eitaa logo
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
140 دنبال‌کننده
12 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲 | سرنوشت به قـلـم؛ 𝗡𝗶𝗸𝗮 | نیکا🥀 عاشقانه | درام | رازآلود دو غریبه، یک دیدار اتفاقی... "بعضی آدم‌ها اتفاقی وارد زندگی‌مان می‌شوند؛ اما ماندنشان، کارِ سرنوشت است..." Kod:𝟬𝟯𝟴📝 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 | 05/6/24🍷
مشاهده در ایتا
دانلود
لف لف لف لف...💔
هدایت شده از آلا/ فن حامیمم😎
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀 :۱۰ باران:رسیدم بیمارستان داشتم رد میشدم که پدرام از کنارم رد شد سریع رفتم دنبال کمند گشتم با بلاخره پیداش کردم نشستم پیشش:کمند خوبی؟پدرام اینجا چیکار میکرد؟ کمند با صدایی گرفته بهم گفت: هیچی اومد چنتا چرت پرت گفت منم‌ زدم تو صورتش نگاهم کر‌دم گفت: حامی تو چه حاله؟ بغضم ترکید:دکتر گفت خون زیادی ازش رفته رفته تو کما😭 پدرام دوباره اومد اَه عجب گیریه ولی نیومد سمتم.همون لحظه ساغر اومد و رفت سمت پدرام،با یه لحن لوس بهش گفت:پدرام عش‌قم اینجا چیکار میکنی؟ پدرام بهش گفت: اومدم پرپر شدن یکی رو ببینم ساغر برگشت و با من دید، ترسید بهش گفتم:ساغر؟واقعا؟ مگه تو دوستم نبودی؟ ساغر با لکنت لب زدو گفت:کمند اونجور که فکر می‌کنی نیست. داد زدم:پس چجوریههه؟نامرد تو دوست من بودییی ساغر میخواست حرف بزنه که جلوشو گرفتم:ببین دیگه نمیخوام ببینمت همین الان از جلوی چشمام گمشو ساغر گفت: و..ولی داد زدم:گم.شوووو