994.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اینطوری دوست دارم..
https://eitaa.com/DialogueDel
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر چه را که دوست بداری یک روز از تو جدا خواهد شد💔....
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تموم شد جوونیم فدای سرت...
#حمید_هیراد
روحت شاد🖤🖤🖤
https://eitaa.com/DialogueDel
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود
نوعی تپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود!
کم کم همهیِ دغدغهام دیدن او شد
انگار که جذابترین فردِ جهان بود.
هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم،
دلبستگیام بیشتر از تاب و توان بود...
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما،
چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟
فهمید که دیوانه و دلبستهیِ اویم
از بس که اشارات نظر، نامهرسان بود!
القصه گرفتارِ دل هم شده بودیم
روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود
از آنچه میان من و او بود چه گویم؟
مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود
اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق
معشوقهام انگار کمی دلنگران بود!
خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده
من زاغهنشین بودم و او دخترخان بود
کمکم به خودش آمد و فهمید چه کرده
حقداشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود!
اصلا تو بگو، دخترخان با دَک و پُزش
هم شأن منِ پاپتیِ غاز چران بود؟
البته که نه! رفت، خدا پشت و پناهش
اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود...
او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت
من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود
یک مشت غزل شد همهیِ دار و ندارم
دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود،
بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم
دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود!
گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است
من تجربه کردم، به همین قبله چاخان بود
حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را،
آگاه نکردند به شری که در آن بود،
ویروس، خطرناکتر از عشق ندیدم
یک قاتلِ بِالفطره اگر بود، همان بود!
هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کَنَم کرد
این تودهیِ بدخیم گمانم سرطان بود :)
#محمدرضا_نظری
دیالوگِ دل
دلتون شاد 😂 #حامد_عسکری #ناصر_فیض https://eitaa.com/DialogueDel
▫️ رفت و غزلم چشمبهراهش نگران شد
دلشورۀ ما بود، دلآرام جهان شد
▫️در اوّل آسایشمان سقف فروریخت
هنگام ثمردادنمان بود، خزان شد
▫️زخمی به گِل کهنۀ ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
▫️آنگاه همان زخم، همان کورۀ کوچک،
شد قلّۀ یک آه، مسیر فوران شد
▫️با ما که نمکگیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چهها کرد و چُنان شد؟
▫️ما حسرت و دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید... زلیخا که جوان شد...
▫️جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
▫️یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
▫️با هر که نوشتیم چها کرد به ما، گفت:
مصداق همان وای به حال دگران شد
#حامد_عسکری