eitaa logo
Dₑᵥᵢₗ'ₛ ₐdᵥₒcₐₜₑ
231 دنبال‌کننده
160 عکس
4 ویدیو
12 فایل
ناشناس: https://daigo.ir/secret/31900976269 ناشناس یدکی: https://abzarek.ir/service-p/msg/2394964 اگر کاری با من داشتید: @Veritas_of_truth
مشاهده در ایتا
دانلود
༶•┈୨♡୧┈•༶ Merry Christmas 🎄 ༶•┈୨♡୧┈•༶ Base used! Time: 8 hours ༶•┈୨♡୧┈•༶ | | ༶•┈୨♡୧┈•༶
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
༶•┈୨♡୧┈•༶ 𝔚𝔢𝔩𝔠𝔬𝔪𝔢 𝔱𝔬 𝔱𝔥𝔢 ℌ𝔞𝔷𝔟𝔦𝔫 ℌ𝔬𝔱𝔢𝔩. ༶•┈୨♡୧┈•༶ Hazbin Hotel oc | Carmen ༶•┈୨♡୧┈•༶ Time: 9:30 h ༶•┈୨♡୧┈•༶ | | | ༶•┈୨♡୧┈•༶
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اسم: کارمن ده لا وگا(Carmen De la Vega ) القاب:کارینو(Carino)(توسط ولنتینو)،می کِریدا(Mi querida)(توسط ولنتینو)،قرمزی(توسط هاسک)،ملکه کارت ها سن قبل از مرگ:20 سن بعد از مرگ:60+ قد قبل از مرگ:168 قد بعد از مرگ:185 علت مرگ:سوختگی شدید در آتش‌سوزی خصوصیات اخلاقی:جذاب،شیطون،بازیگوش،بیخیال و خونسرد،عاشق هیجان،کله‌شق،مغرور،لاس‌زن MBTI: Entp-a Enneagram: 8w7 ملیت:اسپانیایی،بزرگ شده آمریکا علایق:قمار کردن،لباس های کوتاه و سکسی،مشروب خوردن،سر به سر گذاشتن دیگران،بردن،تارت توت‌فرنگی، مامانش،زندر تنفرات: لباس های پرنسسی،ماهی،گوش کردن به کسی، آتش،پدرش گذشته: کارمن در سال 1952 در سویل،شهری واقع در اسپانیا،متولد شد.شهری پر از موسیقی،شراب و قمار.در بین 5 برادر و 3 خواهر،کارمن کوچک ترین فرزند خانواده بود و همچنین زیباترین و باهوش‌ترین.با همه ی اینها،خانواده اش فقیر بودند.شاید چون پدرش دائم درگیر شراب و قمار بود و کل دارایی‌هایشان را به فنا داده بود. پدرش از ترس طلبکارها دو دختر دیگرش را فروخته بود و حتی پسرهایشان را به خدمت طلبکارهایش در اورده بود.مادر کارمن زن ضعیفی بود که در مقابل زورگویی های همسرش کاری از دستش برنمی‌آمد و حتی بارها در حد مرگ برای اینکه مقابلش ایستاده بود کتک خورده بود. اما اینبار نمی‌خواست به خاطر همسر همیشه بدهکارش،کارمن را هم از دست بدهد.بنابراین یک شب،شبانه از خانه بیرون زد و همراه کارمن هفت‌ساله به فلوریدا رفت. مادرش تصور می‌کرد «آمریکا» کلید نجاتشان خواهد بود اما... پدرشان دنبالشان به آمریکا امد و وانمود کرد که تغییر کرده است،با این وجود به محض اینکه مادر کارمن او را به داخل خانه راه داد انقدر او را کتک زد که از شدت جراحات مرد.و کارمن کوچک زیر دست او افتاد.هنوز هفت ساله بود که پدرش او را در کاباره ای استخدام کرد تا بتواند پول به دست بیاورد و خرج مشروب و قمارش را در بیاورد.در پانزده‌سالگی بود که کارمن به طور رسمی به عنوان یک استرایپر( رقصنده با میله) در همان کاباره کارش را شروع کرد و مورد توجه قرار گرفت. اما خواهرانش(همون زن هایی که در کاباره کار می کردند و تا 15 سالگی کارمن هم پیششون بوده و بیشتر با اونا بزرگ شده) نمی‌خواستند او هم،همان راهی را برود که آنها رفته بودند.پس تمام درآمدشان را برای آزادی او خرج کردند و کارمن برای اولین بار در زندگیش مستقل شد.هرچند او از شغلی که داشت بدش نمی آمد و هرازگاهی در این بار و آن بار همان کار را انجام می‌داد. یک بار قمار توجه اش را جلب کرد و پس از اینکه در اولین دور قمارش برد،شیفته و معتاد آن شد. اما اولین باخت در قمار همیشه آخرین باخت است. درست است که کارمن،بخاطر تقلب رقیبانش باخت اما نمی توانست این را ثابت کند و هیچکس حرف یک دختر 18 ساله را باور نمی کرد.بنابراین از تنها راه حلی که میشد استفاده کرد.فرار. مرد جوانی که در نزدیکی بار بود وقتی او را دید که فرار می کند در حالی که چندین مرد گردن‌کلفت دنبالش هستند،تصمیم گرفت به او کمک کند و او را فراری داد.ولنتینو،که همان مرد جوان بود وقتی داستان کارمن را شنید،با کسانی که کارمن به آنها باخته بود ملاقات کرد و بدهی کارمن را پرداخت. علاوه بر اینها وقتی فهمید کارمن جایی برای ماندن ندارد در خانه اش به او جایی برای زندگی کردن داد. دو سال بعد وقتی کارمن برای خرید بیرون رفته بود،پدرش او را دید و یواشکی تعقیبش کرد و مکانی که در آن زندگی می کرد را یاد گرفت.از آنجا که بدهی بسیار بدی به بار آورده بود شانس نجاتش را پیدا کرده بود.در عوض بدهیش دخترش را فروخت و جایش را به طلبکارهایش گفته بود. آنها نیز وقتی کارمن تنها بود او را دزدیدند و به انباری متروکه بردند.بعد از اینکه کارشان تمام شد برای پاک کردن آثار کارشان او را در همان انبار رها کردند و انبار را آتش زدند.این گونه بود که کارمن مثل گوسفند،قربانی گناهان پدرش شد. به دلیل گناهانی که در زندگیش مرتکب شده بود(قمار و روابط نامشروع) کارمن پس از مرگ به جهنم رفت ولی در مقایسه با زندگیش،جهنم برایش مانند بهشت بود. کارمن توانست به کمک هوش و کاریزمایش با بردهای پی در پی در قمار و روح هایی که صاحب گشته بود یک اورلرد بشود و صاحب یک کازینو در پنتاگرام سیتی بود. در این حال شایعاتی در مورد قماربازی شنید که هیچ باختی نداشته و توجه اش جلب شد.کارمن تصمیم گرفت بزرگترین قمار زندگیش را بکند، بدون هیچ حیله ای در مقابل هاسک قمار کرد. هردو روحشان را وسط گذاشته بودند ولی این وسط،این کارمن بود که باخت. کارمن واقعا هاسک را تحسین کرد و ابراز نمود که خوشحال است که به همچین فردی باخته است.اما کارمن آدمی نبود که بخواهد روحش دست کسی بماند و هیچ قدرتی نداشته باشد.پس به سراغ یک آشنای قدیمی رفت،ولنتینو.در عوض اینکه ولنتینو بذارد قدرت‌هایش را داشته باشد و تقریبا آزاد بگذاردش،روحش را با او معامله کرد.
اما از آنجا که قبل تر با هاسک معامله کرده بود،این معامله جدید،معامله قبلی را بهم زد و باطل نمود و روح کارمن به دست ولنتینو افتاد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا