🕯
یا اَبانا المهدی (عج)
در آغوشم بگير
که زخمهایم عميقاند و
استخوانهایم خسته...✨
#ایهالعزیز
#السلامعلیکیااباصالحالمهدی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روستـای مـادری🏡💕
هـوای پـاک وآسـمـونِ پنبه ای🌞🌤
اکـسـیـژن خـالـص🪴
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
🌼
صبور باش برای همه…
حتی برای آنها که هیچگاه رنجِ صبوری کردن را برایت به جان نخریدهاند…
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
🕰
ساعت ♥️♥️:♥️♥️ صفر عاشقی
#السلامعلیکیااباصالحالمهدی✋🏼🌱
🕊بِســـمِاللهالرَحمــنِالرَحیــم🕊
📿 اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَ بَرِحَ الْخَفاءُ، وَ انْكَشَفَ الْغِطاءُ، وَ انْقَطَعَ الرَّجاءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ، وَ مُنِعَتِ السَّماءُ و اَنتَ الْمُسْتَعانُ، وَ اِلَيْكَ الْمُشْتَكى،وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ؛ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْهُوَ اَقْرَبُ؛ يامُحَمَّدُ ياعَلِيُّ ياعَلِيُّ يامُحَمَّدُ اِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيانِ، وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ؛ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ؛ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرين🤲🏼
اللّٰھُم؏ـجللولیڪالفࢪج🌱
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
🕯
سـلام بر کسـی که تنهـا او ، شـایسـتـه عشـق اسـت .
السـلام عـلیـک یـا مهـدی 🌻🤲🏻💚
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
#فصل_سوم_انقلاب
#من_زنده_ام
#پارت_۵۴
انقلاب 🇮🇷
اما گروه رقیب نتوانست از حکایت این عشق به نفع خودش بهره برداری کند.رفتن شاه باچشم های گریان و آمدن امام و هیجان ها وفریادها که ماشین حامل امام را به دوش می کشید حکایت ازشکفتن بهار در دل زمستان داشت.میان گریه می خندیدیم،وقتی تصاویر ورود امام به فرودگاه مهرآباد از تلویزیون پخش می شد،کمتر کسی بود که گریه نکند واز میان تمام اشک ها،اشک داغداران سینما رکس دیدنی تر بود.انگار امام آمده بودتا جگرهای داغ دیده شان کمی آرام گیرد.اشک می ریختند و بیشتر دلتنگ عزیزانشان می شدند. بعضی هاشان خود را به مزار شهیدان رسانده بودند خبر آمدن امام را به آنها می دادند.
رحمان هم که در زمان خدمتش در جریان انقلاب در مشهد بود برای فرار از خدمت هر روز یک برگهی فوت درست می کرد وبه فرمانده یگان می دادکه پدرم مرده،مادرم مرده،برادرم تصادف کرده وبه این وسیله همیشه از خدمت سربازی فراری بود. وقتی سینما رکس آتش گرفت طی نامه ای به فرمانده اش دلیل مرخصی خودرا مرگ همهی خویشاوندانش در سینما رکس عنوان کرد. فرمانده هم که ازقبل درجریان مرگ مصلحتی خانواده بود با مرخصی موافقت نکرده وگفته بود،توکه قبل از آتش گرفتن سینما رکس همهی جدو آبادت راکشته ومرخصی هات را گرفته بودی. اینها رادیگر ازکجا آوردی؟؟ رحمان هم به ناچاراز خدمت فرارکرد ودیگر به مشهد برنگشت.
گاهی برادر هایم مراباخودشان می بردند و گاهی مرا مأمور تدارکات و پشتیبانی وتحریر وکتابت می کردند. هرروز به یک جا حمله می کردند؛به مغازه های شناسایی شده،به مشروب فروشی ها، به زندان ها؛حتی زندانی های غیر سیاسی خیابان سیزده هم آزاد شده بودند.کنترل شهر از دست نیروهای شهربانی خارج شده بود و سر روز یک ساختمان جدیدبه دست نیرو های انقلابی می افتاد.
بی بی قبل از دهه عاشورا گفت: شاه دیگه کارش تمومه،همین جمله باعث اختلاف زیادی بین بی بی و بابابزرگ شده بود.آخر عمری این پیرمردو پیر زن سیاسی شده بودند وباهم مخالفت می کردند.
بابابزرگ که طرفدار شاه بود می گفت : پیر زن تو چه کار شاه داری،شاه چه بدی به تو کرده؟؟
اما بی بی سخت انقلابی شده بود.دائم درحال شربت درست کردن وگلاب پخش کردن بود.با پیروزی انقلاب اسلامی،مردم آبادان صرف نظر از اسلامی بودن انقلاب،بساط نی انبان در خیابان ها به راه انداخته،بندری میزدند وزن و مرد و پایکوبی می کردند.
#فصل_سوم_انقلاب
#من_زنده_ام
#پارت_۵۴
🚨کپی باذکرمنبع
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
• 📚پارت ۴۴ داستان من زنده ام 📚پارت ۴۵ داستان من زنده ام 📚پارت ۴۶ داستان من زنده ام 📚پارت ۴۷ دا
📚
لیسـت پارت های قبلی رو براتون بروزرسانی کردم
اگر دنبال مابقی پارت های قبلی میگردی اینجاس😌
116.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من وقتی میام توکانال میبینم چندنفررفتن ازکانالم🥺