eitaa logo
Dₑᵥᵢₗ'ₛ ₐdᵥₒcₐₜₑ
233 دنبال‌کننده
181 عکس
5 ویدیو
12 فایل
ناشناس: https://daigo.ir/secret/31900976269 ناشناس یدکی: https://abzarek.ir/service-p/msg/2394964 اگر کاری با من داشتید: @Veritas_of_truth
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اسم:هیماری کوکورو(Himari Kokoro) سن:16-17 سال تاریخ تولد: 7 جولای قد: 158Cm گروه خونی: AB+ کویرک: Apocalypse (شناخته شده به عنوان Telekinesis) در مورد کویرک: هیماری دارای شکل پیشرفته‌ای از تلکینسیس (دورجنبی) است که به او اجازه می‌دهد تنها با نیروی ذهن خود اشیاء، انسان‌ها و حتی بدن خودش را با دقت بالا کنترل کند. در حالی که قدرت او به‌طور رسمی به‌عنوان تلکینسیس معمولی ثبت شده، کوئرک واقعی‌اش—با نام «آخرالزمان» (Apocalypse)—توان تخریبی عظیمی دارد. بدون آموزش صحیح این قدرت می تواند از کنترل خارج شود و از حد توان خود فراتر برود و پدیده‌هایی فاجعه‌بار مانند زلزله، شکافتن زمین،آمدن مذاب به سطح زمین یا انفجارهای کنترل‌نشده‌ی انرژی جنبشی را ایجاد کند. برای حفظ کنترل بر قدرتش، هیماری تحت تمرینات سخت‌گیرانه قرار گرفته و به‌طور مرتب مقدار کمی از یک سرکوب‌کننده‌ی کوئرک به نام Null-Drive را مصرف می‌کند. اسم قهرمانی(Hero name): Serene وابستگی رسمی: دبیرستان U.A،بخش قهرمانی کلاس: A-1 اخلاق:او در ظاهر مهربان،آرام،خونسرد و بسیار مودب است. بیشتر مواقع لبخندی بر لب دارد که به هرکسی که به او نگاه می کند حس امنیت می‌دهد.از نظر دیگران او حتی بالغ تر از سنش به نظر می رسد و بسیار منطقی است. بسیاری او را به یک فرشته تشبیه می کنند و در دنیای سیاست و حتی در کل ژاپن به عنوان "پرنسس توکیو" شناخته می شود.در واقعیت او مبتلا به سندروم الکسی‌تایمیا،یعنی ناتوانی در درک احساسات یا ناتوانی در شناخت احساسات خود یا دیگران، است.در نتیجه او تنها با مشاهده،تحلیل و آنالیز کردن افراد توانسته به خوبی احساسات را تقلید کند به طوری که حتی روان‌شناسان دیگر متوجه نمی‌شوند که او الکسی تایمیا دارد. علایق:جاپچائه(یک غذای کره‌ای)،طراحی کردن(برای تحلیل حالت های چهره و احساسات)،باغ گل(از لمس کردن گل ها و نگاه کردن بهشون لذت می‌بره)،امتحان کردن مدل های مختلف مو تنفرات:صداهای بلند،احتمالا خودش،بوهای شدید، فضاهای تنگ گذشته: هیماری در خانواده‌ای به دنیا آمد که از دو جهان متضاد تشکیل شده بود. پدرش،سائه‌جیرو کوکورو،پسر سیاستمداری باهوش بود که خود نیز در سن کم راه پدرش را در پیش گرفته بود.سائه‌جیرو باهوش و خوش‌ظاهر بود که در پس چهره‌ی کاریزماتیک و محبوبش، انسانی سرد، کنترل‌گر و خالی از شفقت واقعی زندگی می‌کرد،شاید چون آنها را تجربه نکرده بود. مادرش،تامائو شینِمیا، دانشجوی سابق یو.ای بود که سال‌ها قبل،زمانی که یک سال اولی در یو.ای بود، با دخالت بی‌اجازه‌اش برای نجات سائه‌جیرو از حمله‌ی یک ویلن، از آکادمی اخراج شد( لایسنس قهرمانی نداشت). با این حال، همان روز برای سائه‌جیرو قهرمان شد. قهرمانی که بعدها همسرش شد. تامائو از خانواده‌ای می‌آمد که نسل‌اندر‌نسل صاحب کویرک هایی خطرناک و ناپایدار بودند. قدرت‌هایی که بیشتر نفرین بودند تا هدیه. او این واقعیت را از دنیای بیرون پنهان می‌کرد، حتی از سائه‌جیرو. اما با تولد هیماری، همه‌چیز عوض شد...هیماری از همان ابتدای تولد توانایی استفاده کردن از کویرکش را داشت.چیزی که تامائو از آن ترس داشت اتفاق افتاد.نظریه ی کویرک ها واقعی بود... بعد از چند نسل کویرک‌ها قوی تر و غیرقابل کنترل می‌شوند.در آن روز تامائو حقیقت را در مورد خودش و کویرک ارثی‌اش به سائه‌جیرو گفت. سائه‌جیرو مشکلی نداشت.به تامائو اطمینان داد که با هم از پسش بر می‌آیند.اما همه چیز زمانی تغییر کرد که هیماری به عنوان یک کودک هیچ احساساتی بروز نمی‌داد.ساکت تز از نوزادان دیگر بود و به ندرت گریه می کرد.تامائو تمام تلاشش را برای کمک به هیماری می کرد؛در حالی که سائه‌جیرو روز‌به‌روز سردتر، سخت‌گیرتر، و کنترل‌گرتر می‌شد. برایش غیرقابل پذیرش بود که فرزندش این گونه باشد. وقتی هیماری دو ساله شد و هنوز نمی‌توانست خوشحالی، ناراحتی یا ترس را تعریف کند، پزشکان تشخیص دادند که او مبتلا به الکسی‌تایمیاست.از آن زمان،کم کم هیماری وارد جهانی از آموزش‌های سخت شد؛ کلاس‌های پیانو، طراحی، والیبال، شمشیربازی، یادگیری زبان های مختلف ، آواز و حتی مدلینگ.در ابتدا این ها برای این بودند که هیماری شاید از بین انها از چیزی خوشش بیاید و بتواند احساسات را حس کند.اما بعد ها به کنترل و به منظور ایجاد تصویری بی نقص ادامه یافتند. در هفت‌سالگی، پسری در مدرسه، برادر دوقلوی مونوما به نام ریکو،در یک دعوای کودکانه به او گفت: "تو یه هیولایی، هیچ احساسی نداری." هیماری حتی نمی دانست چرا این اتفاق میوفتد،چرا زمین میلرزد،حیوانات فرار میکنند و ریکو در هوا معلق شده است.تا متوجه شد همه این ها کویرک خودش است دیر شده بود.تمرکزش را از دست داد و ریکو به عقب پرتاب شد و سرش محکم به زمین خورد و با سنگی که آنجا قرار داشت صورتش خراشیده شد.بعد از آن ریکو وارد کما شد.
بعد از آنکه سائه‌جیرو و تامائو فهمیدند،سائه‌جیرو به شدت عصبانی شد،زیرا اگر معلوم میشد که دخترش مسبب این حادثه بوده است،تاثیر بدی روی سابقه و محبوبیت سیاسی سائه‌جیرو می‌گذاشت.در نتیجه او همان‌روز دست هیماری را گرفت و او را به زور به بیمارستان برد.خوشبختانه خانواده ریکو شکایتی نداشتند و با اینکه بگویند این اتفاق یک حادثه بوده موافقت کردند.هرچند هیچگاه نامی از هیماری یا خانواده کوکورو برده نشد. روز بعد وقتی تامائو فهمید که شب گذشته وقتی هیماری و سائه‌جیرو به خانه آمدند،او هیماری را کتک زده است،تامائو سعی کرد دخترش را در آغوش بگیرد و او را آرام کند. اما وقتی هیماری با چشمانی خالی گفت: "نمی‌دونم چی شد...کویرکم از کنترل خارج شد." مادرش ترسید.هیماری حتی نمی‌دانست چرا دستانش می لرزند و یا چرا سقف فرو ریخت و بر سر تامائو فرود آمد. مرگ سریع و خشن بود. و هیماری؟ فقط نگاه کرد. نه گریه کرد، نه فریاد زد. حتی نمی‌دانست باید ناراحت باشد.فقط می دانست در آخرین لحظه تامائو او را به عقب هل داده و با لبخند به او نگاه کرده است. پس از مرگ تامائو، سائه‌جیرو شکسته شد. نه در نگاه عموم که همچنان چهره‌ای بی‌نقص داشت، بلکه در خلوت، مقابل دخترش. او هیماری را مسئول مرگ همسرش می‌دانست. خشونتش شدیدتر شد. در را رویش قفل می‌کرد. غذا را محدود کرد. و برای خاموش‌کردن کویرک کنترل‌ناپذیرش، قرصی به نام Null Drive به او می‌داد که به مرور زمان، هیماری به آن وابسته شد و اعتیاد پیدا کرد.خوشبختانه با کنترل سریع دوباره با دوز های پایین مصرف شد و اعتیادش تحت کنترل در آمد. چند ماه بعد، زنی به نام نائومی وارد زندگی‌شان شد. سائه‌جیرو او را به خاطر ظاهر، خانواده‌اش و موقعیت اجتماعی‌اش وارد خانه کرد، نه از روی عشق...تنها برای حفظ ظاهر که دخترش به مادر نیاز دارد.یک سال بعد از آن ماکو به دنیا آمد.برادر کوچک تر و ناتنی هیماری. در اینجا هیماری دوباره تحصیلات را در یک مدرسه آکادمیک معتبر آغاز کرد.(بعد مرگ مادرش یک سال تحصیلاتش متوقف شده بود.) در ده‌سالگی،هیماری تقلید احساسات را به طور کامل یاد گرفت. لبخند، لحن، حرکات چشم، مکث‌ها. او ساعت‌ها جلوی آینه تمرین می‌کرد تا "عادی" به نظر برسد. و توانست یک دختر عادی هم بشود.فرشته ای که همه او را تحسین می کردند.اما هیچ‌کس نمی‌دانست درون آن لبخندهای ملایم، هیچ احساسی وجود ندارد.هیچ‌کس نمی‌دانست پشت آن نگاه مهربان، ذهنی ایستاده که فقط دارد تقلید می‌کند. هیماری تبدیل به شخصی شد که همگان عاشقش بودند. در 16 سالگی،پدرش،سائه‌جیرو،کاندید ریاست جمهوری ژاپن شد و وقتی فهمید راهنمایی که هیماری در آن تحسین می کرد او را به عنوان شاگرد افتخاری به یو.ای به دلیل نمرات آکادمیک بالا معرفی کرده است،این را برای تصویر سیاسی‌اش خوب دید و با رفتن هیماری به یو.ای موافقت کرد. فکت ها: -گیره‌ی نارنجی رنگ توی سرش را نائومی به او داده است و هیماری فکر می کند اگر از آن استفاده نکند به دور از ادب باشد. -تزیینات روی یقه پیراهن و کراواتش در یونیفرم یو.ای را به دستور پدرش می پوشد تا خاص تر جلوه کند. -او از خوردن غذاهای کره ای مخصوصاً جاپچائه لذت می برد. -هیماری نمی تواند متوجه طعنه شود و اگر کسی به او طعنه بزند با لبخند تشکر می کند. -او به زبان های ژاپنی،کره‌ای،انگلیسی و آلمانی مسلط است. -هیماری می‌تواند پیانو و چنگ را بنوازد و همچنین انواع رقص را از کودکی فرا گرفته است. -او علاقه‌ای به قهرمان شدن نداشت،ولی فکر می‌کند چون پدرش این را می‌خواست باید ان را انجام دهد. -هرشب قبل از خواب حالت های چهره ی جدید را جلوی آینه تمرین می کند. -او یک دفتر دارد که در آن تحلیل هایش از حالت های چهره مختلف و احساسات را می نویسد. -از سنین کم در برخی جلسات پدرش شرکت کرده است. -او نیز مانند شوتو و مومو شاگرد معرفی‌شده یه یو.ای است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Quirk description: Himari possesses an advanced form of telekinesis, allowing her to manipulate objects, people, and her own body with precision using only her mind. While publicly registered as standard telekinesis, her true quirk—Apocalypse—holds destructive potential on a massive scale. When emotionally unstable or pushed beyond her limit, her quirk can trigger catastrophic phenomena such as earthquakes, rupturing terrain, or uncontrolled kinetic bursts. To maintain control, she underwent strict conditioning and relies on micro-dosing a quirk-suppressant known as Null-Drive.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"I'm supposed to attend U.A today. That's what is expected from me as Saejiro Kokoro's daughter-the so- called "Princess of Tokyo". I am the perfect girl, aren't I? And still ...I don't understand what I'm supposed to feel right now. Happy? excited?scared? Who knows. I just have to adjust my tie,smile and go with the flow. That is the logical response. I will observe how most of the students act and align myself with the majority of students group." -Himari Kokoro
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Height comparison with Shoto 🤏🏻 (Shoto is 176 Cm and Himari is 158 Cm)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا