شعر گل از پیراهنت چینم که زلف شب بیارایم
چراغ از خندهات گیرم که راه صبح بگشایم.
چه تلفیقیست با چشم تو این هر دم اشارتگر
به استعلای کوهستان و استیلای دریایم؟
به بال جذبهای شیرین، عروجی دلنشین دارم
زمانی را که در بالای تو غرق تماشایم!
غنای مردهام را بار دیگر زنده خواهی کرد
تو از اینسان که میآیی به تاراج غزلهایم!
#حسین_منزوی