ارغوان میبینی؟!
به تماشاگه ویرانی ما آمدهاند.
ماندهایم تا ببینیم نبودن را، آخر قصه شنودن را. ارغوان، در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟!
-هوشنگ ابتهاج
دلم میخواهد از لبخندت بنویسم؛
از دلبرانهترین شعرِ جهان، از غزلی که گویا،
سعدی نوشته و شجریان خوانده است:)
گاهی آدم از شدت غم گریه نمیکند؛
فقط یک گوشه مینشیند
و به این فکر میکند که چطور کسی که دوستش داشت،
اینهمه درد به او داد:)