eitaa logo
بسامد'
860 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است اے بس غم و شادے که پس پرده نهان است .. گر مرد غم مخور از دورے و دیرے دانے که رسیدن هنر گام زمان است ... آبے که برآسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود ، که پیوسته روان است ... باشد که یکے هم به نشانے بنشیند بس تیر که در چله ے این کهنه کمان است... از روے تو دل کندم آموخت زمانه این دیده از آن روست که خونابه فشان است ... اے کوه تو فریاد من امروز شنیدے دردے ست در این سینه که همزاد جهان است .... از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند یا رب چِقَدَر فاصله ے دست و زبان است ؟! خون مے چکد از دیده در این کنجِ صبورے این صبر که من مے کنم، افشردن جان است ... از راه مرو سایه که آن گوهرِ مقصود گنجے ست که اندر قدم راهروان است ...
••🦋💙||↻ چشم‌خودبستم ‌ڪه‌دیگرچشم‌مستش‌ننگرم ناگھآن‌دل‌دآدزد؛دیوآنھ‌من‌میبینمش !
‌ تا آخر عمر؛ درگیر من خواهی بود و تظاهر می کنی که نیستی... مقایسه تورا از پا در خواهد آورد من می دانم به کجای قلبت شلیک کرده ام تو دیگر خوب نخواهی شد ...
هدایت شده از ‹ 616 ›
هرکس دوست داره نماز صبح حرم به یادش باشم فور کنه...☺️ اسم هرکانالی که فور کردین مینویسم با یه دعا میندازم تو ضریح...💚
‌بڪَذار روز را در چشم تو من معناڪنم اے ڪه هر روزم هزاران مثنوے باشد براے وصف تو
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن، دیدم که "جانم" می‌رود...
باید شبی دوباره خودم را صدا کنم فکری برای آخر این ماجرا کنم کوه غمیست روی دل بی نوای من باید برای شانه ی قلبم دعا کنم این خانه کوچک است،غزلخانه ای جدید باید برای خاطره هایم بنا کنم احساس را به یاد نگاه و تبسمت نذرِ قدومِ محترمِ واژه ها کنم شاید دوباره در بزنی، زود می روم روی اجاق عشق،غزل دست و پا کنم فرصت نبود خوب به جا آورم تو را باید تمام زندگی ام را قضا کنم
هیچوقت یادم نمیره بی‌هوا یه دفعه میگفتی بیا دعا ڪنیم . من برای تو ..تو برای من! انقدر قشنگ قشنگ ...گاه و بی‌گاه این حرفو میزدی ڪه شد... یه قرار بین من‌وتو.
هدایت شده از پرازهیچ'؛
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همینطوره.
هدایت شده از Pain
از این نوع تقدیمیا میدیم بستگی به مود چنلت داره، یا میتونی رنگ تقدیمیارو خودت انتخاب کنی؛ همشون از قبل اماده شدن پس مشکلی تو زمان فرستادن تقدیمیا نیست. - @Zohalm
گفتی: مسیرتان به کجا می‌خورد شما؟ گفتم: مسیر با خودتان؛ با شما عزیز لطفاً اگر که زحمتتان نیست، بنده را… زحمت؟ چه حرف‌ها! شده تا انتها عزیز باران… نگاه… آینه… باران… نگاه… آه! مانند فیلم‌ها شده این ماجرا عزیز من غرق روسریِ تو بودم، تو خیس آب! (دور از وجود ناز تو باشد بلا عزیز) من غرق روسریِ تو بودم که ناگهان گفتی: همین بغل… چقَدَر بی‌هوا عزیز؟! رفتی و عطر روسری‌ات ماند پیش من تا بوده غصّه بوده فقط سهم ما عزیز
هدایت شده از هیچ²
میخواستم یه متن طولانی در مورد حوصله نداشتن بنویسم، ولی متاسفانه حوصله ندارم؛