#part8 | بدو نیکا🏃♀️➡️
من و حامیم همچنان داشتیم میدوییدیم
نیکا: حامیممممم وایسااااااا 😭😂
حامیم: بدوووو
نیکا: من ورزشکار نیستمممم
حامیم: الان مجبوری باشی 😂
نیکا: نفسممممم!
حامیم: فقط یه کم دیگه
نیکا: تو گفتی یه کم دیگه ده دقیقهست داری میگی یه کم دیگه
حامیم زد زیر خنده
بالاخره پیچیدیم توی یه کوچه خلوت و وایسادیم
من دستمو گذاشتم روی زانوم
نیکا: من دیگه مُردمممم 😭
حامیم: نخیر هنوز زندهای
نیکا: خیلی بامزهای واقعا
حامیم: مرسی 😂
نیکا: خواهش میکنم😂
واقعاً همیشه اینجوریای؟
حامیم: چه جوری؟
نیکا: هرجا میری ملت میریزن سرت
حامیم: تقریباً
نیکا: من بودم دیوونه میشدم
حامیم: منم بعضی وقتا سختمه
نیکا: پس چرا ادامه میدی؟
حامیم: چون عاشق کار و طرفدارامم
نیکا: خب این قشنگه
حامیم: آره خیلی
چند ثانیه ساکت شدیم
بعد حامیم نگام کرد
حامیم: تو همیشه همینقدر راحتی؟
نیکا: چی؟
حامیم: نمیدونم خیلی عادی باهام رفتار میکنی
نیکا: خب تو هم آدمی دیگه 😂
حامیم: بقیه معمولا اینو یادشون میره
نیکا: خب من چرا باید یادم بره؟
حامیم: نمیدونم
نیکا: تازه من اصلاً قبل اینکه بچهها بگن نمیشناختمت
دوباره خندیدیم.
گوشی حامیم زنگ خورد
حامیم: الو؟
شروین: داداش کجایی؟
حامیم: بیرونم
شروین: با کی؟
حامیم: یکی از دوستام
شروین: اوووووه!
حامیم: شروین خفه شو
شروین: اون دختره پیشته؟
حامیم یه لحظه نگام کرد
حامیم: آره
شروین: ایولللل
حامیم: چیزی میخوای؟
شروین: نه فقط خواستم بدونم کجایی
حامیم: اوکی
کیوان از اونطرف گفت:
کیوان: بهش بگو ما رفتیم خودش بیاد
شروین: شنیدی؟
حامیم: آره
شروین: خب پس فعلاً
حامیم: فعلاً
تماس قطع شد
نیکا: دوستات انگار خیلی دوستت دارن
حامیم:بیشتر فضولن به مرور عادت میکنی
نیکا: مگه قراره زیاد ببینمشون؟
حامیم یه لبخند زد
حامیم: شاید
نیکا: شاید؟
حامیم: آره
نیکا: عجب
حامیم: خب شاید واقعاً ببینیشون
نیکا: حالا کی میدونه
حامیم: من میدونم
نیکا: چی رو؟
حامیم: اینکه دوست دارم دوباره ببینمت
من یه لحظه ساکت شدم و کمرم رو صاف کردم
نیکا: ...
حامیم: زیادی رک گفتم؟
نیکا: نه
حامیم: پس خوبه
نیکا: فقط یکم غیرمنتظره بود
حامیم: منم غیرمنتظرهام 😂
نیکا: خودشیفته
حامیم: یه کم
نیکا: 😂
حامیم: خب بریم؟
نیکا: آره
چند قدم رفتیم جلو
بعد حامیم آروم گفت:
حامیم: نیکا؟
نیکا: هوم؟
حامیم: دفعه بعد دیگه قهوهمونو نصفه ول نمیکنیم
نیکا: دفعه بعد؟
حامیم: آره
نیکا: یعنی قراره دوباره بریم؟
حامیم: اگه تو بخوای
یه لبخند زدم
نیکا: خب باشه
حامیم هم لبخند زد
...
•|Don't copy |•
به قلم:نیکا🤍
پآرت هفتم و هشتم رمآن《🕯𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲/سرنوشت 》
تقدیم نگآه قشنگتون شد
رد احساستون رو زیر این پارت ها جا بزارید...
با شوق میخونمش؛🤍
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️