شما که اورا ندیده اید !
چشم هایش،
چشم هایش،
چشم هایش،
باورکنید من هم سیرندیدمش ؛
چشمهایشنگذاشتند. ..
چه گناهی کرده ام .. .
درخوابم هستیُ در بیداری ام نه!
در قلبم هستیُ در چشمم نه !
در سرم هستیُ در آغوشم نه !
در آغوشم بگیر و نجاتم بده ، قاتل به دنبال من است که گاه به گاه در آیینه ها میبینمش.