eitaa logo
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
196 دنبال‌کننده
19 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲 | سرنوشت به قـلـم؛ 𝗡𝗶𝗸𝗮 | نیکا🥀 عاشقانه | درام | رازآلود دو غریبه، یک دیدار اتفاقی... "بعضی آدم‌ها اتفاقی وارد زندگی‌مان می‌شوند؛ اما ماندنشان، کارِ سرنوشت است..." Kod:𝟬𝟯𝟴📝 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 | 05/6/24🍷
مشاهده در ایتا
دانلود
لففف ندیننننن پارت میده ینفر دیگه رو بیاریددد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Happy 202 members;😭🫂
باورم نمیشه ۲۰۰ تایی شدیم دورتون بگردمم مننن😭🤍✨
بازممممم پارتتتتت ~•~ تا نیم ساعت دیگه میدم
سلااام و باز هم مثل همیشه عالییی و مخصوصا این چند تا پارت که هم استرسی بود و هم زیبااا خیلی حساسه لطفا چند تا پارت بده تا کنجکاویمون بر طرف بشه و از جاهای حساس به نقطه اروم برسیم ~•~ مرسیی قشنگ من از الان به بعد نقطه آروم کم داریم 😂😭 ولی چشم
"من 204 تا فرشته دارم!"🤍✨
اِواا چرا لفت💔
خیلی لفت داشتیم🙂
اما بریم برای دوتا پارتی که قول داده بودم
| «بخواب... من اینجام» حامیم گوشی رو گذاشت کنار نیکا: چی شده بود؟ حامیم: هیچی ولش کن نیکا: مطمئنی؟ حامیم: آره عزیزم دیگه امشب نمی‌خوام به هیچ‌چیزی فکر کنم چند لحظه سکوت شد من روی مبل نشسته بودم و حامیم هم کنارم ولی خستگی چند روز بی‌خوابی بالاخره خودشو نشون داد حامیم یه نفس عمیق کشید حامیم: نیکا... نیکا: جان؟ حامیم: من فکر کنم دیگه مغزم کار نمی‌کنه 😂 نیکا: خب برو بخواب حامیم: نمی‌خوام تنها بخوابی نیکا: منم نمی‌خوام تنها بخوابم چند ثانیه به هم نگاه کردیم بعد حامیم آروم سرشو گذاشت روی پ*ام من: 😭😂 نیکا: حامیم؟ حامیم: هوم؟ نیکا: چی کار می‌کنی؟ حامیم: خسته‌ام... نیکا: خب چرا روی پا*ی من؟ 😂 حامیم: چون اینطوری راحته نیکا: خیلی پررویی حامیم: می‌دونم چشم‌هاشو بست چند ثانیه بعد آروم گفت: حامیم: فقط بذار یه دقیقه همین‌جا باشم نیکا: باشه دستم رفت سمت موهاش موهای فرفریش رو آروم نوازش کردم حامیم یه لبخند کوچیک زد حامیم: این کارو ادامه بده نیکا: خوشت میاد؟ حامیم: خیلی انگشتام رو لابه‌لای موهای فرش کشیدم چند دقیقه بعد نفس‌هاش آروم و منظم شد نیکا: حامیم؟ جوابی نداد نیکا: خوابیدی؟ باز هم جوابی نداد لبخند زدم نیکا: بالاخره خوابیدی... چند لحظه فقط نگاهش کردم بعد خیلی آروم گفتم: نیکا: خسته نباشی... حامیم خواب بود. انگار حتی توی خواب هم نمی‌خواست فاصله بگیره من هم فقط به دست کشیدن روی موهاش ادامه دادم... •|Don't copy|• به قلم؛نیکا🤍
| «صبح بخیر، خانوم من» ☀️ صبح که چشمامو باز کردم چند دقه طول کشید بفهمم کجام بعد یادم افتاد دیشب چی شد سرمو پایین آوردم حامیم هنوز روی پام خواب بود😂 موهای فرفریش کامل ریخته بود روی پیشونیش نیکا: وای خدا... 😭😂 آروم دست کشیدم روی موهاش یه تکونی خورد حامیم: هوم... نیکا: بیداری؟ حامیم: نه... نیکا: پس چرا جواب دادی؟ حامیم: چون دلم می‌خواست صداتو بشنوم نیکا: اووووف صبح نشده شروع کردی چشم‌هاشو باز کرد و نگام کرد حامیم: صبح بخیر خانوم من نیکا: صبح بخیر چند ثانیه ساکت نگام کرد چشاش برق خاصی داشت... حامیم: دیشب خوابم برد؟ نیکا: آره حامیم: روی پ*ات؟ نیکا: آره حامیم: وای... نیکا: چی؟ حامیم: فکر کنم خیلی خسته بودم نیکا: معلوم بود حامیم آروم نشست و دستشو روی صورتش کشید حامیم: چند ساعت خوابیدم؟ نیکا: تقریباً هفت ساعت چشم‌هاش گرد شد حامیم: هفت ساعت؟! نیکا: آره حامیم: باورم نمیشه نیکا: خب بالاخره خوابت برد حامیم یه لبخند زد حامیم: چون کنار تو بودم نیکا: باز شروع شد 😂 حامیم: چی کار کنم؟ حقیقت داره من خواستم از جام بلند شم که حامیم دستمو گرفت نیکا: چیه؟ حامیم: یه دقیقه وایسا نیکا: چرا؟ حامیم: می‌خوام یکم باهات صحبت کنم دوباره کنارش نشستم حامیم: این چند روز خیلی سخت بود نیکا: می‌دونم حامیم: هر لحظه فکر می‌کردم شاید پیدات نکنم صداش یه‌دفعه آروم شد حامیم: وقتی پیدات کردم فقط می‌خواستم مطمئن شم سالمی نیکا: منم خیلی منتظرت بودم حامیم دستمو محکم‌تر گرفت حامیم: اومدم نیکا: اوهوم حامیم: و دیگه نمی‌خوام ببینم چشمات خیس میشن نیکا: پس از خوشحالی گریه می‌کنم😂 حامیم خندید حامیم: اون اشک‌ها رو دوست دارم نیکا: چرا؟ حامیم: چون یعنی حالت خوبه آروم خم شد و بو**سه ای روی پیشونیم کاشت. حامیم: قربونت برم وایی چرا این پسر انقدر خوبهه؟خجالت کشیدم و سرمو پایین انداختم حامیم: اِ... چرا قرمز شدی؟ نیکا: ه هیچی حامیم: خانوم خجالتی شد؟ 😂 نیکا: هیسس حامیم: باشه😂 چند ثانیه سکوت کرد حامیم: دوستت دارم نگاهش کردم نیکا: منم دوستت دارم حامیم لبخند زد حامیم: خب حالا بیا صبحونه بخوریم نیکا: پی ناهار چی تو درست می‌کنی؟ حامیم: نه نیکا: پس چی؟ حامیم: سفارش می‌دیم 😂 نیکا: خیلی آشپز خوبی هستی حامیم: در حد سفارش دادن هر دومون زدیم زیر خنده... •|Don't copy|• به قلم:نیکا🤍