eitaa logo
- آینه آفتاب ؛
936 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد ترس از رقیب بود‌، که آخر زیاد شد این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد یک لحظه باد روسری‌اش را کنار زد از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت هی کار شاعران معاصر، زیاد شد از بس که خوب‌چهره و عالم‌پسند بود بین زنان شهر سَر و سِر زیاد شد گفتند با زبان خوش از شهر ما برو ساک سفر که بست، مسافر زیاد شد
این شعر قبر دسته جمعی کلماتی ست که می توانستند زندگی کنند اگر اعتراف می کردی: دوستت دارم
هدایت شده از پرازهیچ'؛
گوش شیطان کرهمین قبل محرم مَحرمیم می رویم شب ها به هییت .. اربعین،سوی حرم:)
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-بچگی کردمو از لای لجن گل چیدم!
پیـش تو جامہ در برم نعره زند کہ بر درم... آمدمـت کہ بنگرم گریہ امان نمیدهد!=
آدما رو منتظر نذار. هیچکس بعد از یک انتظار طولانی، اون آدم سابقی که میشناختی نیست …
زخم‌هایم را دوست دارم آنها شاهدان اصلی‌ام هستند که چطور شجاعانه زندگی کردم.
هدایت شده از ♪sʜᴀᴅᴏᴡ♪
مود :]]]]]]]]]]] @Shadow333
هدایت شده از پرازهیچ'؛
شکلات دولبت طعم انارست ولی.. منِ معتاد فقط اهل دوسیبم دلبر😐 -مصطفی محمدی
نه بیمارم ، نه خوشحالم نه از حالم خبر دارم :) گهی از دل گهی از جان گهی از هردو بیزارم :)))