به تو که میرسم، مکث میکنم
انگار در زیباییات چیزی جا گذاشتهام
مثلا در صدایت آرامش،
یا در چشمهایت زندگی...
ارغوان میبینی؟!
به تماشاگه ویرانی ما آمدهاند.
ماندهایم تا ببینیم نبودن را، آخر قصه شنودن را. ارغوان، در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟!
-هوشنگ ابتهاج
دلم میخواهد از لبخندت بنویسم؛
از دلبرانهترین شعرِ جهان، از غزلی که گویا،
سعدی نوشته و شجریان خوانده است:)