•
سلام و شب بخیر 💕🌷🌝
ممنون که جویای حالم شدین 😌
منم هستم فقط از دیروز دارم یه کتاب صوتی گوش میدم که واقعاً تأثیر گذار بود.
وخیلییی قشنگه این کتاب صوتی ✨📻
اگر دوست داشته باشین روزی یه پارت ازین کتاب صوتی هم براتون میزارم😌
تا شماهم لذت ببرین😊
👩🏻💻@adminsolindora
🦋 @deloraneh
📚
یه کتاب بسیار بسیار خوبی که چندین بار بهم پیشنهاد داده شده بود که بخونم
و اینجا براتون بنویسم •کتاب سه دقیقه درقیامت بود•
که من الان صوتش رو براتون پیدا کردم
وحتما براتون میزارم که گوش بدین☺️
به نظرم بریم قبل خواب پارت اولش رو بزارم براتون و گوش بدین وبعد بخوابین 😊
شاید برای شماهم تأثیر گذار باشه🌙✨
🦥
| کتاب صوتی: سه دقیقه در قیامت|
◀️ تعداد قسمتها: ۸ قسمت
🔗منبع: کتابخانه صوتی
🤯 – کتاب *سه دقیقه در قیامت* از اون داستانهاییه که مغزتو میبره سفر!
📘 – یه روایت واقعی و عجیبوغریب از کسی که سه دقیقه از این دنیا میره و برمیگرده!
از همونا که وقتی گوشش میدی، کل مسیر ذهنتو میگیره و ولکن نیست.
👀 – قصه طوری پیش میره که مدام از خودت میپرسی: خب بعدش چی شد؟!
آخرشم از اون پایانهاست که نمیتونــــــــی حدسش بزنی.
🟡 – راوی بهخاطر شرایط خاصش ناشناس مونده
اما تجربهای که داشته اونقدر عجیب و شنیدنیه که نمیتونی راحت ازش عبور کنی.
✨ – توی این کتاب از چیزایی میشنوی که معمولاً فقط دربارهش حدس میزنیم:
از برزخ گرفته تا حالوهوای آدم بعد از جدا شدن از جسم و چیزهایی که کمتر کسی جرأت تعریف کردنش رو داره.
🟣 – اگه دنبال یه داستان واقعی، تکاندهنده و پر از سؤالای عمیق درباره دنیای بعد از مرگ هستی، این یکی دقیقاً همونه.
#کتاب_صوتی
#سه_دقیقه_در_قیامت
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
@audio_ketab1_723591765.mp3
زمان:
حجم:
11.1M
🎧کتاب صوتی
📚 سه دقیقه در قیامت
🖇 قسمت اول
#سه_دقیقه_در_قیامت
#مرگ_بر_آمریکا
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
🕰
ساعت ♥️♥️:♥️♥️ صفر عاشقی
#السلامعلیکیااباصالحالمهدی✋🏼🌱
🕊بِســـمِاللهالرَحمــنِالرَحیــم🕊
📿 اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَ بَرِحَ الْخَفاءُ، وَ انْكَشَفَ الْغِطاءُ، وَ انْقَطَعَ الرَّجاءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ، وَ مُنِعَتِ السَّماءُ و اَنتَ الْمُسْتَعانُ، وَ اِلَيْكَ الْمُشْتَكى،وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ؛ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْهُوَ اَقْرَبُ؛ يامُحَمَّدُ ياعَلِيُّ ياعَلِيُّ يامُحَمَّدُ اِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيانِ، وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ؛ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ؛ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرين🤲🏼
اللّٰھُم؏ـجللولیڪالفࢪج🌱
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
✨
سـلام امـام زمـانم •مـهدیجـانم• 🕯
#السلامعلیکیااباصالحالمهدی
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
#فصل_سوم_انقلاب
#من_زنده_ام
#پارت_۶۲
انقلاب 🇮🇷
یکسال و اندی از انقلاب گذشته بود.بسیاری از ادارات و ساختمان ها و روسای سابق و ختی هواداران رژیم سابق و نیرو های امنیتی ساواک هنوز بر مسند کار بودندو به قصد ایجاد فضای مسموم و ناراضی کردن مردم،کارشکنی می کردند.آبادان شهر کارگری و صنعتی که در معرض هجم.م همه نوع فرقه و حزب و گروه بود.شهری نزدیک به همسایه ای که مترصد فرصت بود و انواع سلاح های مخرب رادر اختیار هوادارانش می گذاشت.از سوی دیگر غائلهی خلق عرب چ تفرقه بین عرب و غیر عرب،فضای شهررا ناامن کرده بود.هر چند در محله ها هنوز همان یکرنگی و یکدلی وصفا و صمیمیت وجود داشت ومردم فارغ از قومیت،با صلح و صفا در کنار هم زندگی می کردند.با سر کار آمدن استاندار جدید خوزستان و انتصاب آقای مهندس باتمانقلیچ که از فارغالتحصیلان ونیروهای انقلابی دانشکدهی نفت آبادان بود به عنوان فرماندار آبادان،شهر نفسی دوباره کشید.ایشان در یک اقدام انقلابی،نیرو های سپاه پاسداران و دانشجویان دانشکدهی نفت و انجمن اسلامی دبیرستان هارا به منظور پاکسازی ادارات و سازمان ها و مجموعهی فرمانداری،به عنوان همکار و نمایندهی داوطلب فرماندار منصوب کرد. ولی درآن زمان هیچ سازمان و اداره ای به صورت رسمی و به راحتی مارانمی پذیرفت.تنها گروهی که خوب از آنها استقبال شد نمایندگان فرماندار در مساجد بودند که از پذیرش و ارتباطشان اظهار رضایت می کردند. هر کداممان حق داشتیم که محل خدمتمان را به عنوان نماینده فرماندار انتخاب کنیم و من از بین تمام مراکز،ادارات و سازمان ها به دنبال جایی بودم که به آن علاقه مند باشم. یتیم خانه شهررا انتخاب کردم که به آن پرورشگاه می گفتند.پرورشگاه مرا به سوی خود می کشید. نیرویی نا شناخته و مرموز مرا به سوی آن بچه ها می خواند. انگار به یک میهمانی دعوت میشدم.فراخوانی برای حضور در فضایی که سهم من بود.وقتی به آنجا رفتم خواهر میمنت کریمی که از خواهران متدین و معلم قرآن مسجد مهدی (عج) بودرا درآنجا دیدم.
خیلی خوشحال شدم.اگرچه اوهم به تازگی وارد پرورشگاه شده بود اما محیط و بچه ها را خوب شناخته بود وقسمت های مختلفی راکه اجازه داشت به من نشان داد.تنهافردی را که نشانم نداد،رییس پرورشگاه بود.رییس مردی عصبانی بود.بچه ها از او خیلی حساب برده و می ترسیدند. اوهم از آمدن ما دل خوشی نداشت. می خواست تمام عقده های خودش را با نهیب زدن به این بچه ها تخلیه کند.
دختران و پسران در دو قسمت جدا گانه که به یک محوطه ختم می شد پر سالن هایی که هرکدام ظرفیت بیست نفر را داشت نگهداری می شدند.
#فصل_سوم_انقلاب
#من_زنده_ام
#پارت_۶۲
🚨کپی باذکرمنبع
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋