و اما نیمه شبی من خواهم
رفت از دنیایی که مال من نیست.
از زمینی که مرا بیهوده بدان بسته اند!
شـدم یه آدَم گـوشـه گیـرِ تَنـها
چـیزی نِمیـخوام جـز یـه اتـاق تاریـک
یـه موسیقی بـی کلام یه سیـگار باریـک
یـِک فِنـجون قَهـوه بـه تَلـخی زندِگـیم
یِـک خـواب بـه آرامـی یِک مَرگ فـانـی