مـثـل لـالـايـیسـت در گـوشِ خـلـايـق ، شـيـونـم
عـاقـبـت خـود را مـيـان شـهـر آتـش مـیزنـم
سـاده بـودم ، فـکر مـیکـردم حـراسـت کـردهام
بـا خـطـوطِ دفـتـرم از مـرزهـای مـیـهـنـم
بـاز در آئـيـنـه تـصـویـرم کـمـی نـاآشـنـاسـت
از صـدای خـويـش مـیپـرسـم کـه " ايـن آيـا منم ؟ ! "
از تـبِ عـشـق اسـت يـا داغِ بـرادر کـايـن چـنـيـن
مـثـلِ مـرغـی در تـنـور افـتـاده مـیسـوزد تـنـم ؟
ردّ پـای بـوسـهی يـار اسـت يـا خـون رفـيـق
لـکّـهی سـرخـی کـه جـا مـانـدهسـت بـر پـيـراهـنـم
بـار ، سـنـگـيـن اسـت و مـن کـمطـاقـت و دنـيـا حـسـود
خـم شـدن را عـار مـیدانـم ، دعـا کـن بـشـکـنـم !