eitaa logo
دیالوگِ دل
183 دنبال‌کننده
610 عکس
1هزار ویدیو
0 فایل
♡بسم رب عشق♡ نگرانم که به تو هدیه کنم شعرم را؛ و تو آن را به کسی.. وای! ولش کن اصلا . . . ناشناسمون: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_c8cjndv&btn=دیالوگِ.دل.ِ.تــو شروع: ۱۴٠۵/٠۲/۱۲
مشاهده در ایتا
دانلود
با توام دختر مغرور پرآوازه‌ی شهر، می‌شود شاعر موهای ِپریشان تو بود؟
دلم‌ تنگ‌ است و دستم از تو کوتاه . . خودت را جای‌ من امشب بغل کن!
ﮔﺎه‌گاهی ﮐﻪ ﺩﻟﻢ می‌گیرد به خودم می‌گویم، در دیاری که پر از دیوار است؛ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ؟
: کاش سنگ بودم؛ دلم برای هیچ‌ چیز تنگ نمی‌شد. ‌
چگونه می‌شود به شاخه‌ی شکسته فهماند که باد عذرخواهی کرده است؟ 👤 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
تو روزای سخت پناهم بودی، یادم نمی‌ره.
علت چشمان سرخ و صورت زردم تویی دیدمت با دیگری، باور نمی‌کردم تویی:)
باز هم شب شدو من ماندم و تڪرار غزل قلمے دست من افتاد بہ اصرار غزل... مبحث هندسہ ویڪ ورق ڪاغذ و بعد، محور عشق من و چرخش پرگار غزل
آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم به همین کوچه و این خانه و دیوارِ اتاق و به آیینه سلامی برسانم بروم آخرین بار به لب‌هات کمی زل بزنم به دلم طعم لبت را بچشانم بروم یک کمی خاطره جامانده که بردارم و بعد تن رنجور خودم را بکشانم بروم بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد تو خریدار نشو، زود برانم بروم باز باران زده در گوشهٔ چشمم، باید اشک... در دفتر شعرم بچکانم بروم