eitaa logo
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
195 دنبال‌کننده
19 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲 | سرنوشت به قـلـم؛ 𝗡𝗶𝗸𝗮 | نیکا🥀 عاشقانه | درام | رازآلود دو غریبه، یک دیدار اتفاقی... "بعضی آدم‌ها اتفاقی وارد زندگی‌مان می‌شوند؛ اما ماندنشان، کارِ سرنوشت است..." Kod:𝟬𝟯𝟴📝 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 | 05/6/24🍷
مشاهده در ایتا
دانلود
| «صبح بخیر، خانوم من» ☀️ صبح که چشمامو باز کردم چند دقه طول کشید بفهمم کجام بعد یادم افتاد دیشب چی شد سرمو پایین آوردم حامیم هنوز روی پام خواب بود😂 موهای فرفریش کامل ریخته بود روی پیشونیش نیکا: وای خدا... 😭😂 آروم دست کشیدم روی موهاش یه تکونی خورد حامیم: هوم... نیکا: بیداری؟ حامیم: نه... نیکا: پس چرا جواب دادی؟ حامیم: چون دلم می‌خواست صداتو بشنوم نیکا: اووووف صبح نشده شروع کردی چشم‌هاشو باز کرد و نگام کرد حامیم: صبح بخیر خانوم من نیکا: صبح بخیر چند ثانیه ساکت نگام کرد چشاش برق خاصی داشت... حامیم: دیشب خوابم برد؟ نیکا: آره حامیم: روی پ*ات؟ نیکا: آره حامیم: وای... نیکا: چی؟ حامیم: فکر کنم خیلی خسته بودم نیکا: معلوم بود حامیم آروم نشست و دستشو روی صورتش کشید حامیم: چند ساعت خوابیدم؟ نیکا: تقریباً هفت ساعت چشم‌هاش گرد شد حامیم: هفت ساعت؟! نیکا: آره حامیم: باورم نمیشه نیکا: خب بالاخره خوابت برد حامیم یه لبخند زد حامیم: چون کنار تو بودم نیکا: باز شروع شد 😂 حامیم: چی کار کنم؟ حقیقت داره من خواستم از جام بلند شم که حامیم دستمو گرفت نیکا: چیه؟ حامیم: یه دقیقه وایسا نیکا: چرا؟ حامیم: می‌خوام یکم باهات صحبت کنم دوباره کنارش نشستم حامیم: این چند روز خیلی سخت بود نیکا: می‌دونم حامیم: هر لحظه فکر می‌کردم شاید پیدات نکنم صداش یه‌دفعه آروم شد حامیم: وقتی پیدات کردم فقط می‌خواستم مطمئن شم سالمی نیکا: منم خیلی منتظرت بودم حامیم دستمو محکم‌تر گرفت حامیم: اومدم نیکا: اوهوم حامیم: و دیگه نمی‌خوام ببینم چشمات خیس میشن نیکا: پس از خوشحالی گریه می‌کنم😂 حامیم خندید حامیم: اون اشک‌ها رو دوست دارم نیکا: چرا؟ حامیم: چون یعنی حالت خوبه آروم خم شد و بو**سه ای روی پیشونیم کاشت. حامیم: قربونت برم وایی چرا این پسر انقدر خوبهه؟خجالت کشیدم و سرمو پایین انداختم حامیم: اِ... چرا قرمز شدی؟ نیکا: ه هیچی حامیم: خانوم خجالتی شد؟ 😂 نیکا: هیسس حامیم: باشه😂 چند ثانیه سکوت کرد حامیم: دوستت دارم نگاهش کردم نیکا: منم دوستت دارم حامیم لبخند زد حامیم: خب حالا بیا صبحونه بخوریم نیکا: پی ناهار چی تو درست می‌کنی؟ حامیم: نه نیکا: پس چی؟ حامیم: سفارش می‌دیم 😂 نیکا: خیلی آشپز خوبی هستی حامیم: در حد سفارش دادن هر دومون زدیم زیر خنده... •|Don't copy|• به قلم:نیکا🤍
پآرت چهل ششم و چهل و هفتم رمآن《🕯𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲/سرنوشت 》 تقدیم نگآه قشنگتون شد رد احساستون رو زیر این پارت ها جا بزارید... با شوق میخونمش؛🤍 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️
حامی صالحی؛
نیکا اریامنش؛
بچه ها خیلی لفت داریم‌... تا وقتی لفت ها ادامه دار باشه پارت نمیدم:)💔
بچه ها یه عده ای فک کردن چون دوباره عکس شخصیت هارو گذاشتم شخصیت ها عوض شدن نه اینا همون شخصیت های اولن که هر چند وقت یکبار شخصیت های مربوط به پارتی که میدمو بازم میزارم
عه واااا😳
چیشد الان؟😐
بچه ها رمان یا موضوع چنل مشکلی داره ؟ آیا من به کسی توهین کردم؟ آیا چیزی نوشتم که نباید مینوشتم؟ اگر مشکلی هست بگید که اگر چیزی ناراحتتون میکنه پایان بزنیم ؛ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️
عشفم من ادمینتم نه والا چیزی نشدیییی ~•~ :))هعی ولی میگن موضوع رمان بده💔