هدایت شده از ژانوس ؛
میشا کالینز یه شعر داره که توش یه روزی که همسرش پیششون نبوده رو تعریف میکنه. بچههاش خسته بودن و هنوز خیلی کوچولو بودن و خودش هم خسته شده بوده.
کنار خیابون چندتا قاصدک پیدا میکنن و چهارتا برمیدارن، هرکدوم برای یه نفرشون(+مامان بچهها.)
میسون - دخترش - که اون موقع خیلی بچه بوده، بلد نبوده باید دقیقا با قاصدک چی کار کنه. وِست یادش میده و بهش میگن باید قبلش یه آرزو بکنی.
میسون هم میگه I wish for this.
″من همینو آرزو میکنم″
هدایت شده از برکینگ خوب؛
سلام به تمام اهالی سوپراپلیکیشن نارنجی.
شما این پیامو فوروارد میکنین تو چنلاتون و یه کلمه شانسی میگید (ترجیحا اینگیلیسی باشه ولی اگه فارسیم بود اوکیه.) بعد من یه آهنگ شانسی بهتون تقدیم میکنم که اون کلمه توش باشه.
لینکاتونو اینجا برام شوت کنین
(اگر اسم چنلتون فونت خاصی داره، اسمشم با فونت برام بفرستین )
تو چنل هم عضو باشین ترجیحا :]
_ ارادتمند شما، برکینگ خوب