eitaa logo
بسامد'
847 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
بسامد'
خواستم یک شاخه گل با شعر تقدیمت کنم غیرتم آهسته میگوید نکن نامحرم است . . .
روزی که می‌رفتی نفهمیدی که من با بغض پشتِ سرت «فَاللّٰه ُخَیرٌ حافِظاً» خواندم ..
-!
این‌جا تمامِ حنجره‌ها لاف می‌زنند هرگز کسی هر آن‌چه که می‌گفت، آن نبود | امید صباغ نو‌ |
هم روسری ات بـه پشت سر افتاده هم موی تو تا قوس کمر افتاده لاحول و لا قّوه الاّ باللّه اسلام دوباره در خطر افتاده!
خیلی ها دوست دارند جایِ آدم معروف ها سیاستمدار ها و یادکتر، مهندس ها باشند من امادلم می خواهد جایِ کسی باشم که تو عزیزم صدایش می زنی!. | |
روز و شبــــم را بـه هــم آمیخـــتم شعر چه کردی که به هم ریخـتم ...؟!؟ |علیرضا آذر|
تمام دردش بود..
روسری را باز کردم تا ببینی زلفِ من بی‌تفاوت بودنت باعث شده موجی شود...
به گلو بغض و به لب اشک و به آغوشم درد شانه‌ای نیست ولی شکر که دیواری هست... '
وفاچه‌می‌طلبی‌ازکسی‌که‌بی‌دل‌شد؟ چودل‌برفت،برفت‌از‌پِی‌اش‌وفاوجفا به‌حق‌این‌دل‌ویران‌وحُسن‌معمورت خوش‌است‌گنج‌خیالت‌دراین‌خرابه‌ی‌ما. .
هدایت شده از [ لاجَرم ]
++++++++
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت حال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت!