دل از من بُرد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییَم در قصدِ جان بود
خیالش لطفهایِ بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم؟
که با ما نرگسِ او سر گران کرد
که را گویم که با این دردِ جان سوز
طبیبم قصدِ جانِ ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بَربَط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت، وقت است
که دردِ اشتیاقم قصدِ جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت؟
که یارِ ما چُنین گفت و چُنان کرد
عدو با جانِ حافظ آن نکردی
که تیرِ چشمِ آن ابروکمان کرد..
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تویی که ناب ترین فصل هر کتاب منی
شروع وسوسه انگیز شعر ناب منی:)
هدایت شده از روغن اعجاز ثامن
ما میفهمیم دروغ میگین!
ما میفهمیم دروع میگین!
ما میفهمیم دروغ میگین!
ما میفهمیم بخدا میفهمیم فقط به روتون نمیاریم😔💔
`┊یه افسانه هست که میگه:
شاید عشق همون حسیه که قلب هاتون رو با هم عوض میکنید بی قرار میشید
و برای همینه که بدون هم حس بدی دارید
چون بدن میخواد که قلب اصلیش کنارش باشه
به نظرم این قشنگ ترین تعریف عشقه :)♥️
کاری که نگاه تو، -شبی-
با دل ما کرد
با خلق نکرده است، نه چنگیز،
نه تاتار!
اوج غم این قصه،
-در این شعر-
همینجاست:
من بی تو پریـــــشان
و تو،
انگار نه انگار ...