° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
#فصل_اول_کودکی📚 #من_زنده_ام #پارت_۷ کودکی 📕 بی بی جون با آب و تاب گفت: من هم سراسیمه رفتم دنبال د
#فصل_اول_کودکی📚
#من_زنده_ام
#پارت_۸
کودکی 📕
بچه ها خودشان را به خواب زده بودند.کریم سرش رااززیرپتوبیرون آوردوباشوخ طبعی گفت:بی بی! خواهرمون هنوز نیومده جارودستش دادی؟!؟
رحمان که با نمک تر از همه ولبش پرازخنده بود،گفت:بی بی ازخودت مایه بزار.
شوخی های بچه ها از دلواپسیهای من کم نمی کرد.باید مادر باشی تا بفهمی مادر یعنی چی ؟؟ صدای ناله های مادرت که بلندترشدبچه ها دیگه مزه نمیریختندوسر به سرم نمی گذاشتند.سلمان دوساله ومحمد چهارساله زارزارگریه می کردند.آقا همچنان دست به دعا بودوعرق می ریخت وهرلحظه رنگ به رنگ می شدوخیره به من نگاه میکرد وبااصرار میگفت: بی بی چرا نمیری سری بزنی،خبری بیاری،کاری کنی،شاید نیازبه کمک داشته باشد.
دلواپسی پدرت رامی فهمیدم.اومرد خانه بود وباوجود غروری که داشت.تمام قلبش برای مادرت وفرزندانش می تپید.دربرابر شماها مثل یک بچه،مهربان وعاطفی بود.سعی می کردم اوراآرام کنم:
_نه مشدی،اینها طبیعیه،بایدصبرداشته باشی.یک آدم میخواد از یک آدم دیگه کنده بشه.مگه نشنیدی میگن تنها دردی که شبیه جون کندن و جداشدن روح از بدنه درد زایمانه.بوی بهشت میاد بااین درد ها خدا بهشت رو به مادر ها هدیه می ده.
خلاصه هرچه می دانستم می گفتم و بچه هارا آرام می کردم. اما خودم بی تاب بودم. پدرت شروع کرد به زیر لب قرآن خواندن.اشک توی چشم هاش جمع شده بودو از اتاق بیرون رفت.چیری نگذشت که صدای الله اکبر اذان وصدای نوزاد به هم گره خوردوعطری دراتاق پیچید.همه به هم نگاه می کردیم،صدایی به صداها اضافه شده بود،موجودی که تاحالا حضور داشت ولی دیده نمی شد؛دیدنی شده بود.همه ی خوابیده هابیدارشدند.مثل اینکه فهمیده بودند یکی به ما اضافه شده.گریه ها خنده شدو چهره ها شکفته،حتی گنجشک های پشت پنجره اتاق هم در شادی ماشریک شده بودند.پریدم پشت در که بپرسم بچه دختره یا پسر،که صدای همهمه و پچ پچ وذکر صلوات و«سبحان الله »و«الحمدالله»باهم قاطی شد.هرچه در را هُل دادم در باز نشد.ننه مجید دوست مادرت که زن چاق و چله ای بودپشت در نشسته بودوتکان نمی خورد.دری که قفل وبست نداشت حالا انگار هفت قفله شده بود.تمام زورم راتوی مشتم جمع کردم و به در کوبیدم و گفتم: چرا جوابم را نمیدهید؟؟ حال مادرش چطوره؟؟ حال بچه چطوره ؟؟ چرا پچ پچ میکنید؟ ننه مجید تورو خدا ازپشت در بلندشو بذاردر تکون بخوره بیام تو.مگه بچه چیزیش شده؟؟
#فصل_اول_کودکی📚
#من_زنده_ام
#پارت_۸
🚨کپی باذکر منبع
🪴بادِلورانه همدل شو ✨
🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
🦕
•
وقتی توی خونه پسر بچه 👶داشته باشی
اینجوری برات آشپزخونه تو تزیین میکنن😌
تاثیرات پسرداری🐢
خدایا شکرت ✨
#روزمرگیِمن🧕
🦖🦕🐅
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
✨امام سجاد (علیه السلام): از خوشبختى آدمى است که او را فرزندانى باشد که آنها را به یارى خویش بخواند✨
🖤✨
علی میان
میدان بود.🥀
دیوارنگاره های سطح شهر
خودش روضه خوانی بود📜
یه تُک پارفتم بیرون و اومدم
سطح شهر پرشده ازین جملات
علی وارونه🍃🪴
قربون غریبی آقام🥀
#رهبر_شهید💔
#رهبرمسیدمجتبیخامنهای
#رهبرم❤️🩹
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
.
اِنَّاللهَمَعَنا؛ خدا با ماست...
🌙🤲🥀