پا به پا کردم و جان کندم و گفتم آخر
دوستت دارم و گفتی نظر لطف شماست
#سهراب_عربزاده
"لبت را میمکی با شیطنت انگار در باران
تمشکی سرخ را نمناکی شبنم بغل کرده
دلیل چاک پشت پیرهن شاید هم این باشد:
زلیخا یوسفش را دیده و محکم بغل کرده"
#حامد_عسکری
در نمازم فکر میکردم چه کاری داشتم؟
یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم
بر همین سجاده در مستی دلم را باختم
در همین میخانه با هستی قماری داشتم
شیشۀ مِی را اگر نشکسته بودم دستِکم
با خود از لبهای سرخت یادگاری داشتم
#فاضل_نظری