ممبرای خوشگل میآید محافظ؟👀
https://eitaa.com/joinchat/344524257C1faf6e0113
اینجا رو زیاد کنین فعالیت رو زیاد کنم🤌🏼
تبلیغات خرداد کانالمون با تخفیفات ویژه و با جذب تضمینی و عالی برای کانال شما منتظر نمونید فرصت محدوده😍❤️🔥😎
https://eitaa.com/Panah3134
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
- تا وقتی من اینجام تو از چی میترسی؟
چشمهامو دزدیدم و آروم گفتم:
+ من می ترسم رایان! از اینکه اون یه بلایی سرت بیاد میترسم!
پوزخندی زد و گفت:
- فقط مرگ میتونه ما رو هم از جدا کنه، نبینم چشمای اشکیتو نور ماهم.
بیقرار نگاهش کردم، ابرویی بالا انداخت و گفت:
- خوب میدونم چطوری آرومت کنم خانومم
و با یه حرکت...😬🧨🔥
https://eitaa.com/joinchat/1900544674C3ec0e7c825
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
نــازم کن . .
حریص نگاهی کرد
- من به نـاز قانع نمیشم خانومم
شونه بالا انداختم
+ من فقط نــاز میخوام ازت!
نگاه کلافشو بهم دوخت
- نازت میکنم ولی بعدش باید تنها خواسته شوهرتو عملی کنی و برام یه دونه دختر مثل خودت بیاری . . .🤭❤️🔥✨
https://eitaa.com/joinchat/1900544674C3ec0e7c825
هدایت شده از تبلیغات ملودی
رو شیشه ماشین «ها» کردم. خوب برق انداخته بود. تقی به شیشه زدم و شیشه به آرامی پایین اومد.
بوی خوش و تند عطرش از داخل ماشین بیرون زد. دستمو به نشونه پو..ل گرفتن دراز کردم و انگشتامو تکون دادم:
_میشه 15تومن.
مرد کیف پو..لشو برداشت. هیچی از اعداد و ارقام حالیم نمیشد جز اینکه خاله گفته بود اگه سه تا عدد یک و صفر و صفر کنار هم بودن، یعنی صد تو..من!
اگه اون نصیبم میشد، شب به جای نون پنیر میتونستم تخم مرغ بخورم!
مرد دو تا از اون پول آبیا بیرون کشید.
تا قبل از اینکه از دستش بگیرم، پو..لو از دستم کنار کشید.
_چند سالته؟
_14سالمه.
_بشین تو ماشین. سهت از زندگی بیشتر از چهار قرون پوله... بشین که سر تا پاتو طــ..لا بگیرم واست.
https://eitaa.com/joinchat/3705996846C82d8ec8dce
برای خوندن رمان برو تو چنل بالا
رو پیوستن بزنی که گمش نکنی❌