم اونوقت من باید بیشتر روزای هفته تنها بمونم.» _دختر! با کار خونه و تربیت بچه‌هات سرگرم شو ... نمی‌دونم دیگه، برو کلاس‌های خیاطی، آشپزی ... این قدر سرت تو گوشی نباشه ... با حرف این و اون راه نیفت تو پارک و خیابون، به فکر آینده‌ی دختر و پسرت باش! مهوش با حرف‌های مادرش یاد ساسان افتاد که تازه با او آشنا شده بود و درباره‌‌اش با مادر خود صحبت کرده بود. او با خودش در گیر بود، نمی‌دانست پیشنهاد دوست مجازی را قبول کند و با او در ارتباط باشد و یا... یادش آمد که دوست مجازی، مرد مطلقه‌ایست و به او گفت که حاضر نیست با او ازدواج کند؛ چون ازدواج محدود کننده است و فقط میخواهد با هم باشند یعنی همان ازدواج سفید... مادر صدا زد: «دختر کجا هستی؟!» _همین جام، فقط نمی‌دونم چیکار کنم؟! _از حرفم ناراحت نشو ... ولی تو یه بار ازدواج کردی تجربه‌ی طلاق رو داری ... این کارا رو بذار کنار ... دوست مجازی چیه؟! مهوش از شنیدن کلمه‌ی «طلاق» زیر لب گفت: «اگه تمام تلاشمو می‌کردم و با شوهرم سازش داشتم، الان زن مطلقه نبودم و از نگاه بد و نیت شوم و پیشنهادهای بعضی‌ها در امان بودم.» _دختر! شیطون رو لعنت کن و بچسب به زندگیت و تربیت بچه‌هات... ان‌شاءالله خواستگار مناسبی بود با هم‌دیگه، همفکری می‌کنیم و با عاقبت اندیشی که بچه‌هات هم این وسط آسیب نبینن، اون وقت بهش جواب میدی. مهوش بعد از شنیدن حرف‌های مادرش ساکت شد. به مبل طوسی رنگ تکیه داد و به پیشنهادش فکر می‌کرد. 💕@delbarongi💕