eitaa logo
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
138 دنبال‌کننده
12 عکس
2 ویدیو
0 فایل
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲 | سرنوشت به قـلـم؛ 𝗡𝗶𝗸𝗮 | نیکا🥀 عاشقانه | درام | رازآلود دو غریبه، یک دیدار اتفاقی... "بعضی آدم‌ها اتفاقی وارد زندگی‌مان می‌شوند؛ اما ماندنشان، کارِ سرنوشت است..." Kod:𝟬𝟯𝟴📝 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 | 05/6/24🍷
مشاهده در ایتا
دانلود
و مثل همیشه این پارت هم عالی بود 🥰👌🫶 مشتاقم پارت های بعدی رو بخونم . رمانت خیلی حس و حال خوبی داره⚡️ و من همیشه پارت جدید رو میخونم و میخوابم 😄😉 تشکر عزیزم اسمتون نیکا هس ؟ ~•~ ممنونم عزیزدلم لطف داری 🫂🎀 آره قشنگم نیکا هستم
بریم پارتت؟
منتظر پارت🦦
| «ولم نکن» هنوز توی اون کوچه‌ی خلوت وایساده بودیم صدای شلوغی خیابون از دور می‌اومد حامیم دستمو گرفته بود و انگشتاش دور دستم بود نیکا: خب حالا چیکار کنیم؟ حامیم: نمی‌دونم نیکا: اِ؟! تو که قرار بود همه‌چی رو برنامه‌ریزی کنی 😂 حامیم: برنامه‌ریزی کردم نیکا: پس؟ حامیم: برنامه این بود که گم نشیم نیکا: خیلی برنامه‌ی خفنیه😐😂 حامیم: ممنون😂 چند قدم راه رفتیم من یه‌دفعه وایسادم حامیم: چی شد؟ نیکا: کفشم اذیتم می‌کنه حامیم: بیا بشین نیکا: نه بابا چیزی نیست‌ ، میام حامیم: نیکا بشین دیگه روی یه برامدگی کوتاه نشستم حامیم هم چند دقیقه کنارم نشست نیکا: الان بهتر شد حامیم: مطمئنی؟ نیکا: آره حامیم: خوبه چند ثانیه ساکت موند سرمو گذاشتم روی شونه‌ش حامیم ساکت شد نیکا: چیه؟ حامیم: هیچی نیکا: پس چرا ساکت شدی؟ 😂 حامیم: چون دارم از لحظه لذت می‌برم نیکا: اووووف حامیم: چی؟ نیکا: خیلی رمانتیکی حامیم: تقصیر توئه نیکا: من چه کار کردم؟ 😂 حامیم: عه عه خب تو تشکیل دادی لحظه رو نیکا: خب دیگه؟ حامیم: خب که خب دیگع😂✨ لبخند زدم چند لحظه بعد حامیم آروم دستشو روی دستم گذاشت حامیم: سردته؟ نیکا: یکم حامیم: پس بیا دستمو بین دستاش گرفت و گرمش کرد نیکا: این‌جوری خوبه حامیم: بهتر شد؟ نیکا: خیلی حامیم: خوبه یه‌دفعه صدای چند نفر از دور اومد حامیم: فکر کنم پیدا شدیم نیکا: 😂😭 حامیم: بیا این بار قبل از اینکه راه بیفتیم من خودم دستشو گرفتم نیکا: بریم حامیم یه لحظه نگام کرد و لبخند زد حامیم: گمم نکنیاا نیکا: مگه بچه ای 😂 حامیم: اوهوم نیکا: وای خدایا😂😭 •|Don't copy |• به قلم: نیکا🤍
| «این‌جوری قرار می‌ذاریم؟» 😂 حامیم: خب زنگ زدم بیان دنبالمون نیکا: خوبه خوبه حامیم: بیا بریم اون طرف تر ببیننمون نیکا: بریم بعد از چند دقیقه یکی نفر سریع اومد سمتمون محافظ: سلام خوبید؟ماشین جای خوبی نیست، بهتره برگردیم سمت ماشین حامیم: آره، بریم سوار ماشین شدیم و با حامیم عقب نشستیم که خم شد سمت گوشم حامیم: خوبی؟ نیکا: ارع ، وااای 😂😭 حامیم: چی؟ نیکا: قرارمون خیلی رمانتیک بود حامیم: آره واقعاً 😂 نیکا: هعی خدایاا حامیم: تقصیر من نیست که معروفم😌 نیکا: منم نگفتم تقصیر توئه😐😂 حامیم: ولی الان داری مسخره‌م می‌کنی نیکا: یکم حامیم خندید بعد یه نگاه به پشت سرش و گل‌هایی که خریده بود هنوز پشت شیشه عقب بود انداخت حامیم: حداقل گل‌هامون سالم موند نیکا: «گل‌هامون»؟ حامیم: آره(آوردمشون جلو) نیکا:وای خدایاااااا چقدرررر نازنننن😭🎀 وایسا ببینم از کی شد گل‌هامون؟ حامیم: فدای تووو از وقتی بهت دادمشون نیکا: خدانکنهه،پس یعنی نصفش مال توئه؟ حامیم: نه نیکا: پس؟ حامیم: همش مال توئه یه لبخند زدم حامیم: خب... نیکا: هوم؟ حامیم: قرار بعدی رو یه جای کاملاً خصوصی می‌ریم نیکا: یعنی کجا؟ حامیم: یه جایی دیگع نیکا: اووووه حامیم: چیه؟ نیکا: هیچی حامیم: این «هیچی» مشکوکه نیکا: فقط دارم فکر می‌کنم چه طوری پیش میره حامیم لبخند زد حامیم: قرار بعدی رو هم من انتخاب می‌کنم نیکا: باشه حامیم: ولی یه شرط نیکا: چی؟ حامیم: این دفعه دیگه منو مسخره نکنی نیکا: قول نمی‌دم😂 حامیم: ای بابا ماشین راه افتاد من سرمو به صندلی تکیه دادم و بهش نگاه کردم نیکا: حامیم؟ حامیم: جان؟ نیکا: با همه‌ی این دردسرها... حامیم: هوم؟ نیکا: بازم خوش گذشت. حامیم لبخند زد حامیم: به منم بعد خیلی آروم دستمو گرفت حامیم: چون تو کنارم بودی... •|Don't copy |• به قلم:نیکآ🤍
پآرت سی و هشتم و سی و نهم رمآن《🕯𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲/سرنوشت 》 تقدیم نگآه قشنگتون شد رد احساستون رو زیر این پارت ها جا بزارید... با شوق میخونمش؛🤍 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️
دختراا روزتون مبارککک🎀💕