از دست دادنِ هر انسانی که دوستش میداشتم آزار دهنده بود گرچه اکنون متقاعد شدهام که هیچکس ، کسی را از دست نمیدهد .
زیرا هیچکس مالک کسی نیست. این تجربه واقعی آزادی است. داشتن مهمترین چیزهای عالم بیآنکه صاحبشان باشیم .
در میان شلوغی های شهر،من به لیوان چاییم می نگرم و به یاد دوران کودکی که در حیاط خانه ی مادربزرگ به دنبال دختر خاله هایم به دنبال مکانی برای خاله بازی می گشتیم آنرا می نوشم و می نوشم و همراه ان خاطراتم را می نوشم☕️🥨
قلبی تازه میخواهم و ذهنی پاک شده، احساساتی بکر و سرزمین جدیدی برای زیستن.
توهرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی، به شکل های زیادی دوستت دارم اما بیش از همه این طور با چهرهای شاد و پر از برق زندگی که همیشه مرا زیر و رو میکند.
-آلبر کامو؛
" دِنـــجَـــش "
_
اگر زنده ماندم و یک روز بازهم در یک خانه چای خوردیم،
برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت...