eitaa logo
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
155 دنبال‌کننده
16 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲 | سرنوشت به قـلـم؛ 𝗡𝗶𝗸𝗮 | نیکا🥀 عاشقانه | درام | رازآلود دو غریبه، یک دیدار اتفاقی... "بعضی آدم‌ها اتفاقی وارد زندگی‌مان می‌شوند؛ اما ماندنشان، کارِ سرنوشت است..." Kod:𝟬𝟯𝟴📝 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 | 05/6/24🍷
مشاهده در ایتا
دانلود
| چند روز لعنتی... 💔 نیکا؛ سه روز گذشته بود سه روزی که برای من انگار سه سال بود جایی که من بودم تاریک بود می‌ترسیدم خیلی آدم‌هایی که منو برده بودن مدام تهدیدم می‌کردن و می‌گفتن اگه چیزی بگم منو م*یکشن من فقط یه چیز توی ذهنم داشتم: حامیم پیدام می‌کنه آره، اون منو ول نمیکنه ،فراموشم نمیکنه --- اون طرف... حامی؛ ۴ روز و سه شب بود که نخوابیدم هر سرنخی رو دنیال می‌کردم فیلم دوربین‌ها ماشین‌های اطراف شماره‌های ناشناس پیام‌ها هر چیزی که ممکن بود یه رد از نیکا داشته باشه شروین: حامیم تروخدا یکم بخواب داری از پا درمیای حامیم: نمی‌تونم کیوان: سه روزه نخوابیدی داداش حامیم: چطوری بخوابم وقتی نمی‌دونم کجاست؟ مهراد: پیداش می‌کنیم حامیم: باید پیداش کنیم دستام می‌لرزید گوشیمو برداشتم عکس نیکا رو روی بگراندم نگاه کردم حامیم زیر لب گفت: حامیم: قربونت برم... فقط سالم باش پیدات میکنم حتی اگه سال ها طول بکشه --- روز چهارم... بالاخره یه سرنخ پیدا شد یکی از دوربین‌های یه خیابون فرعی چند روز قبل ماشینی رو ثبت کرده بود شماره پلاک بررسی شد حامیم: همینه محافظ: مطمئنید؟ حامیم: آره کیوان: اینجا یه ساختمون قدیمیه حامیم: بریم --- نیکا؛ (چند ساعت بعد...) صدای ماشین‌ها بیرون ساختمان پیچید من گوشه‌ی اتاق نشسته بودم صدای قدم‌ها اومد بعد صدای آشنایی شنیدم حامیم: نیکا! سرمو بلند کردم برای چند ثانیه باورم نشد نیکا: ح... حامیم؟ در باز شد حامیم با صورتی خسته و چشم‌های قرمزی که معلوم بود چند شب نخوابیده، وارد شد همین که منو دید، چند ثانیه خشکش زد حامیم: نیکا... اشکم ریخت نیکا: حامیم... دویدم سمتش حامیم محکم ب...غلم کرد حامیم: پیدات کردم... صداش شکست حامیم: قربونت برم... پیدات کردم من فقط گریه می‌کردم نیکا: فکر کردم دیگه نمیای... حامیم: من؟! محکم‌تر ب...غلم کرد آروم رو موهامو نواز..ش می‌کرد حامیم: مگه می‌شد نیام؟ نیکا: خیلی ترسیده بودم... حامیم: می‌دونم نیکا: خیلی منتظرت بودم حامیم: منم هر لحظه دنبالت بودم اشک خودش هم پایین اومد حامیم: ببخشید... نیکا: چرا تو عذرخواهی می‌کنی؟ حامیم: چون باید زودتر پیدات می‌کردم نیکا: نه... حامیم: دیگه هیچ‌وقت تنهات نمی‌ذارم نیکا: قول؟ حامیم: قول سرمو روی شونه‌ش گذاشتم حامیم آروم گفت: حامیم: تموم شد حامیم: دیگه تموم شد... •|Don't copy|• به قلم:نیکا🤍
پآرت چهل و چهارم رمآن《🕯𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲/سرنوشت 》 تقدیم نگآه قشنگتون شد رد احساستون رو زیر این پارت ها جا بزارید... با شوق میخونمش؛🤍 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️
این پارت طولانی بود...🙃