2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همین یه جمله کافی بود تا
مردی با این هیکل این شکلی
به گریه بیافته ...
https://eitaa.com/DialogueDel
به کوری میکشید ای کاش، کارم بیتو چون یعقوب
ولی هرگز نمیدیدم عزیزِ دیگران هستی:)
من ابرهای بیشماری در گلو دارم
مغرورم آنقدری که بغضم را نمیبارم...
گفتند دلگیری چرا، گفتم نمیدانم
آه ای نمیدانمترینم! دوستت دارم:)
ناگفتهها در سینه روی هم تلنبارند
حرفش که میافتد به یک لبخند ناچارم...
از هر چه میترسیدم آخر بر سرم آمد
از عشق میترسم تو را شاید به دست آرم؛
هر شب خدایم را به چشمان تو میبازم
باید خدایم را به چشمان تو بسپارم...!
چشمِ تو را وقتی که دیدم زیر لب گفتم
روزی به این دیوانهخانه میکشد کارم؛
تا چشمهایت اشتباهِ خوب من باشند
من دست از این اشتباهم برنمیدارم!
جان کندنم دور از تو نامش زندهمانی بود
من زندگانی را از آغوشت طلبکارم!
یک روز میبارم کنارت رنجهایم را
من ابرهای بیشماری در گلو دارم:)
کَشتیِ نوحیم در طوفانِ روح
لاجَرَم بیدست و بیپا میرَویم
هَمچو موج از خود بَرآوَرْدیم سَر
باز هم در خود تماشا میرَویم
#مولانا
تورا من دیدهام با او
بماند حال و احوالم
بهم میآمدید اما
تو سهم قلب من بودی💔🚶♂️