«حالا من ماندهام و این تهماندهی غلیظ و تیرهی روز.»
- همنوایی شبانه ارکستر چوبها / رضا قاسمی
«من از کلماتِ انتزاعی مثل شکوه، افتخار، شهامت و قربانی بیزارم. تنها چیزی که از جنگ فهمیدم، این بود؛ زخم، درد و مرگ.»
- ارنست همینگوی
«سخته منتظر اتفاقی باشی که میدونی شاید هیچوقت اتفاق نیفته، اما سخت تر از اون بیخیال چیزی شدنه، وقتی میدونی که اون تمام چیزیه که میخوای.»
- ۳۶۵ روز بدون تو / آکیرا
من فقط روی کاغذ میدانم چه بگویم. در زندگی واقعی برای پیداکردن جملهی مناسب مشکل دارم.
- در، ماگدا سابو
بهاری که باید مرا بخنداند، هنوز خیلی از من دور است.
- نیما یوشیج، از نامهای (فروردین ۱۳۰۵)
بعد از این
دیگر کدامین مادر
یکی همانند من و تو را
برای یکدیگر به دنیا خواهد آورد؟
- احمد عارف
«تیک و تاک ساعت همینطور بغل گوشم صدا میدهد. میخواهم آنرا بردارم از پنجره پرت بکنم بیرون، این صدای هولناک که گذشتن زمان را در کلهام با چکش میکوبد.»
- زنده بگور / صادق هدایت
بخشِ زيادی از زندگیات را صرف اين ميكنی كه ديگران دربارهات چه فكر میكنند، سپس پی ميبری شايد يكی از مهمترين بخشهای زندگی اين است كه به حرفِ آدمها اهميت ندهی.
- داستين هافمن
ما در زندگی، همه تنگاتنگ هم افتادهایم. فکر میکنم هنر اصلی، هنر فاصلهها باشد. زیاد نزدیک به هم، میسوزیم. زیاد دور از هم، یخ میزنیم.
- دیوانه وار - کریستین بوبن
خیال میکردم مرگ پدیدهایست مربوط به بدن آدمی حالا میفهمم که فقط یکی از احوال روحی آدم است.
- گور به گور، ویلیام فاکنر
«باید بری جلو، حتی اگه ترسیده باشی. شاید پشت پیچ بعدی، چیزی در انتظارته که تمام دلتنگیهات رو جبران کنه.»
- قصههای مجید / هوشنگ مرادی کرمانی
«اگر میدانستیم آشنایانمان در غیاب ما چه چیزی در مورد ما میگویند، حتی یک کلمه هم با آنها صحبت نمیکردیم.»
- آرتور شوپنهاور