eitaa logo
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
316 دنبال‌کننده
451 عکس
139 ویدیو
1 فایل
دلورانه 🪴 اینجا کنار همدیگه کتاب میخونیم📚 ترجیحا زندگی نامه شهدا💚 روزمـرگـی‌هـا،لبـخنـدهـا و رنـگ‌هـای زنـدگـی مـن 🩷 انگـیزشـی وحالِ خوب💕✨ لحظه هایی برای آرامش دل💓 به رنگ خدایی🫀 کپی❌باذکرمنبع✅ 🕊️تولد:۶/اسفند/۱۴۰۴🪽 جانِ‌دل👇: @adminsolindora
مشاهده در ایتا
دانلود
° 💕✨دِلــــوُرانــــــــه🇮🇷 °
#فصل_اول_کودکی📚 #من_زنده_ام #پارت_۱۰ کودکی 📕 مادرت پرسید: یعنی چشماش نمی بینه؟؟ سیده زهرا گفت:نه
📚 کودکی 📕 حجب و حیا آنقدر بین زن ها زیاد بود که حتی نمیخواستند کسی بفهمدچه زمانی وچه کسی آنهارا اصلاح می کند. من که دیگر ننه بند انداز راخوب شناخته بودم ومی دانستم خبر آمدنش همه ی همسایه هارا خوشحال می کند،به سرعت مادرم و بقیه ی همسایه ها را خبرمی کردم.معمولا درخانه ی ما جمع نمی شدندو می رفتند منزل خاله توران که اهل و عیالشان کمتربود ومرد نداشتند.اما یک روز که اقا سر کار بود وبچه ها همه بیرون بودند اتفاقی همه ی همسایه ها منزل ما جمع شدندومن شدم نگهبان تاکسی خبر دارنشه و داخل نیاد تابفهمه که اینها چه می کنند. هرچند وقت یکبار تلاش می کردم از لای در چیزی ببینم وچیزی بفهمم،اما هربار که لای دررا کمی باز می کردم صدای جیغ زن هاو پدر سفید اب بود که به هوا می رفت. کمی که گذشت از پشت در ایستادن و نگهبانی دادن خسته شدم. کلیدرا درقفل چرخاندم وتوی جیبم گذاشتم ورفتم سراغ بچه های کوچه.مادرم که می‌خواست از کنجکاوی های من درامان باشد بدون هیچ اعتراضی فقط سفارش کردهمان دورو بر باشم.هرگروه از بچه های توی کوچه به یک بازی مشغول بودند. لی لی بازی،هفت سنگ،بالابلندی و گوشواره طلا.کمی آنطرف تر یک جوی بزرگ بود که به آن آب تندو می گفتیم.شرط بندی می کردیم که چه کسی می تواند ازروی آب تندو بپرد!! احمد می‌گفت: فقط خدا می تونه بپره صفر سیاه می گفت: به جز خدا شاه هم می تونه بپره. جعفر دماغ می گفت: جعفر دماغ به جای شاه می پره حالا دیگر نوبت پریدن بود،علی گاوی،جعفردماغ،صفرسیاه و بهمن چول( بهمن زشت و شلخته) همگی پریدند. هرکس که می پرید یک پول سیاه می انداختند آن دست آب. کمی آنطرف تر میخواستم یواشکی تمرین کنم که به خدا نزدیکم یا به شاه.نمی خواستم پسر ها متوجه تمرین کردنم بشوند. هی رفتم عقب و آمدم جلو وایستادم. ترس،جرأت را ازمن می گرفت ودوباره برمی گشتم. زری،خدیجه و منیژه و مهناز هم اضافه شده بودند. خدیجه ومنیژه تماشا چی بودند و مارا تشویق می کردند. بعضی وقت ها هو میکشیدندوبعضی وقت هاهورا. 📚 🚨کپی باذکر منبع 🪴بادِلورانه همدل شو ✨ 🦋https://eitaa.com/joinchat/2986673672Cf58194c559🦋
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔻ترجمه عامیانه توئیت ترامپ درباره حمله به عسلویه: بخدا ما نبودیم، اینو این اسرائیلِ حرومزاده زده ... تو به بزرگی خودت ببخش، این بچه یه غلطی کرده ولی من قول میدم دیگه از این غلطا نکنه
اسرائیل جنگنده فرستاده رشت الان رشتیا جنگنده رو با بادمجون و گردو و رب انار تفت میدن برای افطارشون نوش جان میکنن😅 دم همشون گرم✋ 💥🍅🍆🍞
💠 بسم الله القاصم الجبارین مرد این میدان ما هستیم برای شما 🔹️موج ۶۴ عملیات وعده صادق ۴...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. اومدم خونه مامانم ازشون نهج‌البلاغه شونو گرفتم گفتم بخونم ببینم چجوریاس که انقدر همه دوسش دارن ... یهو باز کردم ببینید چی اومد:
🤲 . دعای امام علی درمیدان جنگ: 🔴 نیایش در جنگ خدایا! قلب هابه سوی توروان شده،وگردن ها به درگاه تو در حرکت،وبدن ها درخدمت تولاغر شده است؛خدایا دشمنی های پنهان آشکار،ودیگهای کینه در جوش است،خدایا به تو شکایت می کنیم ازینکه پیامبر(صلی الله علیه و آله)درمیان مانیست،ودشمنان ما فراوان،وخواسته های ما پراکنده است. «پروردگارا!بین ماودشمنانمان به حق داوری فرما که تواز بهترین داورانی.» ترجمه نامه۱۵ نهج‌البلاغه
🤲 . سَلامٌ عَلَىٰ آلِ يس السَّلامُ عَلَيْكَ يَا داعِيَ اللّٰهِ وَرَبَّانِيَّ آياتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بابَ اللّٰهِ وَدَيَّانَ دِينِهِ