eitaa logo
بسامد'
860 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
ــــــ ـ مَشقم کن ؛ وقتـے کھ عشق را زیبا ـ می‌نویسـے . .
. شهری پر از خروشِ دهان های شُبهه ناک! اجناسِ شُبهه ناک و دکان های شُبهه ناک! شهری ست شهر من، که پر از دیر و مسجد است شهری بزرگ! پُر، زِِ مکان های شُبهه ناک! شیخ و امیر و تاجر و دلال و خرده پای خیلِ عظیمِ نام و نشان های شُبهه ناک فرزندهای دزد و پدرهای گله دار این بوده است، حاصلِ نان های شُبهه ناک! جانِ تو چند؟ قیمتِ انواعِ سکه چند؟ ارزان بی دلیل و گران های شُبهه ناک! شاعر خموش! تا که نیفتی چو دیگران در گیر و دار این هیجان های شبهه ناک! ‌
«هیچ چیز بر بویِ آنکه دوستش داریم غالب نمی شود،حتی اگر همه‌ی فرانسه را در یک شیشه عطر جمع کنند...» -محمود درویش
هدایت شده از پرازهیچ'؛
تو غلط می‌کنی اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ . ﺳﺮِ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕِ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ ! ﻣُﺮﺩﻩ‌ﺷﻮﺭِ ﻣﻦِ ﻋﺎﺷﻖ ك ﺗﻮ ﺭﺍ می‌خوﺍﻫﻢ . ﮔﻮﺭِ ﺑﺎﺑﺎﯼِ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ك ﺑﻪ ﺍِﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ! ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺍد اجازه ك کنی ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ ؟ ﺑﻪ ﭼﻪ حقی مثلاً شُهرت ﻟﯿﻼ ﺑﺒﺮﯼ ؟ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍصلاً ﭼﻪ ك مهتابی ﻭ ﻣﻮﯼِ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ ؟ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺘﻪ مرا ﺗﺎ ﺷﺐِ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟ ﺑِﺨﻮﺭﺩ ﺗﻮﯼ سرم پیك ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺩﺕ . ﺁﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖِ ﺷﺮﺍﺑﯽ ك ﺗﻮ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﯼ ! کبك کوهی ﺧَﺮﺍﻣﺎﻥ ، سر ﺟﺎﯾﺖ بتمرگ . ﻫِﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺍین‌همه صیاد ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ! ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ك می‌آﯾﯽ ﺩر ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ پلك نبندﻡ ك ﺑﻪ ﺭؤﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ ! ﻟﻌﻨﺘﯽ ، ﻋُﻤﺮ مگر ﺍﺯ ﺳﺮِ ﺭﺍﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ ؟! ك همه ﻭﻋﺪﻩﯼ اﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟ ﺍﯾﻦ غزل ﻣﺎﻝِ ﺗﻮ ، ﻭَﺭﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻢ ﺷﻮ . ﺑﻪ ﺩﺭك با ﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ نبری یا ببری ! - شهرادمیدری
من تو را بازيچه كردم يا تو من را؟! بگذريم اين قضاوت بين ما روز قيامت بهتر است...
خلیجی نقره ای؛ تنگ غروبم رفیق موجهای پایکوبم پُرم از هرچه زورقهای خالی دهاتی زاده ای مال جنوبم:)
‏گفتند که نامَحرمی و بوسه حرام است دل گفت که مَحرم تر از این عشق کدام است؟ بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم نامَحرم من! مَحرمی و کار تمام است!
اونجایی‌‌ که حسین‌ پناهی میگه: پریشونت‌ نبودم؟ من‌ حیرونت‌‌ نبودم؟ دلم‌ میخواد‌برای‌ این‌ حجم‌ از‌ مظلومیت، بمیرم‌ فقط...
دل از من بُرد و روی از من نهان کرد خدا را با که این بازی توان کرد شب تنهاییَم در قصدِ جان بود خیالش لطف‌هایِ بی‌کران کرد چرا چون لاله خونین دل نباشم؟ که با ما نرگسِ او سر گران کرد که را گویم که با این دردِ جان سوز طبیبم قصدِ جانِ ناتوان کرد بدان سان سوخت چون شمعم که بر من صُراحی گریه و بَربَط فغان کرد صبا گر چاره داری وقت، وقت است که دردِ اشتیاقم قصدِ جان کرد میان مهربانان کی توان گفت؟ که یارِ ما چُنین گفت و چُنان کرد عدو با جانِ حافظ آن نکردی که تیرِ چشمِ آن ابروکمان کرد..
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تویی که ناب ترین فصل هر کتاب منی شروع وسوسه انگیز شعر ناب منی:)
هدایت شده از روغن اعجاز ثامن
ما میفهمیم دروغ میگین! ما میفهمیم دروع میگین! ما میفهمیم دروغ میگین! ما میفهمیم بخدا میفهمیم فقط به روتون نمیاریم😔💔
هدایت شده از پرازهیچ'؛
گفتم عاشقتم گفت؛محبت داری!