من قلبم به تو عادت کرده انقد که اگه یه روز باهات حرف نزنم حس میکنم قلبی ندارم، ببین من پیش تو همهی وجودم قلبه برا همینه که نبودنت باعث میشه، تنهایی درد نبودِ قلبمو با اعماق وجودم حس کنم همیشه بمون؛ من به قلبم احتیاج دارم.
دلم میخواد چشماتو بغل کنم، خستگی و غماتو بغل کنم، صداتو بغل کنم ولی از این همه خواستن، فقط دوری و فاصله بهم رسیده .
اگه میدیدی با غریبهها رفتارم چجوریه، حلوا حلوام میکردی میذاشتیم روی سرت گل پسر.
چی میشد دور نبودی، همسایه رو به رومون بودی، دمپایتو میپوشیدی میومدی باهم یه چایی میخوردیم.
به نظرم همه آدم ها ی بار باید تا تهش برن؛
تا ته اون چیزی که خیلی بهش اصرار دارن
برن و تا جون دارن براش بجنگن!
اونقدر که خسته و زخمی برگردن
مهم نیست که ته ش برنده شن یا بازنده
مهم اینه که تهشو دیدن.
کسی که تهشو دیده دیگه از هیچی نمیترسه.
مدیون دلش نیست که شاید میشد.